X
تبلیغات
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
بسیاری تجربه کار در یک شرکت یا سازمان را داشته یا هم اکنون نیز کارمند هستند.مهم نیست شما چه تحصیلات یا تخصصی دارید وقتی در شرکت یا سازمانی که سهمی در مالکیت آن ندارید کار میکنید یک کارمند هستید و البته این به هیچ عنوان بد نیست.اگر سالهاست که جایی کار میکنید به احتمال بسیار زیاد تجربه لازم برای کارمند بودن را دارید اما طبیعتا بخشی از کسانی که تازه وارد بازار کار می شوند تجربه یا اطلاعات لازم  در این زمینه ندارند و این باعث می شود که گاهی هزینه بالایی برای کم تجربگی خود بپردازند. اگرچه آنچه خواهم گفت اصول کارمند خوب بودن نیست اما تجربه شخصی من در طول سالیانی بوده که کارمند بوده ام و فکر میکنم برای تازه کارها بخصوص مفید باشد.

1. فریب شعارهای فریبنده را نخورید
«ما در این شرکت همه عضو یک خانواده هستیم» این سیاست جدید دنیای سرمایه گذاری است برای اینکه کارمندان را تشویق به کار بیشتر یا وجدان کاری کند و گرنه همچون گذشته به شما به عنوان یک نیروی کار حساب خواهد شد و همچنان سود و هزینه های حضور شما محاسبه می شود. شما وقتی عضو یک خانواده هستید که شرکت یا سازمانی که برایش کار میکنید با شما مانند عضوی از خانواده برخورد کند نه اینکه از شما بخواهد شما همچون خانواده خود با شرکت و منافعش برخورد کنید! البته لازم نیست به مخالفت با این شعار بپردازید ومیتوانید همچنان در هنگام شنیدن آن سرتان را تکان دهید و لبخند رضایت بزنید اما واقعیت این است که نباید روی آن حساب کنید مگر آنکه واقعا برخوردی در خور عضوی از یک خانواده از شرکت خود ببینید.

2. کار زیاد در ماههای اول استخدام اشتباه است
دهها کارمند دیده ام و البته خود نیز مرتکب این اشتباه شده ام که در روزها یا ماههای اول کار برای نشان دادم توانایی های خود بخصوص نسبت به دیگر کارمندان بخشی که در آن مشغول به کار بوده ام بیشتر کار کرده ام. اما مراقب باشید اینکار بالقوه میتواند اشتباه باشد اول آنکه وقتی زیاد کار میکنید ممکن است وقتی برای ایجاد ارتباط دوستانه با دیگر کارمندان نداشته باشید و از طرفی خود را به عنوان یک رقیب (ونه یک همکار) به دیگر کارمندان نشان دهید و معمولا در این شرایط نگاه دیگر کارمندان (بخصوص در بخش خودتان) به شما مثبت نخواهد بود و باور کنید گاهی نگاه مثبت همکاران به شما حتی از نگاه مثبت مدیر هم لازم تر است. از طرفی شما در روزها یا ماههای اولیه شوق و ذوق دارید یا میخواهید خود را به مدیران شرکت اثبات کنید اما مطمئنا شما همیشه آنقدر انرژی و وقت نخواهید داشت و بعد از چند ماه به حالت پایدارتری می رسید ولی شما انتظار مدیران را از خود بالا برده اید و مدیران شما ممکن است این حالت پایداری شما را به عنوان افول یا عدم شوق در کار معنا کنند. بسیاری از کسانی که روزهای اول دیوانه وار کار کرده اند صحبتهایی مانند اینکه مانند روز اولت نیستی یا مانند گذشته دل به کار نمی دی را از مدیران خود شنیده اند. وقتی شما در شرکت یا سازمانی حتی بصورت آزمایشی کار خود را شروع میکند بخش بزرگی از مراحل انتخاب خود را سپری کرده اید لازم نیست بیش از توان همیشگی خود کار کنید تنها کافیست خوب کار کنید و اشتباه کمی داشته باشید میتوانید به دیگر کارمندان نگاه کنید و در حد همانها انرژی و زمان در شرکت صرف کنید و وقت مناسبی را صرف ایجاد رابطه خوب با همکارانتان کنید موردی که حتما در ادامه فعالیت شما در شرکت موثر خواهد بود.

