مسکن یک نیاز اساسی برای هر خانواده ای است. ساکنین شهرهای بزرگ ایران و بخصوص ساکنین تهران در سه سال گذشته یکی از شگفت انگیز ترین افزایش قیمتهای مسکن را تجربه کردند. افزایش افسار گسیخته دیگر آنچنان بوده است که افزایش قیمتها حتی در هر ماه نیز محسوس بوده است. این افزایش قیمتها اگر چه عده ای را صاحب سرمایه ای چند صد میلیونی و حتی چند میلیاردی کرده است اما فشار زیادی بر قشر مستاجر و آنها که در رویای خانه دار شدن هستند وارد کرده است. توجه داشته باشید که قبل از این افزایش قیمتها نیز خرید مسکن برای حقوق بگیران آنقدرها هم ساده نبود و نیاز به چندین سال پس انداز داشت و حالا با این افزایش قیمتها دیگر خرید مسکن حتی در تصور بسیاری نیز نمی گنجد. با وجود وعده های دولت برای تلاش کاهش یا تثبیت قیمت مسکن حتی از بهمن ماه سال گذشته تا اردیبهشت ماه امسال نیز شاهد روند افزایشی قیمتها بودیم. در تصویری که از آگهی های روزنامه همشهری (شانزدهم اردیبهشت) تهیه کردم میتوانید نگاهی به قیمتهای آپارتمانهای کوچک در مناطق مختلف بیاندازید. در مناطق غربی تهران (مانند پونک و جنت آباد) قیمت مسکن بیش از دو میلیون و دویست هزار تومان برای هر متر مربع است، در شرق تهران (تهرانپارس، نارمک) نیز قیمت مسکن بین یک میلیون و هشتصد تا دو میلیون و دویست هزار تومان و در مناطق مرکزی و شلوغ بین بیش از یک میلیون و ششصد هزار تومان در مناطق متوسط حنوب شهر بیش از یک میلیون و دویست تا یک میلیون و ششصد هزار تومان (در تصویر میتوانید آگهی یک آپارتمان در شهر ری با قیمت هر متر بیش از یک میلیون و چهارصد هزار تومان را ببینید) و در مناطق میانی و متوسط تهران بین دو میلیون تا سه میلیون تومان است و مناطق شمالی تر و همچنین مناطق نوساز و خوش آب و هوا (مانند شهرک غرب؛ سعدت) قیمت مسکن از سه میلیون تومان نیز بالاتر است. و خالی از لطف نیست که ببنیم که در خیابان معروف فرشته قیمت آپارتمان (و نه الزاما نوساز) از متری هشت میلیون تومان شروع می شود. برای اینکه این قیمتها را بهتر درک کنیم بگذارید آنها را با درآمد کارمندان و حقوق بگیران مقایسه کنیم.

در ادامه مطلب میتوانید متن کامل را مطالعه کنید...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 4:51  توسط علیرضا
|
در نزدیکی تهران و در دامنه های البرز بهشت دیگری است...


چند تصویر دیگر را در ادامه مطلب ببینید...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:52  توسط علیرضا
|
در مغزم یک پیغام بزرگ چشمک می زد. هشدار هشدار هشدار و لحظه ای بعد همه چیز از کنترل خارج شد.
