1.صفحه فیلترینگ برای آدرسهایی که بدون نظارت انسانی مسدود شده اند (توسط ربات شناسایی یا در فهرستهای آماده بوده اند)
صفحات فیلترینگ این گروه از آدرسها بایستی شیوه آسانی برای گزارش فیلترینگ اشتباه توسط کاربران را داشته باشند.بطور مثال کلیدی برای گزارش فیلترینگ اشتباه آدرس در این صفحه وجود داشته باشد این گزارشات براساس تعداد کاربران منحصر به فردی که آنرا ارسال کرده اند (برای نمونه تعداد کاربرانی که با آی پی های منحصر به فرد گزارش فیلترینگ اشتباهی یک آدرس را داده اند) رده بندی و بررسی شده و در صورت لزوم آدرس اشاره شده از فهرست فیلترینگ خارج شود یا به فهرستی که توسط نیروی انسانی بررسی شده وارد شوند. توجه داشته باشید نمایش پیامی مانند آنچه در صفحه فیلترینگ امروز کشور وجود دارد در آدرسهایی که به اشتباه فیلتر شده اند به نوعی ارزش و اعتبار قوانین و نهاد فیلترینگ را کاهش می دهد برای مثال سایتی مانند Alltheweb که یک جستجوگر وب است (نتایج آن دقیقا مانند جستجوگر سایت یاهو است) مدتهاست فیلتر شده و در صفحه فیلترینگ آن نوشته شده به استناد به قانون جرائم رایانه ای دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان پذیر نیست و من احتمال قوی میدهم که این آدرس هیچگاه توسط نیروی انسان بررسی نشده است.
همچنین چند کاربر حاضر هستند که این فیلترینگ اشتباه را با ایمیل به نهاد فیلترینگ گزارش دهند؟ آیا یک دکمه ساده برای ارسال آدرس جهت بررسی بیشتر، کاربردیتر و آسانتر نیست؟
2.صفحه فیلترینگ برای آدرسهایی که بصورت موقت فیلتر شده اند
برخی سایتها بصورت موقت فیلتر میشوند یا رفع فیلترینگ با مراجعه مدیر سایت یا وبلاگ امکانپذیر است. در اینگونه موارد نمایش صفحه فعلی فیلترینگ و نمایش لینک سایتهای دیگر براستی حقوق مدیر آن سایت را ضایع می کند در اینگونه موارد بهتر است در صفحه فیلترینگ تنها به نمایش پیامی درباره مسدود بودن سایت و همچنین توضیحی در مورد نحوه پیگیری مدیر سایت یا وبلاگ بسنده شود.
3.صفحه فیلترینگ برای آدرسهایی که محتوای غیر اخلاقی دارند
تصور کنید کاربری حال خواسته یا ناخواسته وارد سایتی غیر اخلاقی شود در صفحه فیلترینگ فعلی ضمن تبریک سال نو به وی چند سایت ایرانی پیشنهاد می شود! آیا براستی پیشنهادات صفحه فیلترینگ مناسب درخواست کاربر است؟ به نظر می رسد در این گروه از سایتهای فیلتر شده صرفاً پیغامی در مورد محتوای غیراخلاقی آدرس کفایت کند. تصور نمی کنم که مدیران سایتهای ایرانی لینک شده در صفحه فیلترینگ تمایلی داشته باشند که ویزیتور چنین سایتی را جذب کنند! براستی کدام مدیر سایتی افتخار خواهد کرد که هزاران بازدید از صفحه فیلترینگ یک سایت پورنو به وب سایتش آمده اند؟
در نهایت آنکه معتقدم فیلترینگ هوشمند فیلترینگی هست که کمترین اشتباه را داشته باشد.
«این زندانی سیاسی در رابطه با پروندهی موسوم به «مضلین ۲» مربوط به جرایم اینترنتی بازداشت شد. » - سایت رهانا (خبرگزاری حقوق بشر ایران
بنابراین در پاسخ به آقای سمیعنژاد از ایشان میخواهم حداقل به سایتهایی که خود در آن فعالیت میکنند سری بزنند و اخبار زندانیان سیاسی را با دقت بیشتری بخوانند!.