3. نگذارید پرداخت حقوقتان عقب بیافتد
اگر دیدید حقوق شما بیش از دو ماه عقب افتاد حتما به فکر صحبت جدی با کارفرمای خود باشید و یا به  احتمال تغییر شغل فکر کنید. حقیقت این است که بسیاری از کسانی که  پس از ماهها حقوقشان را دریافت نکرده و در نهایت شغل خود را ترک کرده اند به امید بهتر شدن اوضاع و دادن فرصت به کارفرمای خود بوده اند. اجازه ندهید که کارفرما  با حقوق شما سرمایه گذاری کند شما سرمایه گذار مالی شرکت یا سازمان خود نیستید در ضمن اگر کارفرمای شما مشکل مالی داشته باشد با افزایش حقوق معوقه مشکلش بزرگتر می شود و در واقع پرداخت حقوق برایش سخت می شود. به شکلی با کارفرما برخورد کنید که اولین اولیتش در پرداختها و هزینه حقوق شما باشد و این قضیه را  جدی بگیرید و نترسید، بهتر است صریح با کارفرمای خود صحبت کنید و احتمالا با یادآوری وظایفش او را کمی ناراحت کنید تا اینکه دچار مشکلات مالی شده یا نسبت به کار خود سرخورده شوید.

4. انتظار مدیران از زمان و وقت کارمندان را در حد معقول نگاه دارید
اشتباه بسیاری از کارمندان (حتی از نوع با تجربه اش) بالا بردن سطح انتظار مدیران از خودشان است. در حالیکه که کارمندان فکر میکنند در حق مدیر خود لطف میکنند گاهی سطح انتظار او را به شکل غیرمعقولی  بالا میبرند مسئله ای که در نهایت ممکن است به ضررشان تمام شود.واقعا لازم نیست برای کار خود بیشتر از حد مشخص شده و معقول وقت صرف کنید این وظیفه کارفرما و مدیران شرکت یا سازمان هست که کارها را به شکلی مدیریت کنند که در حد توان و وقت نرمال نیروی انسانی  حاضر کارها انجام شده و یا نیروی انسانی بیشتری به کار گیرند. لازم نیست روزهای متعددی در طول ماه اضافه کاری کنید یا در روزهای تعطیل سر کار بروید وقتی مدیر یا کارفرما از شما میخواهد که مثلا روز تعطیل سرکار بیایید میتوانید خیلی محترمانه بگویید که برای آن روز برنامه ریزی کرده اید و نمیتوانید سرکار باشید بخصوص اجازه ندهید که مدیر چندبار با جواب مثبت شما در این زمینه مواجه شود و مطمئن باشید اگر چند بار پشت سر هم جواب مثبت به کاربیشتر یا در زمان تعریف نشده به مدیر خود بدهید او دیگر آنرا نه به عنوان یک انتخاب یا لطف شما بلکه به عنوان یک حق برای خود در نظر گرفته  و آنرا از شما انتظار خواهد داشت و چه بسا با جواب منفی شما به درخواستهای مشابه در آینده از شما ناراحت شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 14:4  توسط علیرضا  | 

دولت در سالهای اخیر در مواردی از شیوه ای که معمولا توسط دلالها و واسطه ها استفاده می شود برای کنترل بازار و قیمتها استفاده کرده است. این شیوه ای ساده است، اگر واسطه ها از گران شدن در آینده نزدیک می گویند و باعث ایجاد تقاضای کاذب می شوند، دولت با ماشین رسانه ای خود از ارزانی یا عرضه زیاد در آینده نزدیک می گوید. این شیوه در زمان گرانی مسکن در حدود چهار سال همراه با برخی از شیوه های کنترل بازار کم و بیش جواب داد. همچنین در مواردی نیز در ارتباط با عرضه سکه و ارز نیز دولت این شیوه را بکار بست و تنهای ادعای عرضه ارزان تر یا در حد نیاز بازار توانست بازار ملتهب را آرام کند. اما این راهکار همیشگی نیست و حداقل تا زمانی کارآمد است بازار و مردم به توان و ادعای مسئولین مطمئن باشد. متاسفانه در دو سال اخیر دیدیم که ادعای مسئولین نهادهای اقتصادی کشور در کنترل قیمتها در بازار درست از کار در نیامد. فروش مستقیم سکه از بانکها حتی یک هفته دوام نداشت یا دلاری که مسئولین با شادمانی و اطمینان از تک نرخی شدن آن می گفتند تنها بر روی کاغد یا جدول قیمت برابری ارزها در سایت بانک مرکزی جا خوش کرد. حقیقت این است که ریسمان اطمینان بین بازار و نهادهای اقتصادی مدتی است که  از هم گسیخته است. دیگر مصاحبه ها یا ادعاهای مسئولین تاثیر مثبتی در بازار که ندارد هیچ گاهی بازار را ملتهب تر هم  میکند. رئیس بانک مرکزی از عرضه دلار به اندازه کافی در بازار می گوید، از عرضه ارز به هر اندازه که واردکنندگان میخواهد می گوید ،  از تک نرخی شدن می گوید، از ارز مبادلاتی می گوید و... در همه موارد واکنش حرفهای ایشان در بازار جز افزایش قیمتها نیست.
بازار بی رحم است در همه جای دنیا اینگونه است، حرفها را گوش میدهد اما دستها را می بیند. بازار اکنون میداند که نهادهای اقتصادی نیستند که بازار را کنترل می کنند بلکه آنها هم اکنون دنباله رو بازار هستند (نمونه اش قرار دادن مبنای ارز مبادلاتی براساس نرخ برابری ارز در بازار آزاد با اندک درصدی کاهش یا آزاد سازی قیمت خودرو) و البته مردم نیز شاهد این روند هستند و مشخص است که این روند نتیجه خوشی را برای اکثریت مردم نخواهد داشت. بی تردید مهمترین راهکاری که مسئولین میتوانند در متوقف کردن این پروسه خانه خراب کن بردارند برداشتن گامهای کوچک برای ایجاد اعتماد و تاثیر در بازار است. ادعاهایی کوچکتری که درست اجرا شوند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 1:35  توسط علیرضا  | 

