X
تبلیغات
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
در تعطیلات آخر هفته  همراه با گروهی از افراد پرانرژی سفری دو روزه به دریاچه نئور داشتم . چهارشنبه شب راه افتادیم و صبحانه را در رستورانی در منطقه ونابین نزدیک گردنه حیران خوریم. ظهر پنجشنبه به دریاچه نئور ( در چند کیلومتری شرق اردبیل  و به طرف خلخال) رسیدیم. در موازات دریاچه حرکت کردیم و بعد از سه ساعت و نیم یا چهار ساعت پیاده روی  و پس از عبور از دریاچه به  منطقه جالب و خوش آب و هوایی که فکر میکنم منطقه کاروان سرای شاه عباسی بود رسیدم. یکی از راهنماهای تور چادرهای اعضاء گروه را برپا کرده بود و ما تقریبا در تاریکی به چادرها رسیدیم. در مسیر شاهد دشتی سرسبز و زیبا بودیم و همچنین از کنار چادر و یا خانه های موقت برخی اهالی و کوچ نشینان نیز گذشتیم. در حالی که به نظر می رسید که چهار ساعت پیاده روی در کوه پایه های سخت ترین کار بوده فردا صبح پس از جمع کردن چادرها در مسیری سخت تر نزدیک به هفت ساعت پیاده روی کردیم و سخت ترین قسمت رسیدن به  منطقه جنگلی طوالش بود. یک سراشیب بی پایان گلی که بخصوص برای کتونی پوشان جمع سخت تر هم بود. به نظر می رسید چند ساعت پیاده روی در چنین راه گلی برای همه اعضا گروه سخت و خسته کننده بود اما در نهایت به پایان رسید و گروه خسته پس از رسیدن به روستان آق اولر (در استان گیلان) سوار ماشین شده و بعد از رسیدن به  شهر هشتپر (یا همان تالش) به تهران بازگشتیم. زیبا ترین تجربه من در این سفر تجربه حرکت در مسیر مه آلود و در عین حال زیبا بود.  در ادامه تصاویری از این سفر را گذاشته ام.

دریاچه نئور


(تصاویر بیشتر در ادامه مطلب)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 14:37  توسط علیرضا  | 

