نگفتین این جوون کجاست؟ چرا نیست؟ خب امیدوارم شما سالم و سلامت باشید. میهمان بیمارستان بودم در کل این هفته و درگیر تب ،درد شدید در ناحیه پهلو و بدن درد و تنگی نفس و یک سری مشکلات که هنوزم هست ولی خفیف تر. بیماری و علت آن دقیقا مشخص نشده است اول حدس بر اسپاسم عضلات بود اما در نهایت به نظر میرسد نوعی پنومونی یا ذات الریه است و آنطور که امروز دکتر در زمان ترخیص گفت طول درمان پانزده روزه ای دارد.
1.اهمیت بسیار زیاد به آدرس صفحات
اگر دقت کرده باشید در بسیاری از مواقع سایتهای اسپم فهرست شده در نتایج جستجو دقیقا عبارات خاصی را در آدرس صفحات URL دارند. به نظر می رسد که گوگل توجه زیادی به وجود کلمات کلیدی در URL صفحات دارد و همین مسئله از چشم اسپمرها دور نمانده و آنها نیز هر آنچه که میتوانند در آدرس صفحات قرار میدهند و یا هزاران صفحه که فقط کلمات کلیدی در آدرس آنهاست می سازند. همین امروز اگر در گوگل یک عبارات خاص و غیرمعمول ( مثلا نام یک فرد) را جستجو کنید سایتهایی که در آدرس صفحات خود این عبارت را دارند در موقعیت بالاتری از سایتها یا وبلاگهایی که فقط در محتوای خود این عبارت را دارند ولیکن معتبرتر هستند قرار می گیرند.
2. توجه زیاد به تکرار کلمات و یا وجود دقیق عبارات در صفحه
اگرچه میزان چگالی کلمات در محتوا معیاری معمول در موتورهای جستجو جهت رتبه بندی است اما به نظر میرسد که دیگر این معیار کارآمد نیست و اسپمرها با تکرار دهها باره کلمات کلیدی مد نظر خود در محتوا سعی در افزایش رتبه و ارتباط محتوای صفحات سایت خود با کلمات کلیدی مورد جستجوی کاربران دارند.
3.عدم اهمیت به موقعیت واقعی یک صفحه یا سایت
فقط کافیست در مورد برخی از سایتهایی که بارها در نتایج جستجوی عبارات فارسی در گوگل می آیند کمی تحقیق کنید و مثلا تعداد لینکهای موجود به آنها را بررسی کنید. برخی از این سایتها که پای ثابت اکثر نتایج گوگل هستند کمتر از ده یا حتی پنج لینک از دیگر سایتها و بخصوص سایتهای معتبر دارند. در واقع معیار تعداد لینکهای صورت گرفته به یک صفجه از دیگر سایتها که به نوعی به معنای محبوبیت و به رسمیت شناخته شدن آن صفحه است در گوگل کم رنگتر بوده و جای آنرا اهمیت بیشتر به آدرس صفحات و... گرفته است و با توجه به اهمیت این معیار در جستجوگرهای دیگر (مانند بینگ) شاهد آن هستیم که سایتهای اسپم یا نیازمندیها در دیگر جستجوگرها کم رنگتر از گوگل است. لازم به ذکر است که اگر چه گوگل در رتبه بندی سایتها به این معیار اهمیت می دهد اما همانظور که اشاره شد نتایج گوگل نشان میدهد که در نتایج جستجو ارتباط محتوای صفحات با عبارات جستجو شده (مثل وجود عبارت در آدرس صفحه) اهمیت بیشتری دارد.
شاید گوگل پیشرفتهای زیادی در الگوریتمهای رتبه بندی و تحلیل محتوایی صفحات انگلیسی داشته است اما با وجود نشانه هایی از پیشرفت در تحلیل زبان فارسی (مثل جستجوی همزمان کلمات مترداف یا مشابه فارسی) در گوگل همچنان این جستجوگر در تشخیص صفحات با اهمیت و مفید برای کاربران فارسی زبان خود موفق نبوده است و به نظر می رسد جستجوگرهایی که از الگوریتهای سنتی و شناخته شده رتبه صفحات استفاده می کنند حداقل در ارائه نتایج پاک تر (از حیث وجود سایتهای تبلیغاتی) موفق تر هستند.
