تبليغاتX
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
 
 
این روزها به جامعه، اطرافیان و جوانان که نگاه می کنم رفتاری اقتصادی در آنها می بینیم که برایم چندان قابل درک نیست. من از آن گروه آدمهایی هستم که معتقدند باید از پول و درآمد خود لذت برد اما در عین حال همیشه برایم مهم بوده که تناسبی در این میان باشد و در واقع هر فردی بنا به درآمد و البته نگاهش به آینده میتواند از درآمد خود لذت ببرد و مثلا آنرا خرج وسایلی کند که برایش جالب هستند. برایم قابل درک است که  کسی که درآمد  چند صد میلیونی در سال دارد یک خودرو چند صد میلیونی هم سوار شود هرچند که شاید میتوانست پول چنین خودرویی را صرف سرمایه گذاری و گسترش کار خود کند اما به هر حال قابل درک است که این فرد از درآمد خود لذت ببرد. اما قضیه آنجایی برایم غیرقابل درک می شود که مثلا یک منشی با درآمد شاید حدود سیصد هزار تومان به دنبال خرید موبایلی در حدود یک میلیون تومان است در حالیکه شخصاً دیده ام بسیاری از این افراد عملا نیازی به مشخصات فنی چنین موبایلی ندارند و شاید در طول زمانی که چنین موبایلی دارند از توانایی یک موبایل یک میلیون تومانی استفاده نکنند. این قضیه در مورد خرید لباس بسیار رایج است و در واقع خیلی اوقات می بینم افراد بالاتر از سطح درآمد خود صرف خرید لباس و پوشاک می کنند و مثلا فردی که چهارصد هزار تومان درآمد ماهیانه دارد شلواری دویست هزار تومانی می خرد. همانطور که گفتم من از آن گروه افرادی نیستم که معتقد باشند باید حتما درآمد خود را پس انداز کرد یا مثلا صرف سرمایه گذاری، خرید سکه و سهام و.. کنند. اما آنچه که می بینم این است که گویا برخی درکی از زمان و انرژی که صرف کار و کسب درآمد کرده اند ندارند. آیا ارزش دارد که فردی درآمد سه ماه یا حتی بیشتر خود صرف خرید یک موبایل کند؟ یا نیمی از درآمد ماهیانه اش صرف خرید یک کفش یا دو تا تی شرت شود؟ اینجاست که می بینیم افرادی هستند که چندین سال است که کار می کنند ولی پس از چند سال نه پس انداز قابل توجهی ندارد و نه دارایی ارزشمندی و در طول همه این سالها زندگی و عمر خود را گذاشته اند برای خرید پوشاکی با فلان برند و یا وسیله الکترونیکی با فلان مدل و برند.
همه ما بدون شک از داشتن آخرین مدل وسایل الکترونیکی و پوشیدن لباسهای برند لذت می بریم اما بایستی سطح انتظارمان از چیزهای خوشایند با درآمدمان همخوان باشد. یک پیشنهاد عاقلانه این است که اگر از فردا خواستید خریدی کنید به این نگاه نکنید که پول آنرا در حساب بانکی خود دارید بلکه نگاه کنید چند روز از زندگی خود را صرف این خرید خواهید کرد.
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 1:33  توسط علیرضا  | 

نگفتین این جوون کجاست؟ چرا نیست؟ خب امیدوارم شما سالم و سلامت باشید. میهمان بیمارستان بودم در کل این هفته و درگیر تب ،درد شدید در ناحیه پهلو و بدن درد و تنگی نفس و یک سری مشکلات که هنوزم هست ولی  خفیف تر. بیماری و علت آن دقیقا مشخص نشده است اول حدس بر اسپاسم عضلات بود اما در نهایت به نظر میرسد  نوعی پنومونی یا ذات الریه  است و آنطور که امروز دکتر در زمان ترخیص گفت طول درمان پانزده روزه ای دارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 19:3  توسط علیرضا  | 

ببین دستامو یخ کرده
ببین چشمامو بارونه
ببین قلبم بدون تو ترک خورده، دلم خونه

...

