X
تبلیغات
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
شاید اطلاع داشته باشید که گوگل امکانی را فراهم کرده که از لحاظ آماری و بصورت گراف میزان استفاده از یک واژه را در کتابهای منتشر شده در سالهای مختلف مشاهده کنید. این امکان Books Ngram Viewer نام دارد. (و از قرار استفاده از آن برای کاربران داخل ایران و با آی پی های ایران امکان پذیر نیست)

پس از بررسی چند واژه به ذهنم رسید دو واژه Persian Gulf و  Arabian Gulf  را در بین کتابهای یک قرن اخیر بررسی کنم. گراف  این دو واژه در ادامه درج شده است. به نظرم این سند روشنی  بر هویت خلیج فارس  در کتابهای انگلیسی زبان است و اینکه موارد استفاده واژه خلیج عربی بخصوص در قیاس با خلیج فارسی ناچیز است. همانطور که از گراف مشخص است در برخی سالها بخصوص زمان جنگ خلیج فارس میزان استفاده از واژه خلیج فارسی افزایش یافته است. نکته تاسف باری که باید به آن اشاره کرد افزایش  استفاده از واژه خلیج عربی  در دهه اخیر است.

Persian Gulf - Arabian Gulf

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 4:27  توسط علیرضا  | 

بحث داغی که این روزها در انگلستان و به شکل کمرنگ تر در ایران مطرح است هزینه تحصیل  در دانشگاههاست. مطمئناً افراد زیادی طرفدار  تحصیلات رایگان در دانشگاهها و مقاطع تحصیلی عالی هستند. به عنوان دانش آموز و دانشجو ما علاقمند هستیم که تحصیلاتمان با کمترین هزینه صورت گیرد و عنوان پدر یا مادر نیز علاقمندیم فرزندانمان بتوانند در هر مقطع تحصیلی و بدون نگرانی بابت هزینه ها تحصیل کنند. از دیدگاه جامعه نیز فراهم نمودن امکان تحصیلات عالی برای اقشار بیشتر جامعه به معنای ارتقاء سطح سواد جامعه و پیشرفت در عرصه های مختلف علمی، بهداشتی و اقتصادی است.
اما اجازه دهید از خود سوال کنیم اگر قرار باشد بودجه تحصیلات در مقاطع عالی افراد مختلف جامعه به نوعی مستقیم از صندوق مشترک از دارایی های جامعه (مانند مالیاتها) پرداخت شود آنگاه ما تا چه میزان علاقمندیم هزینه تحصیل افراد مختلف را پرداخت کنیم؟ یادآوری میکنم در کشوری مانند ایران که بخش بزرگی از درآمد کشور از فروش نفت یا از دیگر سرمایه های ملی است تلقی بسیاری این است که هزینه های تحصیل مستقیماً از جیب آنها پرداخت نمی شود و حتی چه بهتر اینگونه درآمدهای مشترک جامعه اینگونه هزینه شود اما در نهایت میدانیم که همه افراد جامعه سهمی مشترک از این درآمدها دارند.
ایده تامین هزینه های تحصیل افراد مختلف از درآمد کلی جامعه معقول است اما سوال اینجاست که اگر قرار باشد جامعه هزینه تحصیل و پیشرفت علمی فردی را تامین کند چرا بایستی این فرد بعد از تحصیل در درآمدها و حقوق خود همانند فردی که هزینه دانشگاه خود را پرداخت کرده است رفتار کند؟ بطور مثال دکتر یا مهندسی که دانشگاه دولتی درس خوانده است همانند فردی که در دانشگاه آزاد تحصیل میکند حقوق یا حق ویزیت دریافت می کند. (البته باید اشاره شود که در رشته های پزشکی که هزینه تحصیلی آن بخصوص در مقطع دکترا بالاست معمولاً فارغ التحصیل ملزم به صرفت مدتی برای کسب تجربه و خدمت به جامعه می شود).
در یک جامعه سوسیالیست این ایده که جامعه هزینه پیشرفت افراد مختلف را پرداخت کند بسیار معقول است. چرا که فارغ التحصیل با هر میزان سواد و سطح تحصیلی مجددا  در استخدام جامعه است و شاید تنها کمی سطح درآمدش متفاوت است که این با توجه به زحمات و استعدادش معقول است. اما آیا در یک جامعه سرمایه داری یا مبتنی بر بازار ایده پرداخت هزینه تحصیل توسط جامعه معقول است؟ اینکه یک شهروند بیمار  بایستی حق ویزیت یا حق عمل بسیار بالا به  پزشکی که خود به نوعی سهمی مشترک و مشابه دیگر افراد جامعه در تامین هزینه تحصیلش داشته است بپردازد؟ و فرقی هم نمیکند که پزشک در دانشگاه دولتی و با هزینه جامعه تحصیل کرده یا خود هزینه تحصیل خود را پرداخت کرده است؟ این مشابه این است که جامعه ملک تجاری و سرمایه یک فرد را پرداخت کند و او را تبدیل به یک تاجر کند و او در فروش و قیمت گذاری محصولات همانند تاجری  که از سرمایه شخصی خود  استفاده می کند  رفتار کند بدون آنکه بخواهد سود یا اصل سرمایه را به جامعه بازگرداند.
از طرفی هم شاید بخشی از جامعه با این موافق نباشد که هزینه تحصیل بخشی از دانشجویانی را پرداخت کند که در رشته هایی که چندان مورد نیاز جامعه نیست تحصیل میکنند و یا دانشجویانی که در بهترین دانشگاههای کشور و با هزینه جامعه تحصیل میکنند و به محض فارغ التحصیلی به کشورهای دیگر مهاجرت می کنند.