یک پیاده روی شبانه به همراه کنجکاوی باعث شد که آخرین پرنده ای باشم که با سر به سمت پایین سقوط کنم. احتمالا با بانجی جامپینگ آشنا هستید همانی که مردم با بستن یک کش از ارتفاع (مثلا پلها) سقوط میکنند و البته بگذریم از صحنه های دلخراشی که به علت ارزیابی اشتباه قربانی پس از پرتاب با مغز به زمین میخورد. همیشه دوست داشتم که بانجی جامپینگ را تجربه کنم و فرصتی شد که در مقیاس کوچک و آماتوری در اولین مرکز بانجی جامپینگ تهران این تجربه را به دست بیاورم. پس از ارزیابی وزن و فشار از کلی پله بالا رفتم و پس از صحبت کوتاهی با مربی و بستن کش و طناب حمایتی آرام رفتم به سمت جایگاه پرتاب، از قرار نگاه به پایین آنقدر تاثیر بدی دارد که مربی گفت که به هیچ وجه پایین را نگاه نکن ،یسیار هیجان زده بودم و دست به سینه و در حالیکه روبرو را نگاه می کردم فاصله ام را تا لبه جایگاه کم کردم ، آخرین جمله مربی این بود که آماده ای ... برو ... باید بگویم ترسناک ترین بخشش همین لحظه اول پرتاب بود و بعد حتی قدرت فکر کردن هم نداشتم، همه چیز سریع گذشت تا اینکه ارتجاع کش مجددا مرا بالا برد و به نوعی در بین زمین و آسمان یویو شدم. حقیقتش بعد از اولین ارتجاع کش احساس خوبی نداشتم از اینکه وضعیتم در کنترل خودم نیست. به هر حال بعد از چند بار بالا و پایین آمدن کم کم به سمت پایین هدایت شدم و لحظه ای که به زمین رسیدم تقریبا شوکه شده بودم و بخصوص اون لحظه اولی که خودم را به پایین پرت کردم تو ذهنم بود. بانجی جامپینگ واقعا ورزش هیجان انگیزی است و احتمالا اگر فرصت دیگری دست دهد مجددا آنرا تجربه میکنم ولی اولین تجربه ام زیاد هم با تصور اولیه ام از این ورزش همخوانی نداشت. حس پرواز به آن شکلی که فکر میکردم نبود و پس از ارتجاع کش هم احساسی شبیه تجربه یک بازی خیلی پرهیجان شهر بازی داشتم ولی همان یک یا دو دقیقه و بخصوص لحظه پرتاب خیلی رو ذهنم تاثیر گذاشت و به نوعی از آن تجربه هاست که تا مدتها روی ذهن آدم باقی می ماند.
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 4:25  توسط علیرضا
|
در مسیری که در شکوفه درختان احاطه شده است و هوای خنک و خوشایندی که سینه ات را نوازش می دهند می رویم تا به آبشار ایگل برسیم. اما هدف آبشار نیست و تمام آنچه میخواهیم در مسیر رسیدن به آنجاست. مسیر سرشار است از منظره های جاودیی ، درختان پر از شکوفه بودند و هوا خنک، آن بالاها کمی برف هم بود. دورنمای کوهها و دامنه های سبز و تلفیق آنها با موسیقی Era , Gregorian ، Gary Moore و جو ساتریانی لحظه ها مرا تسخیر کرده بودند.

چند تصویر دیگر در ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 21:24  توسط علیرضا
|
مقاله اخیر مسیح علی نژاد در روزنامه اعتماد ملی آنچنان موثر بود که مهدی کروبی موسس حزب اعتماد ملی را به معذرت خواهی وا داشت.
