X
تبلیغات
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
معاون شرکت فناوری اطلاعات در یکی از آخرین مصاحبه های خود مدعی شده است که دستگاههای  دولتی تا آخر شهریور ماه فرصت دارند تا میزبانی سایتهای خود را به داخل کشور منتقل کنند و در غیر اینصورت فیلتر خواهند شد.
طبیعتاً دولت میتواند  نحوه و چگونگی فعالیت سازمانها و نهادهای دولتی را در اینترنت مشخص کند و حتی میتواند  آنها را از داشتن سایت نیز نهی کند و البته درخواست برای میزبانی سایتهای دولتی در داخل کشور  درخواستی غیر معقول نیست مگر آنکه آن سایت مخاطب جهانی داشته باشد که با توجه به هزینه پهنای باند و اختلالات متعدد در اتصال شبکه کشوری به شبکه جهانی شاید این گروه کاندید خوبی برای میزبانی در داخل کشور نباشند.

اما مورد مهمی که در ادعای معاون شرکت فناوری اطلاعات به چشم می آید تهدید سایتهای دولتی به فیلتر شدن است. سوالی که مطرح می شود این است که  شرکت فناوری اطلاعات  با استناد به کدام قانون می تواند سایتهای دولتی را فیلتر کند؟ همانطور که از قانون جرایم رایانه ای مشخص است فیلترینگ در جهت پالایش محتوای مجرمانه است که مصادیق آن در قانون جرایم رایانه ای و بعدها توسط دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در سایت دادستانی کل کشور با جزئیات بیشتر بیان شده است.مشخص است که میزبانی سایت در خارج از کشور در هیچ کدام از مواد قانون جرایم رایانه ای  یا مصادیق اعلام شده به عنوان جرم مشخص نشده است. همچنین تصمیم گیری برای پالایش محتوای مجرمانه طبق قانون در اختیار کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و مراجع قضائی است و بالفرض اگر قرار باشد با هماهنگی با کارگروه تعیین مصادیق سایتهای دولتی میزبانی شده در خارج از کشور فیلتر شوند قرار است به کدام بند قانون جرایم رایانه ای استناد شود؟

مطمئناً این حق شهروندان و صاحبان سایتهای دولتی و خصوصی است که انتظار داشته باشند که استفاده از ابزار فیلترینگ همانطور که در قانون نیز به آن اشاره شده است مختص به پالایش محتوای مجرمانه باشد و نه ابزاری جهت اعمال سیاستهای دولتی و اگر مسئولین نهادی دولتی مشکلی با میزبان سایتهای دولتی در خارج از کشور دارند بایستی آنرا با توجه به دستورات و آیین نامه های داخلی و در داخل نظام دولتی حل کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 16:45  توسط علیرضا  | 

ارائه سرویس اینترنت در ایران با محدودیت سرعت دسترسی و پهنای باند برای کاربران خانگی همراه است و متاسفانه  از زمانی که این محدودیت ها اعمال شده است مسئولین بصورت روشن و واضح دلیل وضع این محدودیتها را بیان نکرده اند. محمد سلیمانی وزیر سابق وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در توضیح این محدودیت، پهنای باند 56 کیلوبیت را برای کاربران خانگی، دانشگاه ها و حتی برای دانلود کتابهای 500 صفحه ای مناسب میداند. این فقط نظر وزیر سابق نبوده و رضا تقی پور نیز چند هفته قبل سرعت 128 کیلوبیت را برای کاربران اینترنت کافی دانست.
با توجه به اظهار نظرهای اشاره شده به نظر می رسد که تنها دلیلی که برای وضع این محدودیت وجود داشته  کافی بودن این پهنای باند برای کاربران خانگی از دیدگاه مسئولین است. اگرچه میتوان گفت این سرعت برای خواندن ایمیلها یا صفحات وب کافی است اما همه ما میدانیم که تنها کاربرد  اینترنت خواندن ایمیلها،اخبار متنی سایتهای خبری یا کتاب نیست. بروز رسانی سیستم عامل، نرم افزارهای آنتی ویروس و دریافت نسخه جدید نرم افزارهای پرکاربرد بخصوص از آنجا که به امنیت اطلاعات کاربران مرتبط است نیازی مهم است که با توجه به حجم چند ده مگابایتی بسته های بروزرسانی و نسخه های جدید نرم افزارها با سرعت فعلی اینترنت کاربران خانگی اگرچه امکان پذیر است اما میتواند بسیار  وقت گیر باشد. در ضمن اینترنت فقط شامل محتوای متنی نیست و امروزه دریافت صدا و ویدئو نیز بخش قابل توجهی از کاربردهای اینترنت است. دریافت تصویر و ویدئو تنها با هدف سرگرمی نیست و حتی در سایتهای آموزشی و علمی نیز با توجه به افزایش سرعت دسترسی به اینترنت برای اغلب کاربران دنیا استفاده از ویدئو بسیار رایج شده است و برای مثال در سایتهای آموزشی مایکروسافت برای توسعه دهندگان در موارد متعددی برای آموزش یک بحث فنی تنها از فیلمهای آموزشی استفاده شده است و تقریبا هر کسی که سرعت 128 کیلوبیت را تجربه کرده است می‌داند دریافت و مشاهده فیلم در اینترنت با این سرعت کار آسانی نیست.
اما جدا از آنکه اصولاْ سرعت 128 برای کاربران خانگی کافی هست یا خیر ، این سوال مطرح می شود که بالفرض که این سرعت کافی باشد اما آیا این کفایت سرعت دلیلی برای  اعمال محدودیت است؟ اینترنت مانند بزرگراهها و خیابانها نیست که سرعت زیاد خطرات جانی و مالی داشته باشد! در واقع مسئولین که نمیتواند با تصور خود مبتنی بر اینکه شهروندان به امکاناتی نیاز ندارند آنرا محدود کنند. با این فرض بعید نیست که مثلا مسئولین با این فرض خود که ده دقیقه مکالمه با تلفن کافی است تماسهای تلفنی را محدود به ده دقیقه کنند.
اگر براستی سرعت 128 کیلوبیت برای کاربران خانگی کافی است که در نهایت کاربران تقاضای سرعت بالاتر را نخواهند داشت و کمتر کسی علاقمند به پرداخت هزینه بیشتر برای سرعتی که به آن نیاز ندارد میباشد  ولی تعداد زیادی از کاربران خانگی خواهان سرعت دسترسی بالاتر به اینترنت هستندو  این بدان معناست که سرعت 128 کیلوبیت کافی نیست.
اگر هم بحث کنترل و جلوگیری از سو استفاده از اینترنت است که در قوانین کشور و بخصوص قانون جرائم رایانه ای نیز وظیفه مسئولان پالایش محتوای مجرمانه دانسته شده و در واقع کنترل دسترسی کاربران با اعمال محدودیت در سرعت دسترسی رفتاری فراتر از قانون است.