همانطور که مشخص است پرداخت هزینه تحصیلات (بخصوص تحصیلات در مقاطع عالی) توسط جامعه با توجه به وضعیت فعلی بازارکار و نحوه کار فارغ التحصیلان می تواند ناعادلانه باشد و اگر قرار نیست هزینه تحصیل بطور مستقیم از دانشجو اخد شود حداقل بایستی راهکاری مناسب برای بازگشت هزینه صورت گرفته توسط جامعه برای فارغ التحصیل دانشگاه دولتی در نظر گرفته شود. حال که  فرق چندانی بین تحصیل کرده دانشگاه آزاد و دولتی وجود ندارد شیوه معقولی است که هزینه تحصیل پس از اتمام تحصیل و پس از مشغول شدن به کار به تدریج توسط فارغ التحصیل پرداخت شود و در واقع جامعه به دانشجویان دانشگاه دولتی وامی پرداخت کند تا بتوانند تحصیل کنند و آنها نیز آنرا پس از اتمام تحصیل به جامعه بازگردانند. بدین ترتیب دانشجویان نیز میدانند که تحصیل در دانشگاه به معنای مقروض شدن است و بنابراین صرفاً برای کسب مدرک دانشگاهی یا صرف وقت وارد دانشگاه نمی شوند و همچنین در انتخاب رشته خود دقت بیشتری میکنند. دولت هم می تواند با یارانه ها و تخفیف های خاص  دانشجویان را به تحصیل در رشته هایی که بیشتر مورد نیاز کشور هستند تشویق کند. بدین شکل هم امکان پیشرفت علمی برای افراد با استعداد و علاقمند جامعه فراهم خواهد ماند و هم درآمدهای کلی جامعه با شیوه مناسبی هزینه و در واقع مدیریت می شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 4:34  توسط علیرضا  | 

افراد زیادی هستند که به دلایل مختلف با حذف یارانه ها مخالف هستند. این ایده خوبی به نظر می رسد که دولت بخشی از بودجه عمومی کشور را صرف کالاهای مورد نیاز عموم مردم کند. حذف یارانه ها نیز معنایی جز گرانتر شدن قیمت کالاهای پرمصرف نخواهد داشت. اما اجازه دهید بحث را با یک مثال ساده شروع کنم اکثر ما تمایل نداریم بنزین را با قیمت گران و بدون یارانه بخریم اما اگر قرار باشد بودجه اختصاصی برای یارانه بنزین از مالیات من و شما یا به نحوی از صندوقی که متعلق به من و شما باشد پرداخت شود چطور خواهیم پذیرفت که مثلا من یا شما که از خودروی کم مصرف و در زمانی که لازم است استفاده کنیم یا از وسائل حمل و نقل عمومی با همه مشکلاتش استفاده کنیم ولی فرد دیگری  با یک خودرو هشت سیلندر، سنگین و گرانقیمت ایرانگردی کند؟ طبیعتاً چنین فردی با چنین خودرویی سهم بسیاری بیشتری از یارانه نسبت به ما خواهد برد در حالیکه عدالت آن است که همگی بصورت یکسان از بودجه عمومی یارانه ها بهره ببریم. شاید پس از شنیدن این حکایت تا حدی با من موافق باشید که اگرچه کالای ارزان و با یارانه ارزانتر و برای ما شیرین تر است اما اگر واقعا بودجه یارانه را پول خود بدانیم آنگاه عدالت نخواهد بود که افرادی که شاید نیازمند آن یارانه هم نباشند سهم بیشتری از افرادی که نیازمند یارانه هستند ببرند.