علی نژاد در مقاله خود شور و شوق مردم و استقبال از رئیس جمهور در سفرهای استانی را با خوش رقصی دلفینها به خاطر گرسنگی برای مربی خود مقایسه کرده است. میتوان انتظار داشت که در نشریات منتقد یا مخالف دولت وقت مقالاتی در نقد، اعتراض و گاهی تمسخر عملکرد مسئولین دید. اما تحقیر مردم با مقایسه آنها با حیوانات پدیده جدیدی است که امیدوارم دیگر شاهد آن نباشیم. به راستی چگونه میتوان به دمکراسی اعتقاد داشت وقتی ارزشی برای انتخابها و رفتار سیاسی مردم قائل نباشیم و به نوعی رفتار آنها را با رقاصی دلفینهای گرسنه مقایسه کنیم؟
استقبال گسترده و حتی حرکات عجیب و غریب و هیجانزده در استقبال از مقامات بلندمرتبه سیاسی کشور چیز تازه ای نیست. در زمان دولت خاتمی نیز شاهد اینگونه استقبالها و چه بسا در مواردی گسترده تر بودیم و این قضیه در مورد رئیس جمهورهای قبلی نیز صادق بوده است. آیا شور و شوق مردم در سفرهای استانی رئیس جمهورهای پیشین نیز به خاطر گرسنگی ایشان بوده است؟ یا در حال خوش رقصی برای مربی خویش بوده اند؟
برای مردمی که شاید برای یک یا دو دهه مقامات بلندپایه کشورشان را تنها در تصویرهای تلویزیونی پایتخت دیده اند طبیعی است که از دیدارهای استانی مقامات و حضور آنها در شهرشان استقبال کنند. درباره نامه های زیاد مردم و طرح مشکلاتشان در این سفرها خوانده ایم اما ریشه این مشکلات فقط برای چند سال اخیر نیست.
مردم از مزیتهای انتخابها و رفتارهای سیاسی خود بهره مند شده و البته تاوان انتخابهای نادرست را نیز خواهند داد اما پذیرفتنی نیست که به عنوان یک ایرانی که حداقلهای دمکراسی را باور داریم به جای اطلاع رسانی برای بالابردن قدرت تشخیص و انتخاب مردم آنها را تحقیر کنیم به خصوص که اینگونه رفتار و مقالات عملا نتیجهای برعکس می دهند.
+
نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:15  توسط علیرضا
|
خسته از هوای دودآلود تهران به دنبال گریزگاهی هستی و طبیعت آغوش پرمهری دارد. در نزدیکی آلوده ترین شهر کشور طبیعت زیبایی است که تنها ساعتی وقتی برای کشف و تجربه آن لازم است. در کیلومتر 92 جاده فیروزکوه طبیعت البرز یک شگفتی دارد. دیدار غار رودافشان تجربه جالبی است اگرچه شاید چندان آسان نباشد. طبیعت زیبا و البته تجربه ورود به یک غار بزرگ که در زمان حضور ما معدود نور افکنهای ورودی آن نیز روشن نبود و نور چراغ قوه ها و البته گرمی شوخی دوستان روشنی بخش مسیر بود . زمین خیس و ناهموار و فضای تاریک آن اگرچه انرژی زیادی می گرفت ولی ارزشش را داشت بخصوص اینکه غار بزرگی است و میتوانید مدتها در آن حرکت کنید و تمام هم نمی شود. در ادامه چند تصویر از این گردش یک روزه و طبیعت رودافشان را میتوانید ببنید. در ضمن برخی آژانسها یا گروههای طبیعت گردی تورهای توریستی یک روزه برای سیاحت این غار دارند.

بقیه تصاویر در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 5:16  توسط علیرضا
|
اوپن سوشیال ( Open Social ) از آن واژه هایی است که ممکن است در آینده نه تنها بیشتر درباره آن بخوانیم بلکه بارها آنرا تجربه کنیم. اجازه دهید قبل از تعریف Open Social نگاهی به گذشته بیاندازیم. احتمالا با RSS آشنا هستید یک خروجی XML از آخرین عناوین و خلاصه ای از مطالب سایتهای خبری یا وبلاگها که قابل استفاده در نرم افزارها و سایتهای مختلف است. آر اس اس به شما کمک میکند که بدون نیاز به رفتن و مطالعه سایت خبری یا وبلاگی مطالب آنرا در نرم افزار یا سایت خبرخوان (مانند Google Reader) مطالعه کنید یا عناوین خبری یا محتوای یک سایت را در وبلاگ یا سایت خود نمایش دهید. بزرگترین ویژگی RSS ا فرمت استاندارد و رایج برای خروجی سایتها به شکل XML است بنابراین برنامه ها و نرم افزارها دقیقا می دانند با چه چیزی طرف هستند و قدرت تفکیک و پردازش آنرا دارند. همین فرمت خروجی تحولی بزرگ در دنیای وب بود و کم کم تلاش شده است که فرمتها و رابطهای استاندارد دیگری نیز برای کارهای دیگر ایجاد شود.