هنوزم تلخ و بی فردا به آغوش تو مصلوبم
دارم می میرم از دوریت
                               همه فکر می کنن خوبم


«بخشهایی از شعر یک آهنگ با صدای حامد حنیفی»

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 4:13  توسط علیرضا  | 

این روزها اگر به دنبال عبارات فارسی در گوگل باشید به احتمال زیاد با سایتهای تبلیغاتی و اسپم فارسی برخورد کرده اید. البته بحث یکی دو روز یا یکی دو ماه نیست و مدتهاست که کاربران فارسی زبان از مشاهده سایتهای اسپم در نتایج جستجو در گوگل ناراضی هستند و در وبلاگ های فارسی بارها  نظرات کاربران در اینباره منعکس شده است. گوگل نیز از تلاش برای حذف این سایتها سخن گفته و اگر چه هر از چند گاهی چند سایت  اسپم از نتایج  گوگل حذف شده اند اما همواره سایتهای دیگری جایگزین شده اند. در واقع مشکل اصلی را باید در الگوریتم رتبه بندی گوگل دید چرا که این موضوع آزاردهنده در جستجوگرهای دیگر کم رنگ تر است. نگاهی دقیق تر به نتایج جستجوی عبارات فارسی در گوگل حقایقی از شیوه رتبه بندی گوگل و دلیل وجود سایتهای اسپم در صفحات اول نتایج گوگل را برای ما روشن میکند که به برخی از آنها که به نظرم رسیده در ادامه اشاره خواهم کرد. اما لازم است قبل از اشاره به شیوه فعالیت سایتهای اسپم داشته باشم در بسیاری از موارد این سایتها با استفاده از لیستی از کلمات کلیدی صفحاتی با عنوان و آدرسی که این کلمات کلیدی در آنها وجود دارند ساخته و آنرا با محتوایی تکراری و یا یک کپی از نتایج جستجو در گوگل پر میکنند و در نتیجه با بهره گیری از وجود دقیق عبارات جستجو شده توسط فارسی زبان در محتوای صفحات خود موقعیت مناسبی در نتایج گوگل به دست می آورند. از طرفی نیز شاهد سایتهای نیازمندیها هستیم که آنها نیز در واقع از محتوای آگهی کاربران خود و گاهی محتوای اگهی های کاربران دیگر سایتها و تلاش در جهت درج صدها کلمه کلیدی و لینک در صفحات سایت خود به دنبال کسب موقعیت برتر در نتایج جستجوی گوگل هستند و متاسفانه نقصهایی در سیستم رتبه بندی گوگل باعث شده است کاربران همچنان شاهد اینگونه سایتها در صفحات اول نتایج جستجو در گوگل باشند. اما این نقصها چیست؟

1.اهمیت بسیار زیاد به آدرس صفحات
اگر دقت کرده باشید در بسیاری از مواقع سایتهای اسپم فهرست شده در نتایج جستجو دقیقا عبارات خاصی را در آدرس صفحات URL دارند. به نظر می رسد که گوگل توجه زیادی به وجود کلمات کلیدی در URL صفحات دارد و همین مسئله از چشم اسپمرها دور نمانده و آنها نیز هر آنچه که میتوانند در آدرس صفحات قرار میدهند و یا هزاران صفحه که فقط کلمات کلیدی در آدرس آنهاست می سازند. همین امروز اگر در گوگل یک عبارات خاص و غیرمعمول ( مثلا نام یک فرد) را جستجو کنید سایتهایی که در آدرس صفحات خود این عبارت را دارند در موقعیت بالاتری از سایتها یا وبلاگهایی که   فقط در محتوای خود این عبارت را دارند ولیکن معتبرتر هستند قرار می گیرند.

2. توجه زیاد به تکرار کلمات و یا وجود دقیق عبارات در صفحه
اگرچه میزان چگالی کلمات در محتوا معیاری معمول در موتورهای جستجو جهت رتبه بندی است اما به نظر میرسد که دیگر این معیار کارآمد نیست و اسپمرها با تکرار دهها باره کلمات کلیدی مد نظر خود در محتوا سعی در افزایش رتبه و ارتباط محتوای صفحات سایت خود با کلمات کلیدی مورد جستجوی کاربران دارند.