اما شاید خوانندگان بگویند این یک اشتباه در تنظیم خبر بوده است که حداقل با توجه به متن کامل توضیح سایت رهانا در ابتدای نامه ملکپور این بعید است اما دلیل روشن دیگر این است که در همین سایت خبری رهانا در کنار صفحه بنری وجود دارد با عنوان «فهرست اسامی زندانیان سیاسی و آخرین وضعیت آنها» و لینک است به بخش دیگری در همین سایت خبری که در آن فهرستی از زندانیان سیاسی درج شده است و اتفاقا در زمان تنظیم این مطلب در صفحه اول این بخش و در فهرست زندانیان سیاسی نام سعید ملکپور به چشم میخورد که توضیح تکمیلی هم دارد (prisoners/?p=1937 ) .همانطور که مشخص است این فقط اشتباه نبوده و نیست. البته خوشبختانه آقای سمیعی نژاد در مطلب خود اعتراف می کند که سعید ملکپور زندانی سیاسی نیست! که در همین جا از ایشان میخواهم نظرشان را درباره وجود اسم ملکپور در فهرست زندانیان سیاسی در سایتهایی که با آنها همکاری می کنند بدانم.
سمیعنژاد در ادامه مطلب خود می گوید که ملک پور زندانی سیاسی نیست و او را قربانی یک سناریویی امنیتی از طرف سپاه پاسداران جمهوری اسلامی می داند. من دقیقا منظور سمیعنژاد را از سناریو نمی دانم اما حقیقتی که مشخص است این است که ملکپور گرداننده سایت پورنوی آویزون و چند سایت پورنوی دیگر بوده و چند سالی در این زمینه فعالیت می کرده است و از این طریق کسب درآمد هم می کرده است، آیا اینها سناریو است؟ شاید اصلا سایتی به نام آویزون وجود نداشته است یا به جای داستان یا تصاویر پورنو مطالب سیاسی منتشر می کرده است که نیاز به سناریو برای بازداشت او باشد؟ یا اینکه چون سپاه (به عنوان ضابط قضائی ) در بازداشت این شخص دست داشته است از ملکپور فردی بی گناه می سازد؟ یا شاید هم ایشان اصلا ملکپور را مدیر سایت آویزون نمی دانند و البته اگر اینگونه بوده پسورد و پنل دامنه و سرورها دست او چه می کرده است؟
او در ادامه (و البته با همان شیوه رندانه و با خطاب قراردادن من به عنوان سانسورچی) می نویسد «...از قضا سایتهای حقوق بشری موظف هستند که چنین نامهیی را منتشر کنند...» در پاسخ به این نظر ایشان باید گفت بالفرض که وظیفه این سایتها همین باشد (و البته کاری هم به تایید و صحت منبع خبری یا محتوای منتشر شده هم نداریم) اما در کدام بخش از وظایف سایتهای حقوق بشری گفته شده است که گرداننده سایتهای پورنو پس از بازداشت می شود زندانی سیاسی ؟ و از کی تا به حال نقد و اعتراض به این سایتها برای استفاده از عنوان زندانی سیاسی برای فردی که قاعدتا زندانی سیاسی نیست باعث می شود معترض مخالف حقوق بشر و دفاع از حقوق زندانیان شود؟
همانطور که اشاره کرده ام در کنار دو یا سه جمله ای که سمیعنژاد در دفاع از ملکپور گفته است در بخش بزرگی از مطلبش به شخصیت و فعالیت کاری من حمله میکند. او مدعی می شود که اگر در سرویس بلاگفا چیزی جز گل و بلبل بنویسید هر چه در آن رشته یا نوشته بودید از دست رفته دیده اید. با توجه به اینکه سمیعنژاد حتی سایتهای خبری مورد علاقه خود را هم نمیخواند انتظار ندارم از فضای وبلاگهای فارسی با خبر باشد که اگر بود مطمئنا فهرستی بلند از وبلاگهای سیاسی را میدانست که در بلاگفا میزبانی می شوند. او در مطلب خود اشاره می کند که بسیاری از وبلاگهایی که توسط مدیر بلاگفا مسدود می شوند وبلاگهای حقوق بشر و وبلاگهای حامی جنبش سبز بوده و ادامه می دهد که یک جمله معروف هم دارد «به علت عدم رعایت قوانین بلاگفا، وبلاگ مورد نظر مسدود شد» و البته او در ادامه به همین دلیل مرا مصداق دقیق دشمن آزادی بیان میداند. از آنچه سمیعی نژاد مدعی آن شده است تنها میتوانم نتیجه بگیریم که او مدتهاست که در فضای وبلاگستان نیست چرا که حتی اگر او پستهای اخیر همین وبلاگ یا بخش اخبار سایت یا حتی سرویسهای وبلاگ دیگر را خوانده بود حداقل آشنایی با شیوه فیلترینگ و مسدود سازی وبلاگ داشت، اینکه نظر مدیران سرویسهای وبلاگ در این زمینه نقشی ندارند و اگر اجرای دستور مراجع قانونی و قضائی باعث می شود افرادی مثل من دشمن آزادی بیان باشند با همین فرض مدیر تمام سرویس دهندگان اینترنت خصوصی و خلاصه تمام فعالین و خدمات دهنده اینترنت و محتوا که در ایران فعالیت میکنند بزرگترین دشمنان آزادی بیان هستند! و البته برای خودم سوال پیش می آید که نقش کدامیک برای آزادی بیان بیشتر بوده است؟ سرویس بلاگی مانند بلاگفا که بزرگترین میزبان وبلاگهای فارسی است و در واقع ابزاری رایگان برای ابراز عقیده صدها هزار نفر بوده است یا فردی مثل سمیع نژاد؟ همچنین سمیعنژاد گویی مدتهاست با وبلاگی مسدود شده برخورد نداشته است چرا که ماههاست که این جمله به اصلاح معروف ایشان تغییر کرده است !