مدتی است که بسیاری از فروشندگان موبایل بصورت اجباری مبلغ جداگانه ای را به عنوان نصب نرم افزار یا آنتی ویروس از خریدار میگیرند. با توجه به تثبیت و مشخص بودن قیمت سخت افزار در بازار، فروشندگان روش جدیدی را برای کسب سود در نظر گرفته اند و آن فروش نرم افزار رایگان یا کرک شده است  آنها برای نصب چند برنامه یا آنتی ویرویس رایگان یا کرک شده مبالغی که معمولا بالای چهل هزار تومان است دریافت میکنند و جالب آنکه فروش موبایل یا گارانتی آنرا منوط به نصب این نرم افزارها می دانند. این روش کسب درآمد سوء استفاده از بی اطلاعی خریداران و فریب آنهاست. اما ساده ترین و بهترین روش مبارزه با این شیادی اطلاع رسانی است. استفاده از اکثریت موبایلهای موجود در بازار  نیازی به نصب نرم افزار خاصی ندارند. اگر نیازی هم باشد شما براحتی با وصل موبایل به کامپیوتر شخصی خود و استفاده از سی دی همراه موبایل یا با استفاده از اینترنت میتوانید نرم افزار آنرا نصب و به روز کنید. همچنین گارانتی موبایل مربوط به سخت افزار آن است و استفاده از چند برنامه بخصوص آنتی ویرویسهای کرک شده نمیتواند به سلامتی سخت افزار کمکی کند بنابراین منوط کردن گارانتی به نصب این برنامه ها نیز شیادی است.
اگر این روزها قصد خرید موبایل داشتید حواستان باشد که به هیچ عنوان فریب این روش فروشنده را نخورید و توجه داشته باشید همواره جایی را میتوانید پیدا کنید که بدون نیاز به پرداخت اجباری برای نصب چند برنامه رایگان موبایل دلخواه خود را خریداری کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 22:35  توسط علیرضا  | 

فقط چند لحظه کنارم بشین

                                          یه رویایه کوتاه، تنها همین

ته آرزوهایه من این شده

                                           ته آرزوهایه ما رو ببین

فقط چند لحظه کنارم بشین

                                            فقط چند لحظه به من گوش کن

هر احساسی و غیره من تو جهان

                                            واسه چند لحظه فراموش کن

...

فقط چند لحظه به من فکر کن

                                           نگو لحظه چی رو عوض میکنه

همین چند لحظه برای یه عمر

                                            همه زندگیمو عوض میکنه

آلبوم « عاشقانه ها » از احسان خواجه امیری مدتی است که به بازار آمده است و آنطور که از اسم آلبوم نیز مشخص است آهنگ های عاشقانه ای دارد. همه آّهنگهایش البته آنقدرها خوب نیست. آهنگ « آرزو » به نظرم بهترین آهنگ این آلبوم است ( تو رو آرزو نکردم / این یعنی نهایت درد / خیلی چیزا هست تو دنیا / که نمیشه آرزو کرد)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391ساعت 6:58  توسط علیرضا  | 

نمی‌دونم تو کی بودی اما

                                     منِ دیوونه رو  مجنون کردی

دلمو  تو عشق تو گم کردم
                                   
                                   وقتی موهاتو پریشون کردی

 