رفتاری آشنا که برایم عادت شده است. از سالها قبل که پارسیک را راه اندازی کردم با چنین رفتاری آشنا شده ام و پس از این سالها پذیرفته ام که بخشی از کار در ایران است. بیماری پنهان جامعه ایرانی که عادت دارد فردی را که نمی پسندد یا مامور رژیم و مامور وزارت اطلاعات بخواند یا ضد انقلاب و عضو سازمانهای موساد و سیا ! این ربطی به مدیران یا سیاستمداران ندارد حتی یک مجری موفق تلوزیونی که مثلا در برنامه های خود با افرادی که برخی نمی پسندد مصاحبه می کند، مزدور رژیم می خوانندش و البته همین فرد وقتی به دلیل رفتاری  برای مدتی ممنوع التصویر می شود برای همان گروه ناگهان  قهرمان و فردی دوست داشتنی می شود.
هستند کسانی که حتی بازیگران معروف چه در سینما و چه در ورزش را ماموران اطلاعات می خوانند و افرادی دیگری که همین افراد را مروج بی بند و باری و فرهنگ مبتذل غربی می خوانند.
درباره برچسب زدن صحبت می کنم جامعه ای که عادت دارد به مخالفین خود بدون مدرک و صرفا براساس فرضیات و تصورات خود برچسب بزند و حتی بعد از مدتی آنرا باور کند. زمانی که پارسیک را راه اندازی کردم بودند دوستانی که نوشتند که بله از کجا معلوم این سایت لاگ جستجوی ایرانیها را سازمانهای اطلاعاتی ندهد! و یا برخی آنرا از اساس مشکوک خواندند. این قضیه در مورد بسیاری سایتهای معروف دیگر نیز تکرار شده است. سالها قبل که بلاگفا را طراحی و راه اندازی کردم هدفم ارائه یک سرویس وبلاگ با تکنولوژی روز بود .زبان برنامه نویسی، پلاتفرم و بخصوص در معماری نرم افزاری آن آنچه که علم روز بود پیاده کردم و میدانید که کیفیت و سرعت و روانی سایت بخصوص در سالهای اولیه آن دلیلی جز آنچه اشاره شد نداشت. هدف دیگرم ارائه سرویسی با حداکثرهای آزادی در نوشتار ، حفظ حریم خصوصی کاربران و جلوگیری از بازیهای سیاسی و استفاده از واژه وبلاگ نویسان برای مقاصد سیاسی  بود. ارزیابی اینکه تا چه حد در رسیدن به اهدافم موفق بودم برعهده دیگران است و میدانم که تلاشم را در حد توان برای رسیدن به این اهداف انجام داده ام هرچند با ورود به فعالیتی جدید شرایط جدید و ناشناخته ای را نیز تجربه کرده ام.
مطمئناً قرار نبوده برای رسیدن به اهداف ذکر شده در برابر قوانین کشور بیایستم یا آنها را رعایت نکنم و در واقع همیشه تلاشم این بوده که در چهارچوب قوانین کشوری که تابع آن هستم عمل کنم و به این مسئله افتخار میکنم اگر رعایت این قوانین از نگاه عده ای حقوق افراد یا بخشی از شهروندان را تضییع می کند داستان دیگری است که طبیعتا این قوانین بایستی مورد نقد و اعتراض قرار گیرند و نه تابعیت یک شهروند ایرانی از قوانین کشورش.اما آنچه تلاش کردم به آن دست پیدا کنم جلوگیری از اعمال سلیقه های سیاسی و فرهنگی در وبلاگهای زیرمجموعه سایت بوده است. تنها دو هفته پس از شروع فعالیت سایت تماسهایی از شخصیتهای حقیقی یا حقوقی در شکایت از محتوای یک وبلاگ خاص شروع شد و گاهی نیز تهدید  می شدم.
همین چندی پیش مدیر یک سایت خبری از من خواست که وبلاگی که در نقد یکی از افرادی سیاسی و از نزدیکان خانوادگی اش  مطلبی نوشته است حذف کنم و وقتی با جواب منفی من رویرو شد در سایت خبری خود مطلبی نوشت که شیرازی حامی ضد انقلاب است!  گروه دیگری برای  مسدود کردن فهرستی از وبلاگها ضرب العجل تعیین میکند و پس از جواب منفی من  بارها و بارها مرا ضد انقلاب و صهیونیسم و همکار موساد و... می خواند. جالب آنکه یکی از افراد همین گروه در بلاگفا وبلاگی داشته و در آن مرا ضد انقلاب و صهیونیست میخواند (اتهاماتی که  بارحقوقی دارند) و  پس از آنکه با وبلاگش برخورد می شود فریاد سر میدهد که بلاگفا وبلاگ منتقدین خود را مسدود می کند! گویی بنده بایستی از جیب خود هزینه کنم تا ایشان مرا ضد انقلاب بخوانند و تهمت بزنند و به من توهین کنند.

در برابر این گروه افرادی نیز هستند که مرا مامور رژیم میخوانند و استدلالهای جالبی هم دارند برای مثال چندین بار خوانده ام که  افرادی که به این دلیل  که بنده در سیما یا رادیو مصاحبه داشتم مدعی شده اند که شک نکنید که شیرازی مامور رژیم است! در استدلال دیگری مسدود شدن برخی وبلاگها به دلیل دستور مراجع قضائی دلیلی برای همکاری من مثلا با سازمانهای اطلاعاتی می دانند براستی چه کسی انتظار دارد که بنده در برابر حکم قطعی و معتبر دادگاه در مسدود کردن یک وبلاگ هیچ عملی انجام ندهم؟ اگر این میان مشکلی وجود دارد میان نویسنده آن وبلاگ و دادگاه است اگر فردی براستی خود را بی نقصیر می داند حتما می تواند در مراجع قضائی در برابر محتوای وبلاگ خود دفاع کند و حتی دستور رفع توقیف آنرا بگیرد. اما مطمئن هستم که چنین مسئله ای گناه و تقصیر بنده نبوده و نیست.