3.عدم اهمیت به موقعیت واقعی یک صفحه یا سایت
فقط کافیست در مورد برخی از سایتهایی که بارها در نتایج جستجوی عبارات فارسی در گوگل می آیند کمی تحقیق کنید و مثلا تعداد لینکهای موجود به آنها را بررسی کنید. برخی از این سایتها که پای ثابت اکثر نتایج گوگل هستند کمتر از ده یا حتی پنج لینک از دیگر سایتها و بخصوص سایتهای معتبر دارند. در واقع معیار تعداد لینکهای صورت گرفته به یک صفجه از دیگر سایتها که به نوعی به معنای محبوبیت و به رسمیت شناخته شدن آن صفحه است در گوگل کم رنگتر بوده و جای آنرا اهمیت بیشتر به آدرس صفحات و... گرفته است و با توجه به اهمیت  این معیار در جستجوگرهای دیگر (مانند بینگ) شاهد آن هستیم که سایتهای اسپم یا نیازمندیها در دیگر جستجوگرها کم رنگتر از گوگل است.  لازم به ذکر است که اگر چه گوگل در رتبه بندی سایتها به این معیار اهمیت می دهد اما همانظور که اشاره شد نتایج گوگل نشان میدهد که در نتایج جستجو ارتباط محتوای صفحات با عبارات جستجو شده (مثل وجود عبارت در آدرس صفحه) اهمیت بیشتری دارد.

شاید گوگل پیشرفتهای زیادی در الگوریتمهای رتبه بندی و تحلیل محتوایی صفحات انگلیسی داشته است اما با وجود نشانه هایی از پیشرفت در تحلیل زبان فارسی (مثل جستجوی همزمان کلمات مترداف یا مشابه فارسی) در گوگل همچنان این جستجوگر در تشخیص صفحات با اهمیت و مفید برای کاربران فارسی زبان خود موفق نبوده است و به نظر می رسد جستجوگرهایی که از الگوریتهای سنتی و شناخته شده رتبه صفحات استفاده می کنند حداقل در ارائه نتایج پاک تر (از حیث وجود سایتهای تبلیغاتی) موفق تر هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 2:29  توسط علیرضا  | 

نفهمیدم چه شد که باز
یکهو و بی هوا، هوای تو کردم،
دیدم دارد ترانه ای به یادم می آید.
گفتم: شوخی کردم بخدا!
می خواستم صورتم از لمسِ لذیذِ باران
فقط خیسِ گریه شود،
ورنه کدام چشم
کدام بوسه
کدام گفت و گو ...؟!
من هرگز هیچ میلی
به پنهان کردنِ کلماتِ بی رویا نداشته ام.

«بخشی از یک شعر از سیدعلی صالحی»

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 7:6  توسط علیرضا  | 

دقت دارید که در پیغام آشنای دستگاههای خودپرداز اشاره شده است  که اگر رمز کارت شما فاش شد یا اطرافیان از رمز عبور شما مطلع شدند رمز عبور کارت را تغییر دهید. اما در کنار ورود عابربانک مردم با خیلی با فرهنگ استفاده از آن آشنا نشده اند و بانکها نیز ترجیح میدهند آگهی های خود را صرف تبلیغ هدایای افتتاح حساب در بانک کنند تا فرهنگ سازی. ایستاده ای در کنار دستگاه خودپرداز و فردی دیگری که در نوبت است چشمهایش را دوخته به صفحه  نمایش و صفحه کلید دستگاه و و شاید به این بهانه که متوجه شود دستگاه کار میکند یا نه ! و اما آنچه که دیگر برایم نه آزاردهنده که تبدیل به لطیفه ای شده است نحوه استفاده از دستگاه کارتخوان در فروشگاههاست  و  به نظر می رسد بانکهایی که فروشندگان را ترغیب به استفاده از این دستگاه  ها میکنند حساسیت چندانی به نحوه استفاده از کارت خوان ندارند. با دوست یا آشنایی رفته ای فروشگاه یا سوپرمارکت و به دلیل ارزانی خیلی زیاد و ارزش پول بسیار زیاد  کشور با دیدن فاکتور و میزان خرید مجبور به استفاده از کارت می شوی! اما کارت خوان کجاست؟ برخی گذاشته اند پشت فروشنده و یا دیگری گذاشته زیر میز و البته سیمش آنقدر بلند نیست که موقع استفاده بگذارد روی میز! و یکی دیگر هم گذاشته است در  اتاق پشتی که زیاد فروشگاه شلوغ نشود! بعد کارتت را می گیرند و می گویند رمزتان چیست؟ جلوی دوست و آشنا رمز را می گویی !(آنها ندانند که بداند؟)  تجربه شخصی در یک سوپر مارکت نسبتا شلوغ داشتم که صدا به صدا نمی رسید و دستگاه کارت خوان در گوشه ای غیرقابل دسترس مشتری و آن پشت پشتها بود و فروشنده کارت را گرفت و رفت آن دور دورها  در آن هیاهو گفت آقا رمز کارتت ؟! خلاصه آن مشتریان و فروشنده و... همه محرم دانستن رمز کارت شدند!
خلاصه آنکه اگر رمز کارت خیلی خیلی هم مهم نیست دیگر چه کاری است که دستگاه کارت خوان دائم هشدارهای تغییر رمز در صورت فاش شدن رمز را میدهند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 1:29  توسط علیرضا  | 