در عین حال از سمیعنژاد میخواهم کمی معرفت داشته باشد و اصول ساده ای که از فرد صاحب منطقی انتظار می رود را رعایت کند، شما جای من نیستنید و مطمئنا از نظرات من نسبت به زندانیان سیاسی نیز آگاهی ندارد پس لطف کنید جای من اظهار نظر نکنید و برداشت خود را به جای نظر من به خواننده خود قالب نکنید.
-متهم سعيد.م با نام مستعار سیاوش حسینخانی:
مدیر شبکه بزرگترین سایت های مستهجن، ضددین و ضد امنیت فارسیزبان به نام ایران سکس و با آدرس اصلی avizoon.com و حامی فنی و مالی سایت xpersia.com و biaclip.net و shahvatsara.com مي باشد. (گزارش مربوط به شبکه مضلین 2 - سایت گرداب)
در واقع ملک پور گرداننده یکی از بزرگترین و مشهورترین سایتهای پورنو فارسی به نام آویزون بوده و البته حامی چندین سایت پورنوی نسبتاْ معروف دیگر نیز بوده است. وی در خارج از کشور زندگی می کرده و شناسایی و بازداشت وی پس از کارهای اطلاعاتی و در بلند مدت امکان پذیر شده است، بازداشت وی مدتها مخفی مانده تا امکان شناسایی و بازداشت کاربران فعال و مدیران انجمنها و همکاران وی در راه اندازی سایتهای پورنو امکان پذیر باشد و فکر میکنم با من موافق بودید که اگر قرار بود در یک روند قانونی احضاریه برای این فرد ارسال شود نه او و نه هیچ کس دیگری از همکاران وی بازداشت نمی شدند!
جالب است که در خبرهایی که در رابطه با ملک پور در سایتهای خبری منتشر شده است هیچ اشاره ای به فعالیت اصلی وی نشده است. هیچ اشاره ای به سایت آویزون و مطالب آن نشده است و فقط به این بسنده شده که این زندانی سیاسی در رابطه با پروندهی موسوم به «مضلین ۲» مربوط به جرایم اینترنتی بازداشت شده است و او را یک فارغ التحصیل دانشگاه شریف در رشته متالوژی معرفی میکنند که در کانادا به طراحی وب سایت اشتغال داشته است. حداقل این است که نه در نامه ملک پور و نه در اخبار مرتبط به آن و همچنین گفته های همسر وی اتهام اصلی ملک پور در مدیریت سایت پورنو رد نشده است و همچنین مشخص است که ملک پور هیچگونه فعالیت شاخصی در عرصه سیاسی یا حقوق بشر (به جز آنکه فعالیتش در سایت آویزون و چند سایت مشابه دیگر را فعالیت سیاسی بخوانیم یا اینکه واقعا این فرد با اهداف سیاسی سایت پورنو راه اندازی کرده باشد) نداشته است و با این حساب نام بردن از وی به عنوان زندانی سیاسی در متن این خبرها عملا توهینی به زندانی سیاسی است!.
من نمیدانم! شاید تعریف زندانی سیاسی تغییر کرده است یا شاید راه اندازی سایتهای پورنو هم به فهرست فعالیتهای سیاسی اضافه شده است که اگر اینگونه باشد ملک پور با توجه به تعداد کاربران و بازدیدکنندگان سایتش قاعدتاً یکی از بزرگترین فعالان سیاسی دهه اخیر بوده است و علاقمندان به پناهندگی هم راهی جدید برای اثبات فعالیت سیاسی و دریافت اقامت پیدا کرده اند.
بررسی و تحلیل حقوقی روند یک پرونده (حتی اگر مربوط به یک متجاوز به کودکان و منحرف جنسی باشد ) و اشاره به اشتباهات قانونی صورت گرفته در روند پیگیری یک پرونده کاری بی ایراد و حتی ستودنی است اما معصوم سازی و تغییر ماهیت اتهام و جرم یک فرد و قرار دادن او در کنار افرادی که به دلیل گرایش یا اظهار نظر سیاسی بازداشت شده اند حتی اگر با انگیزه دیگری باشد شایسته سایتهایی که مدعی اطلاع رسانی هستند نیست. ادامه چنین روندی چیزی نیست جز آنکه به بی اعتمادی به اخبار منتشر شده درباره زندانیان سیاسی بیانجامد و مقام زندانی سیاسی در حد هر مجرم معمولی پایین آورده شود.