شرایط این روزهای جامعه ما نیز برای برخی بازار خوبی برای برچسب زدن است. ادعای افشای اطلاعات خصوصی کاربران  و یا همکاری با رژیم توسط بلاگفا برگه جدیدی از این داستان کمدی است!  جالب آنکه فردی بدون هویت مشخص چنین ادعایی میکند و برخی نیز آنرا تکرار می کنند! جالب است  بالفرض فشار حکومت این قضیه را فقط در مورد بلاگفا می دانند گویی سرویس های وبلاگ دیگر ایران چنین کاری انجام نمی دهند و البته حکومت هم با آنها کاری ندارد و یا اینکه حکومت همین ماه اخیر یادش آمده که باید اطلاعات خصوصی کاربران را بخواهد!   چنین ادعایی از آن جهت جالب است که فردی مثل بنده که متهم به چنین مسئله ای می شود هیچ راهی برای اثبات واقعیت و عدم واقعیت تهمت فوق ندارد. درست شبیه کاری که دیگران در جناحی دیگر انجام میدهد فردی را به همکاری با سیا و موساد متهم میکنند و به جای آنکه ادعای خود را اثبات کنند توپ را در زمین طرف می اندازند که خودت ثابت کن که همکار سیا یا موساد نیستی! 
اما اجازه دهید کمی با تعقل به این اتهامات نگاه کنیم ! براستی چه سند و مدرکی برای چنین ادعایی وجود دارد؟ جواب هیچ! چند وبلاگ نویس تاکنون بازداشت شده اند که هویت آنها نامعلوم بوده و شناسایی شده اند؟ و چه تعداد از این افراد در بلاگفا وبلاگ داشته اند؟ کدام وبلاگ نویس که بصورت ناشناس می نوشته و احیانا با او برخورد شده است مدعی است که اطلاعاتی که بنده یا بلاگفا به مراجع داده ام باعث شناسایی و بازداشت وی شده است؟ اینها سوالاتی هستند که باید کسانی که زیر کولر نشسته اند و ادعای مبارزه دارند و با آبروی فرد یا یک سایت ایرانی با سابقه چندین ساله بازی می کنند  پاسخ دهند.