چند روز پیش وزیر ارتباطات در یکی از آخرین اظهار نظرهای خود در این رابطه آمادگی وزارت ارتباطات را برای ارائه پهنای بالاتر برای کاربران خانگی مطرح کرد و آنرا منوط به تصمیم نهادهای فرهنگی خاصی کرد که البته از آنها نام نبرد. به نظر میرسد با توجه به به اظهار آمادگی وزارت ارتباطات  به نظر میرسد که دلیل وجود محدودیتها، کفایت سرعت فعلی برای کاربران خانگی نیست و ریشه در مخالفت برخی نهادی فرهنگی دارد. اما چرا نهادهای فرهنگی مخالف افزایش سرعت دسترسی کاربران خانگی هستند؟ تنها دلیلی که به ذهن نگارنده می رسد دسترسی به صوت و تصویر(مانند رادیوهای اینترنتی یا سایتهای به اشتراک گذاری ویدئو)  است، اما  اعمال محدودیت سرعت با اهداف فرهنگی شبیه آن است که برق مشترکان خانگی را برای جلوگیری از تماشای ماهواره قطع کنیم! اگر براستی چنین عملی شیوه مناسبی برای مبارزه با ماهواره است اعمال محدودیت در سرعت نیز شیوه قابل قبولی برای کنترل دسترسی کاربران خانگی خواهد بود. همچنین با توجه به پالایش و فیلتر شدن بسیاری از سایتهای به اشتراک گذاری فیلم دیگر اعمال محدودیت در سرعت دسترسی به کاربران جلوگیری از حق دسترسی آنها به فیلمهای آموزشی و محتوای مجاز و همچنین  سخت کردن بروز رسانی نرم افزارها و در نتیجه ایجاد مشکلات امنیتی برای کاربران است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 7:41  توسط علیرضا  | 

دلم می‌سوزه، واسه خودم واسه هم نسل‌هام. واسه همه اونهایی که تلویزیونهای سیاه و سفید را یادشون هست. برای همه اونهایی که پرده قرمز و کودک کارتونی تیتراژ برنامه کودک ساعت پنج را یادشون هست. آخ که چقدر خوشحال می شدم که برنامه کودک شروع شد. دلم می سوزه واسه نسلی که یادشه ترس حمله هوایی رو، صدای آژیر، رفتن برق و صدای انفجار رو... تو حیاط بودیم برق رفته بود و هواپیمای دشمن انگار درست بالای سر ما بود یک ستاره کوچک در حال حرکت و درخشش تیرهای ضد هوایی.. پدر و مادرم داشتن در مورد دیدن آتیش سیگار از چند هزار متری صحبت می کردن و ترس من این بود که نکنه خلبان هواپیمای بالا سر ما آتیش سیگار رو ببینه! ...
حمله موشکی شروع شده بود، مدرسه ایران (قلهک) می رفتم و مامان هر روز صبح موقع خداحافظی کلی درباره اینکه موقع آژیر چه کار باید بکنم نصیحت می کرد. باترس میرفتیم مدرسه،.. راستی  پناهگاه های داخل مدرسه رو یادتون میاد؟ آخرهای جنگ  از بمب شیمیایی میگفتند و تصاویری بود از صورت آدمهای شیمیایی شده  و اینکه ممکنه بمب شیمیایی بوی شکلات بدهد!...... چقدر می ترسیدم از بوهای خوب....

بد نیست موقع خوندن این  مطلب این آهنگ را هم گوش دهید (آهنگ تیتراژ سریال اوشین)
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 8:9  توسط علیرضا  |