این روزها دارم عادت میکنم به این حلقه که بر انگشت چهارمم جا خوش کرده است برای منی که سی و چهار سال هیچ انگشتر و یا آویزی استفاده نکردم غریب است.
این روزها واژه های جدیدی در زندگی ام جا خوش کرده اند او را با واژه های جدید صدا می زنم.
این روزها نام جدیدی بر صفحات شناسنامه ام جا خوش کرده است
این روزها، این شبها در دلم نامی ماندگار شده است
این روزها، این شبها چیزهای خوبی بر دستم، بر دلم و بر زندگی ام جا خوش کرده اند.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 4:31  توسط علیرضا  | 


امروز در تقویم ایران روز ازدواج است و در چنین روزی من ازدواج کردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391ساعت 17:27  توسط علیرضا  | 

سالها قبل و زمانی که استفاده از اینترنت کم کم در کشور رایج می شد در یک شرکت سرویس دهنده اینترنت کار می کردم. آن زمان تقریبا هیچ فیلترینگی وجود نداشت و شاید کم و بیش برخی شرکتهای سرویس دهنده خود اقدام به مسدود سازی برخی سایتهای غیراخلافی معروف می کردند. اما کم کم  فیلترینگ رایج تر شد و در آن زمان شاهد بودم که برخی از کاربران و آشنایانی که در شرکت رفت و آمد داشتند به دنبال فیلترشکن بودند اما آن زمان وقتی کسی میگفت فیلترشکن همه ما میدانستیم برای چه میخواهد و آنها که دنبال فیلترشکن بودند آهسته و با خجالت درخواست خود را مطرح می کردند. وقتی اولین موج فیلترینگ توسط دولت شروع شد در ابتدا به غیر از سایتهای غیراخلاقی چند سایت ضد دینی یا مربوط به گروههای تروریستی فعال علیه نظام مسدود شدند و حتی به خاطر دارم وزیر مخابرات وقت صحبت از عدم فیلترشدن سایتهایی به مانند بی بی سی کرد و حتی زمانی که سایت گویا که آن زمان یک پرتابل خبری معروف بود مسدود شد ایشان در جلسه ای با مدیر این سایت ( که در حاشیه یک برنامه بین المللی در یکی از کشورهای اروپایی برگزار می شد) قول بررسی به ایشان دادند.
اما فیلترینگ به مانند آنچه در ابتدا گفته می شد پیش نرفت خیلی زود سایتهای سیاسی یا خبری مانند بی بی سی، گویا،صدای آمریکا و ... فیلتر شدند و آن زمان بود که دیگر کاربران،آشنایان یا دوستان در بیان درخواست خود برای فیلترشکن صدای خود را کم نمیکردند یا خجل زده نبودند. اما بازهم اینگونه درخواستها به کسانی که یا به دنبال مشاهده برخی سایتهای غیراخلاقی هستند یا علاقمندان به مطالعه سایتهای خبری خارج از کشور بودند محدود بود. اما روند فیلترینگ تا این حد نیز محدود نشد  و با فیلتر شدن اورکات و برخی سایتهای دیگر کم کم وارد حوزه سایتهای پربازدید و با عمومی تر شد و اینچنین شد که استفاده از سایتها و بخصوص نرم افزارهای فیلترشکن بین اکثر کاربران رایج شد و کمتر کاربرانی با اسم این نرم افزارها آشنا نبود و متاسفانه این روند همچنان ادامه داشت و با فیلتر شدن سایتهای معروف مانند فیس بوک و حتی بلاگر و وردپرس و... دیگر استفاده از ابزارهای مختلف عبور از سد فیلتر نه یک ابزار جانبی بلکه به عنوان ابزار همیشگی مورد استفاده کاربر ایرانی است.
کاربر ایرانی اکنون این ذهنیت را دارد که از حق  استفاده از مهمترین و پربازدیدترین سایتهای دنیا محروم شده است ، برای او شاید مسدود شدن سایتهای غیراخلاقی توجیه پذیر باشد یا شاید بتواند با مسدود بودن سایتهای خبری که احتمالا بر خلاف منافع دولت یا حکومت محتوا منتشر می کند کنار بیاید اما محروم بودن از استفاده از سایتهای عمومی و سرویسهای جدید در اینترنت چیزی نیست که آنرا پذیرفته باشد و قطعا استفاده گسترده از ابزارهای مختلف عبور از فیلتر حتی توسط افراد مذهبی یا طرفداران سرسخت حکومت نشان از این مسئله دارد.
این مطلب در حالی نوشته می شود که گوگل در ایران غیرقابل دسترس شده است و براستی کدام کاربر ایرانی میتواند این منطق را بپذیرد که استفاده از گوگل مضر است و بایستی محدود شود؟ 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1391ساعت 16:26  توسط علیرضا