چندی پیش وبلاگ فردی که خود مدیر یک سایت زیرمجموعه یکی از وزارتخانه های دولت آقای احمدی نژاد بود و البته در این انتخابات طرفدار یک کاندیدای دیگر بود پس از آنکه وبلاگش به دلیل دستور مراجع قضائی مسدود شد در وبلاگ دیگرش نوشت بلاگفا را تحریم کنید چون وبلاگهای حامی آقای موسوی را مسدود میکند و دلیل این ادعایش فقط این بود که وبلاگ خودش مسدود شده است! بدون آنکه اشاره به مسائل دیگر خود کند! بله قهرمان شدن آسان شده است. جالب است دوست دیگری در فرند فید می نویسد شیرازی آیا درست است که بلاگفا وبلاگهای حامی موسوی را مسدود میکند؟ خوشبختانه بلاگفا امکان جستجوی در مطالب وبلاگهای زیر مجموعه خود را دارد با جستجوی ساده صدها وبلاگ طرفدار این کاندیدا را خواهید یافت که تاکنون و بدون هیچ مشکلی به فعالیت خود ادامه می دهند آیا اگر قرار به چنین سیاستی بود نبایستی با این وبلاگها هم برخورد می شد؟ اصولا چند وبلاگ سیاسی در ماه اخیر در بلاگفا مسدود شده اند؟ به شما می گویم دستور مراجع قضائی برای مسدود کردن برخی وبلاگها انگشت شمار بوده که برخی از آنها نیز به دلایلی مثلا نوشتن در مورد مواد منفجره یا سلاحهای آتش زا مسدود شده اند.
کاربران دیگری علیه من و یا سایت اتهاماتی را مطرح میکنند و خود به قضاوت نشسته حکم صادر میکنند و گاهی پس از توهین به بنده وبلاگ خود را غیرفعال اعلام و ترک می کنند و پس از آنکه بنا بر اتهام بی دلیل و توهینی که علیه من صورت گرفته و همچنین به دلیل اینکه وبلاگشان غیر فعال است وبلاگ فوق مسدود یا برای استفاده فرد دیگری آزاد می شود فریاد سر میدهند که بلاگفا وبلاگ منتقدان خود را مسدود میکند!  من مجبور هستم  با وبلاگ غیر فعالی که در آنها به بنده توهین شده و علیه سایت دروغ منتشر شده کرده است برخورد نکنم و آنرا باز نگه دارم تا مبادا آزادی بیان را نقض نکرده باشم ! توجه کنید که تفاوتی آشکار بین انتقاد و توهین و نشر اکاذیب وجود دارد. اینرا هم در نظر بگیرید که ما در قوانین سایت که هنگام ثبت نام کاربران آنرا قبول میکنند و در مواردی دیگر چه در این وبلاگ و چه در بخش اخبار سایت دقیقا به این مسائل اشاره کرده ام.

 این ادعاها از امروز شروع نشده و به این زودی هم پایان نخواهد پذیرفت! همیشه افرادی هستند که برای رسیدن به مقاصد خود از آبروی دیگران مایه خواهند گذاشت و چه چیزی ارزان تر از اتهام و ادعای بی پایه و اساس برای رسیدن به مقصد! هستند افرادی افرادی که حتی کوچکترین آشنایی با شرایط کاری فردی ندارند و نسخه می پیچند. به هر حال آنچه در این سالها آموخته ام این است که موفقیت یا عدم موفقیت آدمی در تحلیل و گفته های افراد ناآشنا و مغرض شکل نمی گیرد مهم ایمان و باور یک فرد به اهدافش و تلاش برای رسیدن به آن است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 5:8  توسط علیرضا  | 

ماه گذشته زمان سختی برای اینترنت ایرانی بود. همه ما تجربه اینترنت کند و حتی قطعی های موقت اینترنت را که به احتمال زیاد رابطه مستقیمی با شرایط روزهای اخیر داشت را تجربه کردیم. دسترسی به برخی از مهمترین و بزرگترین  سایتهای ایرانی  و خارجی هم  کم یا زیاد دچار مشکلاتی بود، برخی از آنها بصورت موقتی غیرفعال شده، برخی با اختلال در خدمات دهی مواجه بودند و برخی نیز بصورت موقت فیلتر بودند. برخی از سایتهای خبری و همچنین شبکه های اجتماعی  مسدود شده و به نوعی ارتباط کاربران ایرانی از طریق فن آوری محدود شد. آنچه اتفاق افتاد در هر صورت شرایطی را در کشور حاکم کرد که حوزه  فن آوری اطلاعات و اینترنت از آن بی بهره نبوده و طبیعتا کاربران و بخش خصوصی آنرا بیشتر تجربه کرده است. در این شرایط خبر تصویب و تایید قانون جرایم رایانه ای هم منتشر شد خبری که نحوه اجرا و برخورد نهادی مجری آن میتواند در آینده اینترنت ایرانی موثر باشد همچنین موجی از شایعات بر ترس و تردید کاربران ایرانی نیز افزوده است.
این روزها کمتر پیش می اید که وقتی با دوست یا آشنایی برخورد می کنم و یا وقتی کامنتهای وبلاگم را جک می کنم با این تردیدها و ترسها مواجه نشوم. برخی از دوستان از این می هراسند که آنچه در وبلاگ یا وب سایت خود منتشر میکنند باعث ایجاد مشکلاتی برای آنها شده و ترسی که همواره کاربران ایرانی از شناسایی و برخورد احتمالی داشته اند بیش از هر زمانی مطرح شده است. مطمئنا پاسخ من این است که من در هیچ جایگاه تصمیم گیری در این زمینه نیستم و قاعدتا تضمینی هم در کار نیست اما سعی میکنم در حد تجربیاتم در این سالها و همچنین دیدگاه فنی به برخی از این سوالات پاسخ دهم.