از بخش جدی این بحث که بگذریم ادعاهای همسر ملک پور هم در نوع خود خواندنی است. او در جایی ادعا کرده است که همسرش مجبور به همکاری با سایت گرداب شده است و چنین ادامه می دهد که « ...چه بسا گروههای متعددی برای هک کردن سایت گرداب تلاش کردند ومتاسفانه چندان کاری از پیش نتوانستند ببرند و من مطمئنم که تخصص بالای همسر من در این امر بی تاثیر نبوده است..» . از قرار در کشور کمبود شدید متخصص امنیت شبکه داریم و حداقل فایده بازداشت مدیر سایت آویزون بالابردن سطح امنیت شبکه در کشور بوده است!
تکمیلی:برخی از خوانندگان این مطلب این بحث را مطرح کرده اند که راه اندازی سایت پورنو در کانادا جرم نیست و در واقع قضیه جغرافیا و مکان را در زمان جرم مطرح کرده اند. البته این بحثی تخصصی است و شاید لازم باشد حقوقدانها پاسخ نهایی را بدهند اما دو نکته به نظر من میرسد اول آنکه این فرد در زمان بازداشت در ایران بوده است (احتمالا مانند بسیاری هم با پاسپورت ایرانی خود به ایران آمده است) و اتفافا در زمانی که در ایران بوده این سایت همچنان فعال بوده است یعنی این فرد در یک محدوده زمانی در کشوری بوده که شهروند آن بوده و مدیریت یا پشتیبانی سایتی فعال در زمینه پورنو را هم برعهده داشت و البته میدانیم که در این کشور چنین کاری جرم به حساب می آید بنابراین فکر میکنم از لحاظ حقوقی او میتواند طبق قوانین کشور تحت پیگرد قرار گیرد. بغیر از اینکه اینگونه مطرح کنیم که سرورهای این سایت در خارج بوده است که در این صورت عملا بحث جرایم رایانه ای در مورد سایتها دیگر چندان صادق نخواهد بود چرا که کمتر سایتی در داخل کشور میزبانی می شود.
همچنین (حداقل نظر شخصی ام این است) که گاهی اوقات یک جرم میتواند بر خلاف قوانین یک کشور (برعلیه کشور یا شهروندانش) ولی خارج از آن کشور اتفاق بیافتد ولی این به معنای عدم امکان پیگیری آن در داخل آن کشور نیست.مثلا اگر فردی از خارج از کشور به سرورهای بانکهای کشور نفوذ و مثلا از حساب شهروندان سرقت کند (یا از طریق یک صفحه جعلی اطلاعات حساب آنها را به دست آورد و به دیگران بفروشد) این قضیه بدین معنا نخواهد بود که در صورت ورود به کشورش امکان پیگرد او نیست.
شاید بسیاری از ایرانیها نام او را ندانند اما او چهره ای آشنا برای بسیاری از متولدین دهه چهل و پنجاه و حتی اوایل شصت خورشیدی است. زمانی که شاید بهترین برنامه صدا و سیما برنامه های مستند حیات وحشش بود و هفته ای یک سریال پخش می شد دیوید اتنبرو چهره اشنایی برای دوستداران تلویزیون بود. اما دیوید اتنبرو (David Attenborough) بزرگتر از دنیای نوجوانی و جوانی من و بسیاری دیگر است. سر دیوید فردیک اتنبرو (Sir David Frederick Attenborough)یکی از مشهورترین سازندگان برنامه مستند درباره حیات وحش است و بیشتر عمرش را صرف ساختن برنامه های مستند درباره حیات در کرده زمین کرده است. (درباره دیوید اتنبرو در ویکی پدیا )
در کارنامه دیوید اتنبرو ساخت چندین مجموعه مستند تلویزیونی دیده می شود درباره زندگی در نقاط مختلف کره خاکی است. سریالهای مستندی چون Life on Earth ، The Living Planet ، The Trials of Life و چندین مجموعه دیگر که همگی از سری مستندهای موفق درباره حیات وحش بوده اند و بسیاری از آنها نیز در صدا و سیمای ایران نیز پخش شده اند. (نگاهی به فیلم شناسی دیوید در سایت imdb) در واقع شاید کمتر علاقمند به مستندهای حیات وحش باشد که مستندهای ساخته شده توسط اتنبرو را ندیده باشد. دیوید اتنبرو اسطوره ای در دنیای مستندهای تلویزیونی است.