ربا مفهوم آشنایی در شرع و فقه اسلامی است و البته در قوانین کشور نیز مواد قانونی برای آن در نظر گرفته و در واقع جرم به شمار می آید. هنوز بسیاری در کشور ما هستند که هنگامی که بخواهند از کسی پول دریافت کنند یا حتی پول دهند و بحث سود در میان باشد دست و دلشان می لرزد که مبادا نزول می گیرم یا نزول میدهم و به قول معروف این پولها حلال نیست.

سالهاست در کشوری که قرار بوده اقتصاد آن اقتصاد اسلامی و بانکداری آن نیز بانکداری بدون ربا باشد چگونه است مفهومی داریم که بسیار شبیه ربا هست اما ربا نیست! و اصولا اگر قرار هست که آنچه که توسط بانکها از سالها قبل صورت گرفته ربا نباشد پس دیگر این بحث بانکداری بدون ربا با چه هدفی مطرح شده است؟ توجیه این است که سود بانکی به نوعی در نتیجه مضاریه با مشارکت در سود است و البته در شرایطی میتواند منطقی باشد مثلا اگر شما 100 تومان به حساب سپرده کوتاه مدت با بلند مدت خود در بانک واریز میکنید بانک اگرچه درصد سود مشخصی را به حساب شما هر ماه واریز میکند اما در واقع تنها همان 100 تومان را به شما بدهکار است. اما لحظه ای صبر کنید آیا اگر همین شکل مشارکت برعکس شود یعنی شما پولی از بانک بگیرید نیز صادق خواهد بود؟ مثلا اگر شما 18 میلیون تومان از بانک بگیرید میتواند با پرداخت همان 18 میلیون و حتی کارمزد آن بدهی خود را تسویه کنید؟ نگاهی به اسناد وام نشان میدهد که شما در واقع شما در پرداخت نهایی بانک مبلغ بیشتری بدهکار هستید( در واقع مشابه نزول شما از همان ابتدا بیش از آنچه دریافت کردید بایستی پرداخت کنید) و البته مشارکت در معامله و سرمایه گذاری هم نیست چرا که  شاید مثل  خرید خودرو دیگر سود مشخصی وجود نداشته باشد که بخواهیم وام دهنده را در آن شریک کنیم. همچنین اگر این سود بانکی ربا نیست پس اینهایی که در بازار پولی را با مبلغ مشخصی سود به دیگران میدهند  نیز در واقع ربا نداده اند و به نوعی در سود مشارکت کرده اند. در واقع اگر قرار باشد سود بانکی (بخصوص هنگامیکه بانک وام میدهد) را توجیه کنیم عملا هر آنچه ربا یا مشابه ربا نیز هست نیز توجیه پذیر است.