آیا نوشتن یا فعالیت در سایتهای و ارائه کننده خدمات در وب ایرانی (مانند سرویسهای وبلاگ نویسی یا شبکه های اجتماعی و...) میتواند خطرناک باشد آیا احتمال برخورد با  ممکن است محتوای نوشته شده توسط کاربران در خطر باشد؟ حقیقت این است که فعالیت در وب همانند تلفنها و خطوط تلفن همراه قابل شنود است و  آنهایی که اخبار را دنبال کرده اند در همین روزها خبر فروش برخی از سیستمهای شنود را توسط شرکتهای بین المللی فن آوری و ارتباطات خوانده اند. حقیقت دیگر آن است که اگر قرار به شناسایی فرد یا فعالیتی در اینترنت  باشد همواره کارشناسانی هستند که اینکار را بلد هستند. به دست آوردن آی پی یک وبلاگ نویس حتی در یک سرویس وبلاگ خارجی برای فردی که آشنا با مسائل شبکه و امنیت است کار سختی نیست و چه بسا یک نوجوان علاقمند نیز توانایی چنین کاری را داشته باشد قاعدتا اینکار برای نهادی که بتواند بر ترافیک اینترنت کشور نیز نظارت کند کار به مراتب ساده تری است و اگر دیگر توانایی های اطلاعاتی و نظارتی را هم کنار این قضیه بگذاریم متوجه خواهیم شد که شناسایی افراد برای یک نهاد حکومتی کار سختی نیست. نرم افزارهای برای نظارت بر پیامهای رد و بدل شده در سرویسها و نرم افزارهای چت وجود دارند و یا افراد آشنا به شبکه میدانند که نرم افزارهای معمولی برای نظارت بر ترافیک و اطلاعات رد و بدل شده بین کاربران شبکه با یک سایت خاص وجود دارد و در واقع اگر قرار به قدرت نمایی فنی باشد ناظران و کنترل کنندگان شبکه های اینترنتی و شرکتهای ISP حتی میتوانند آی پی و نام کاربری و کلمه عبور کاربران یک سایت خاص  (مثلا یک سرویس وبلاگ ) را بدون اطلاع کاربر و مدیر سایت ذخیره کنند و شاید کمی مشکل در اطلاعات کد شده و منتقل شده توسط HTTPS باشد که اینکار نیز با مسدود کردن این روش ارتباط و هدایت کاربران به استفاده از شیوه غیر رمزگذاری امکان پذیر است (مثالی که بد نیست توجه داشته باشید مسدود شدن هم اکنون HTTPS در پنل مدیریت سرویس های وبلاگ خارجی است) . بنابراین قطعاً میتوان گفت شناسایی نویسنده یک وبلاگ یا کاربر یک شبکه اجتماعی ربطی به استفاده از سایت ایرانی یا خارجی نداشته و ندارد و اگر قرار باشد فردی شناسایی و احیانا برخوردی صورت گیرد اینکار انجام خواهد شد. شاید خبر بازداشت مدیران و مسئولین برخی سایتهای پورنو یا سیاسی که حتی در خارج از کشور نیز زندگی می کردند را خوانده باشید. همچنین با نگاهی به برخورد با وبلاگ نویسان حداقل با توجه به آنچه در سایتهای خبری اشاره شده چه بسا تعداد وبلاگهای مستقل (دارای دامین و هاست مستقل) و یا  زیر مجموعه سرویسهای خارجی مانند بلاگر که با نویسندگان آنها برخورد شده  اگر بیشتر از وبلاگهای زیر مجموعه سایتهای ایرانی نباشد کمتر نیست.(لازم به ذکر است که تقریبا اکثر مواردی که نویسنده وبلاگی برخورد شده یا نویسنده  با نام واقعی خود فعالیت می کرده اند یا افراد زیادی از هویت اصلی آنها با خبر بوده اند)
اما در کنار چنین حقایقی  بایستی اینرا هم در نظر داشت که حجم بالایی از اطلاعات غیر مهم  رد و بدل می شود که عملا به درد هیچ حکومتی نمی خورد و شخصا فکر میکنم با وجود این امکانات فنی به دلیلی که اشاره شده حداقل بصورت همیشگی یا بر روی همه اطلاعات رد و بدل شده کاربران شنود یا نظارت خاصی صورت  نمی‌گیرد.