«بخشی از یک شعر از سیدعلی صالحی»
سالهاست در کشوری که قرار بوده اقتصاد آن اقتصاد اسلامی و بانکداری آن نیز بانکداری بدون ربا باشد چگونه است مفهومی داریم که بسیار شبیه ربا هست اما ربا نیست! و اصولا اگر قرار هست که آنچه که توسط بانکها از سالها قبل صورت گرفته ربا نباشد پس دیگر این بحث بانکداری بدون ربا با چه هدفی مطرح شده است؟ توجیه این است که سود بانکی به نوعی در نتیجه مضاریه با مشارکت در سود است و البته در شرایطی میتواند منطقی باشد مثلا اگر شما 100 تومان به حساب سپرده کوتاه مدت با بلند مدت خود در بانک واریز میکنید بانک اگرچه درصد سود مشخصی را به حساب شما هر ماه واریز میکند اما در واقع تنها همان 100 تومان را به شما بدهکار است. اما لحظه ای صبر کنید آیا اگر همین شکل مشارکت برعکس شود یعنی شما پولی از بانک بگیرید نیز صادق خواهد بود؟ مثلا اگر شما 18 میلیون تومان از بانک بگیرید میتواند با پرداخت همان 18 میلیون و حتی کارمزد آن بدهی خود را تسویه کنید؟ نگاهی به اسناد وام نشان میدهد که شما در واقع شما در پرداخت نهایی بانک مبلغ بیشتری بدهکار هستید( در واقع مشابه نزول شما از همان ابتدا بیش از آنچه دریافت کردید بایستی پرداخت کنید) و البته مشارکت در معامله و سرمایه گذاری هم نیست چرا که شاید مثل خرید خودرو دیگر سود مشخصی وجود نداشته باشد که بخواهیم وام دهنده را در آن شریک کنیم. همچنین اگر این سود بانکی ربا نیست پس اینهایی که در بازار پولی را با مبلغ مشخصی سود به دیگران میدهند نیز در واقع ربا نداده اند و به نوعی در سود مشارکت کرده اند. در واقع اگر قرار باشد سود بانکی (بخصوص هنگامیکه بانک وام میدهد) را توجیه کنیم عملا هر آنچه ربا یا مشابه ربا نیز هست نیز توجیه پذیر است.
بحث مهم دیگر این است که بانکها چه نقشی برای مردم دارند؟ آیا آنها مشتاق خدمت به مردم هستند؟ این ولع بانکها (بخصوص بانکهای خصوصی) در جذب سرمایه و گرفتن ساختمانها و راه اندازی شعب خود در گرانترین مناطق و تقاطعهای شهر برای خدمت به مردم است؟ حال بانکها با جذب میلیاردها تومان سرمایه مردم چه خدمتی به مردم می کنند؟ خب احتمال یکی از بزرگترین خدمات ایشان این هست که بخش بزرگی از پول مردم را در حسابهای قرض الحسنه یا سپرده گذاری کوتاه مدت دریافت میکنند و هنگام پرداخت همین پول به مردم دیگر گاهی سودی سه برابر از آنچه پرداخت میکنند دریافت میکنند( در مورد پول فرض الحسنه که اصولا سودی پرداخت نمیکنند). حتی در در مورد سود سپرده گذاری بلند مدت نیز تفاوت میزان سود پرداختی به سپرده گذار و سود دریافتی از وام گیرنده گاهی برابر کل سود پرداختی یا دریافتی بانکها در آمریکای شمالی است.
این بانکها با پول مردم چی می کنند؟ بانکها بزرگترین بازیگران بورس هستند و با خرید و فروش سهام و به معنای واقعی کلمه دلال بازی سهام سود کسب میکنند. یا مثلا موردی که همین دو ماه اخیر اتفاق افتاد و یکی از بانکها میلیونها تومان یا بهتر بگویم چند میلیارد تومان سکه و ارز خرید تا در بازار داغ سکه و ارز شریک شوند و البته تردیدی نیست که چنین معامله ای نه تنها خدمتی به جامعه نخواهد کرد بلکه شاید تاثیر منفی در اقتصاد و بازار داشته باشد. یا چند سال پیش بانک دیگری در بازار داغ مسکن وارد شد و با مدد میلیاردها تومان سرمایه خود وارد بازار مسکن شده و با خرید آپارتمان و... عملا خود یکی از عوامل گرانی مسکن شد. یا در شکلی دیگر بانکها به جای پرداخت وام خرید خودرو ترجیح دادند که شرکتهای لیزینگ خودرو راه اندازی کنند و با سود بیشتری(بیشتر از سود دریافتی از وام خرید خودرو) خودرو بفروشند. همین قضیه اختلاس اخیر اگرچه بسیاری مدیر یک شرکت یا مدیر یک بانک را مقصر دانستند اما با توجه به تعداد بانکهایی که اقدام به تنزیل کردند مقصر بزرگ و اصلی سیستم بانکداری کشور است آنها به راحتی سند مالی بانک دیگری را که اصولا کاربردش چیز دیگری است را با قیمت پایین تر خریدند( به واژه تنزیل و شباهت آن به نزول دقت کنید) و اینکار نه تنها خدمت مالی و اقتصادی به جامعه نبوده بلکه عملا باعث ضرر اقتصادی نیز شده است.
بانکهای ایرانی (بخصوص بانکهای دولتی) بخش بزرگی از تبلیغات خود را صرف حساب قرض الحسنه کرده و با انواع و اقسام جوایز سعی در جذب مشتریان اینگونه حسابها دارند به شکلی گویی تبلیغ لوتاری است. آنها مردم را دعوت به حساب قرض الحسنه میکنند چرا که لازم نیست هیچ سودی پرداخت کنند و با وجود تورم بالا در کشور مشتریان علاوه بر آنکه سودی دریافت نمیکند بلکه از ارزش پولشان نیز کاسته شده است و جالب است که تقریبا هیچ بانکی به مشتریان وام قرض الحسنه نمی دهد! بررسی کلی عملکرد بانکها نشان از آن دارد که در کل بانکها بخش محدودی از سرمایه و سپرده مردم را صرف پرداخت وام به خود مردم کرده اند.
اگرچه بانک و بانکداری خدمتی اقتصادی و جزو لاینفک از فعالیت اقتصادی جامعه امروزی است اما شاید وقت آن رسیده است که از خود بپرسیم آیا عملکرد امروز بانکهای ایرانی در جهت منفعت جامعه است؟