بحث مهم دیگر این است که بانکها چه نقشی برای مردم دارند؟ آیا آنها مشتاق خدمت به مردم هستند؟ این ولع بانکها (بخصوص بانکهای خصوصی) در جذب سرمایه و گرفتن ساختمانها و راه اندازی شعب خود در گرانترین مناطق و تقاطعهای شهر برای خدمت به مردم است؟  حال بانکها با جذب میلیاردها تومان سرمایه مردم چه خدمتی به مردم می کنند؟ خب احتمال یکی از بزرگترین خدمات ایشان این هست که بخش بزرگی از پول مردم را در حسابهای قرض الحسنه یا سپرده گذاری کوتاه مدت دریافت میکنند و هنگام پرداخت همین پول به مردم دیگر گاهی سودی سه برابر از آنچه پرداخت میکنند دریافت میکنند( در مورد پول فرض الحسنه که اصولا سودی پرداخت نمیکنند). حتی در در مورد سود سپرده گذاری بلند مدت نیز تفاوت میزان سود پرداختی به سپرده گذار و سود دریافتی از وام گیرنده گاهی برابر کل سود پرداختی یا دریافتی بانکها در آمریکای شمالی است.
این بانکها با پول مردم چی می کنند؟ بانکها بزرگترین بازیگران بورس هستند و با خرید و فروش سهام و به معنای واقعی کلمه دلال بازی سهام سود کسب میکنند. یا مثلا موردی که همین دو ماه اخیر اتفاق افتاد و یکی از بانکها میلیونها تومان یا بهتر بگویم چند میلیارد تومان سکه و ارز خرید تا در بازار داغ سکه و ارز شریک شوند و البته تردیدی نیست که چنین معامله ای نه تنها خدمتی به جامعه نخواهد کرد بلکه شاید تاثیر منفی در اقتصاد و بازار داشته باشد. یا چند سال پیش بانک دیگری در بازار داغ مسکن وارد شد و با مدد میلیاردها تومان سرمایه خود وارد بازار مسکن شده و با خرید آپارتمان و... عملا خود یکی از عوامل گرانی مسکن شد. یا در شکلی دیگر بانکها به جای پرداخت وام خرید خودرو ترجیح دادند که شرکتهای لیزینگ خودرو راه اندازی کنند و با سود بیشتری(بیشتر از سود دریافتی از وام خرید خودرو) خودرو بفروشند. همین قضیه اختلاس اخیر اگرچه بسیاری مدیر یک شرکت یا مدیر یک بانک را مقصر دانستند اما با توجه به تعداد بانکهایی که اقدام به تنزیل کردند مقصر بزرگ و اصلی سیستم بانکداری کشور است آنها به راحتی سند مالی بانک دیگری را که اصولا کاربردش چیز دیگری است را  با قیمت پایین تر خریدند( به واژه تنزیل و شباهت آن به نزول  دقت کنید) و اینکار نه تنها خدمت مالی و اقتصادی به جامعه نبوده بلکه عملا باعث ضرر اقتصادی نیز شده است.
بانکهای ایرانی (بخصوص بانکهای دولتی) بخش بزرگی از تبلیغات خود را صرف حساب قرض الحسنه کرده و با انواع و اقسام جوایز سعی در جذب مشتریان اینگونه حسابها دارند به شکلی گویی تبلیغ لوتاری است. آنها مردم را دعوت به حساب قرض الحسنه میکنند چرا که لازم نیست هیچ سودی پرداخت کنند و با وجود تورم بالا در کشور مشتریان علاوه بر  آنکه سودی دریافت نمیکند بلکه از ارزش پولشان نیز کاسته شده است و  جالب است که تقریبا هیچ بانکی به مشتریان وام قرض الحسنه نمی دهد! بررسی کلی عملکرد بانکها نشان از آن دارد که در کل بانکها بخش محدودی از سرمایه و سپرده مردم را صرف پرداخت وام به خود مردم کرده اند.

اگرچه بانک و بانکداری خدمتی اقتصادی و جزو لاینفک از فعالیت اقتصادی جامعه امروزی است اما شاید وقت آن رسیده است که از خود بپرسیم آیا عملکرد امروز بانکهای ایرانی در جهت منفعت جامعه است؟

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 12:6  توسط علیرضا  |