سوال دیگری که این روزها توسط کاربران مطرح می شود این است که آیا محتوا یا فعالیتهای ما در یک سرویس وبلاگ ایرانی محفوظ است؟ و البته به عنوان مدیر یک سرویس وبلاگ ایرانی بیش از هر کسی میدانم که فرق خاصی که میتواند در بین فعالیت در یک سرویس وبلاگ ایرانی و خارجی باشد نحوه مسدود سازی است و بطور مثال یک سایت ایرانی براساس حکم دادگاه و مرجع قضائی ممکن است محتوای یک وبلاگ را بصورت کامل مسدود کند اما شاید در یک سرویس وبلاگ خارجی قضیه تنها به فیلتر آدرس از طرف مخابرات محدود شود. البته شخصا باور دارم این مسئله ای قابل درک است و فکر نمی کنم یک سایت را فقط به این دلیل که مدیر آن در ایران و به نحوی تابع قوانین کشور خود است محکوم کرد. به عنوان یک وبلاگ نویس و هم به عنوان مدیر یک سرویس وبلاگ پیشنهاد من به کسانی که  چنین دغدغه ای دارند و احیانا میخواهند یک وبلاگ سیاسی با ادبیات تند  و یا یک وبلاگ پورنو را مدیریت کنند این است که  از یک سایت خارجی استفاده کنند ولی قاعدتا اگر نسبت به مسئولیت آنچه می نویسید باور دارید و حتی نگاهی اعتراض آمیز اما با ادبیات مناسب را دارید هیچ فرقی بین سرویسهای ایرانی و خارجی از این نظر نیست.
نکته قابل توجهی که کمتر به آن اشاره می شود این است که با مسدود شدن یک وبلاگ عموما نویسنده آن تحت پیگیرد قانونی قرار نمی گیرد چون از لحاظ حقوقی محتوای متخلف حذف شده است اما با فیلتر شدن یک آدرس توسط مخابرات همچنان محتوای به اصلاح متخلف در وب وجود داشته و امکان پیگیری بیشتری برای شناسایی نویسنده و برخورد احتمالی با وی وجود دارد  این موردی که است که بسیاری از نویسندگان غیر فنی وبلاگهای سیاسی و خبری از آن اطلاع دارند و شاید دیده باشد که وبلاگ یا پست خاصی پس از پیگرد حقوقی نویسنده وبلاگ توسط نویسنده وبلاگ حذف می شود تا با حذف محتوا از هزینه حقوقی و قضائی کاسته شود.

شخصا امیدوارم و آرزومندم که هرگز با هیچ وبلاگ نویس و فعال اینترنتی به خاطر اظهار نظر و عقیده اش برخورد نشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 7:39  توسط علیرضا  |