این روزها بازار سایتهای شبکه های اجتماعی مانند Orkut یا MySpace و Facebook داغ است و این سایتها کاربران زیادی را جذب کرده اند و در این میان ابتکارهای جالبی نیز در بین این سایتها استفاده شده است برای مثال سایت Facebook با انتشار بخشی از جزئیات کد خود و همچنین نحوه ارتباط و دریافت اطلاعات باعث شده است که هزاران نرم افزار کاربردی کوچک برای این سایت توسط برنامه نویسان مستقل و خارج از تیم فیس بوک نوشته شود. این قضیه یکی از امتیازهای اصلی و عامل موفقیت بیشتر این سایت شده است چرا که حداقل کاربران با سایتی متفاوت و البته جذابتر نسبت به دیگر سایتهای شبکه های اجتماعی کار میکنند و اینهمه تنها به دلیل امکان فراهم نمودن بستری برای تبادل اطلاعات بین سایت و این نرم افزارها بوده است.
مدتی قبل برنامه نویسان گوگل تصمیم به ارائه رابط کاربری و استانداری برای تبادل اطلاعات با سایتهای شبکه های اجتماعی گرفتند نتیجه کار Open Social نام گرفت. اوپن سوشیال در واقع تکنولوژی با برنامه خاصی نیست بلکه طرح شیوه ای کامل برای تبادل اطلاعات با سایتهای شبکه های اجتماعی است شبیه آنچه با RSS اتفاق افتاد. اوپن سوشیال علاوه بر آنکه در سایت Orkut که متعلق به گوگل هست ارائه شد بلکه خیلی زود دیگر سایتهای شبکه اجتماعی نیز به استقبال از آن رفتند و سایتهای مانند MySpace ، یاهو، Hi5 ، Plaxo و دهها سایت مشابه دیگر آنرا تایید و ارائه کردند. نتیجه اینکار امکان دریافت یا تبادل ساده تر اطلاعات از طریق برنامه ها و اسکرپیتهاست. رابط Open Social به برنامه نویسان اجازه می دهد با جاوا اسکریپ یا هر زبان برنامه نویسی دیگری و با کمترین کد با هر سایتی که Open Social را پشتیبانی میکند ارتباط برقرار کنند و خروجی آنرا که بصورت XML است پردازش و یا نمایش دهند. این شیوه نه تنها امکان نوشتن برنامه کوچک را در قالب این سایتها امکان پذیر می کند بلکه مثلا در برنامه های کوچکی که gadget نام دارند و در گوشه وبلاگ یا صفحه شخصی خودتان نیز از اطلاعات این سایتها استفاده کنید و فهرست دوستانتان در اورکات یا سایت مشابه دیگری را نمایش دهید. این قضیه صرفا به دریافت اطلاعات نیز محدود نمی شود و حتی برای ارسال اطلاعات نیز به میتواند به کار رود و مثلا می توانید بدون رفتن به سایت Orkut و از طریق نرم افزار و یا سایتی دیگر تصویر پروفایل یا فهرست دوستانتان را تغییر دهید.
اوپن سوشیال تازه در آغاز راه است و هنوز آنقدرها هم مطرح نشده است با اینحال پتانسیال زیادی برای تجربه برنامه نویسان دارد و قطعا بزودی شاهد برنامه های جالبی در این زمینه خواهیم بود. بسیاری از سایتهای مطرح (تقریبا بغیر از Facebook که احتملا Open Social را رقیبی برای خود می بیند) از این شیوه تبادل اطلاعات پشتیبانی کرده اند که این قضیه بزرگترین امتیاز Open Social و عامل موفقیت آن در آینده خواهد بود.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 5:50  توسط علیرضا
|