شاید با خواندن مثال بالا با ایده پرداخت مستقیم یارانه ها موافق تر باشید. اینکه سهم هر کس از بودجه یارانه بصورت مستقیم به وی پرداخت شود اما این ایده نیز بی اشکال نیست بطور مثال معیار پرداخت سهم یارانه چیست؟ اگر قرار باشد به هر فرد یارانه پرداخت شود آنگاه خانواده ای که با نگاه واقع بینانه و در جهت بهبود شرایط خانواده و جامعه فرزندان کمتری دارد سهم کمتری از خانواده ای خواهد برد که بدون ملاحظه و کنترل فرزندان متعددی دارد. از طرف دیگر اگر فرض بگیریم بخشی از اهداف یارانه حمایت از مصرف کالاهای خاصی باشد چه کسی میتواند اطمینان داشته باشد که یارانه مستقیم واقعا صرف بهبود مصرف یا حمایت از این کالاها می شود؟ مثلا ممکن است دولت برای شیر خوراکی یارانه بپردازد تا قیمت آن پایین بیاید و در نتیجه مصرف آن در جامعه بیشتر شود که این نیز در نهایت ضمن رونق بخشیدن به دامپروری به سلامت کلی جامعه نیز کمک می کند. اما وقتی این یارانه به صورت مستقیم پرداخت شود چه اطمینانی وجود خواهد داشت که مردم مبلغی از این یارانه مستقیم پرداختی را صرف خرید شیر خواهند کرد؟ چه بسا که مثلا در یک خانواده این یارانه به جای آنکه شیر خوراکی برای فرزندان شود به نوعی کمک خرج خرید مواد مخدر پدر معتاد خانواده شود.

هرچند حمایت از افراد یا خانواده هایی که به دلایلی دچار مشکلات حاد اقتصادی هستند در دنیای امروز بخشی از وظایف جامعه و دولتهاست اما  پرداخت یارانه به طبقه کم درآمد یا بی درآمد جامعه نیز خالی از اشکال نیست. چرا باید کسانی که بیشتر کار میکنند، زحمت می کشند، سطح تحصیلات و مهارتهای کاری خود را ارتقاء میدهند و یا با استفاده از خلاقیتها و مهارتهای خود درآمد بیشتری دارند خرج یا کمک خرج بخشی از جامعه را بدهند که احیاناً تمایل یا تلاش لازم برای کار و کسب درآمد ندارد یا حتی به دلایلی چون اعتیاد یا بی انضباطی و... توان پیدا کردن کار یا ادامه کار ندارد. البته اصلی که امروز در اکثر جوامع نیز حاکم است این هست که افراد جامعه با توجه به میزان درآمد خود بخشی از هزینه تامین بسترهای پیشرفت و حفاظت از کل جامعه را پرداخت میکند( مثل هزینه های آموزش یا هزینه های نظامی ) اما آنچه در اینجا مورد بحث است پرداخت سهم توسط افرادی است که تلاش بیشتری داشته و یا با دوراندیشی پس انداز داشته اند به افرادی که به دلایلی به غیر از محدودیتهای جامعه خود توان پیشرفت و تلاش ندارند.

اما حال فرض کنید که اصلا قرار نیست یارانه به آن شکل که در بالا اشاره شد چه بطور غیر مستقیم و برای کالاهای مصرفی و مورد نیاز و چه بصورت مستقیم و نقدی به شهروندان پرداخت شود  در این صورت ممکن است عده ای این اعتقاد را داشته باشند که بودجه یارانه ها در مواردی مثل بهداشت و درمان هزینه شود و  این مسئله امروز نیز مورد بحث در کشورهای پیشرفته است. کم نیستند کسانی که معتقدند درمان بایستی برای عموم جامعه رایگان باشد و چه صحنه ای متاثر کننده تر از آن هست که فردی به دلیل عدم توان پرداخت هزینه درمان از درد و بیماری رنج ببرد. با وجود این نگاه انسانی باز هم پرداخت هزینه درمان از طرف دولت و از درآمد کلی جامعه بی اشکال نیست. بطور مثال چه فرقی  بین فردی است که در خوراک، تحرک و سلامت خود دقت دارد، ورزش می کند ،سیگار نمی کشد و به بهداشت دندان و دهان خود اهمیت می دهد، مشروبات الکلی نمی خورد و حتی خود را خوردن بسیاری از خوراکی های خوشمزه اما مضر منع کرده با فردی سیگاری که در خوردن مشروبات الکلی و غذاهای مضر افراط می کند؟ طبیعی است که فردی که در ابتدا اشاره شد کمتر مریض شود و یا درمان بیماریهای احتمالی او کم هزینه تر باشد و فرد دیگری که اشاره شد چه بسا به بیماریهای خطرناکتری مبتلا و درمانش پرهزینه تر باشد و قاعدتاً در اینجا عدالت نیست که فرد اول  هزینه درمان فرد دوم را بپردازد. چه کسی میخواهد مالیات بر درآمدش صرف هزینه درمان افرادی سیگاری یا بی توجه به سلامت خویش شود؟

پرداخت یا عدم پرداخت و نحوه پرداخت یارانه چالشی بزرگ در جوامع امروز دنیاست از طرفی عدم پرداخت یارانه میتواند به ضرر بخشی از جامعه یا صنایع خاصی باشد و از طرف پرداخت و شکل پرداخت آن همواره مورد بحث کارشناسان بوده و دغدغه شهروندان جامعه که بخصوص بودجه یارانه ها را در نحوه خرج مالیات پرداختی خود حس می کنند بوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 13:0  توسط علیرضا  |