X
تبلیغات
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
امروز متوجه شدم بانک صادرات جدیداً برای هر بار مشاهده صورت حساب بانک از طریق اینترنت بدون هشدار و اطلاع قبلی از حساب شما پول برداشت می کند ! در واقع شما برای هر بار ورود به سایت و مشاهده موجودی یا صورت حساب ۲۵ تومان پرداخت میکنید و از آنجا که تایم اوت صفحات بانکداری اینترنتی این بانک کوتاه هست گاهی پیش می آید که مجددا نیاز به ورود و در واقع پرداخت ۲۵ تومان دیگر داشته باشید.
آیا این مسئله در قوانین بانکداری و در زمانی که مشتری برای ثبت نام برای استفاده از این خدمات اقدام میکند قید شده است قاعدتا خیر! و این بانک و شاید بانکهای دیگر به خود این اجازه را داده اند به این بهانه از حساب مشتری بدون اطلاع قبلی پول برداشت کنند. به همین سادگی شما برای کاری که در واقع به سود بانک نیز هست( چرا که بانکداری اینترنتی هزینه خدمات برای بانکها را به شدت کاهش میدهد) به زور هزینه پرداخت میکنید. این بانک نه در صفحه بانکداری اینترنتی و نه در سایت اصلی خود  تا این لحظه هیچ خبری در این زمینه منتشر نکرده است.

عدم اطلاع قبلی به مشتریان و برداشت کارمزد بدون اطلاع قبلی نقض حقوق مشتری و خیانت در اعتمادی است که مشتری به بانک دارد.

بعد از تحریر: این بانک حتی بعد از ورود برای هر بار زدن دکمه صورت حساب هم بیست و پنج تومان کم میکند که این دیگر در نوع خود بی نظیر است!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 4:10  توسط علیرضا  | 

دیروز وبلاگ نویسی فارسی
سالها قبل و زمانی که وبلاگ نویسی به جامعه ایرانی معرفی شد و با استقبال جامعه فارسی زبان همراه شد عملا یکی از بزرگترین و مهمترین فعالیتهای اجتماعی ایرانیان در دنیای مجازی شکل گرفت.در حالیکه که شاید  فعالیتهای اجتماعی فارسی زبان تا آن زمان به حضور در چت روم ها و تالارهای گفتگو محدود بود با استقبال از وبلاگ نویسی شکل جدیدی از فعالیت مجازی در جامعه فارسی زبان شکل گرفت که در آن تولید محتوا و مطالعه نقش پررنگ تری داشته و به نوعی میدان را از ارتباط یک سویه سایتهای خبری خارج ساخت. وبلاگ نویسی در ایران با استقبال افراد تحصیلکرده و فرهیخته جامعه همراه شد و همین مسئله در موفقیت آتی آن  تاثیر داشت .رسانه ها به همین دلیل توجه بیشتری به وبلاگ نویسی داشتند و تجربه وبلاگ نویسی با توجه به چنین اتمسفری شیرین تر بود. وبلاگ نویسی همچنین بخشی دیگر از انتظارات وبلاگ نویسان را نیز فراهم کرد. دوست یابی و به اشتراک گذاری یا اطلاع رسانی وضعیت فعلی با دوستان بخشهای دیگری از چنین کارکردها بود. بطور مثال در بررسی وبلاگ نویسی در ایران شاهد قرارهای وبلاگ نویسی متعدد هستیم بطوریکه که بسیاری از وبلاگ نویسان قدیمی  همدیگر را در چنین قرارهایی دیده اند. بی تردید اگر توجه رسانه ها و حضور افراد تحصیلکرده در جامعه کوچک وبلاگ نویسانی آن زمان نبود هرگز وبلاگ نویسی فارسی رشدی همانند آنچه که تجربه کرد را نداشت.
همچنین ایرانیان جزو اولین کشورهایی بودند که به سمت راه اندازی سرویسهای بومی ارائه خدمات وبلاگ نویسی رفتند و از گذشته تا کنون سرویسهای وبلاگ نویسی بومی عملا در قیاس با سرویسهای وبلاگ بومی دیگر کشورها موقعیت بالاتری دارند. محیط فارسی و سادگی کار با یک سرویس بومی گام بلند دیگری برای تضمین ادامه و رواج وبلاگ نویسی فارسی بود.

امروز وبلاگ نویسی فارسی
کمتر عبارت فارسی را میتوان در وب جستجو کرد که با یک یا چندان وبلاگ در نتایج جستجو برخورد نکرد و این نشانه مشخصی از حضور و نقش پررنگ وبلاگهای فارسی در تولید محتوای فارسی است و حتی با نگاهی با تعداد صفحات ایندکس شده چند سرویس وبلاگ معروف فارسی میتوان به این نتیجه رسید که بخش قابل توجهی از صفحات ایندکس شده فارسی و در واقع محتوای قابل دسترس فارسی متعلق به وبلاگهای فارسی است.
با معرفی سایتهایی مانند اروکات در چند سال قبل  و  فعالیت امروزه شبکه های اجتماعی به مانند فیس بوک و تویتر  بخشی از انتظارات و کارکردهای وبلاگ نویسی به سمت اینگونه سایتها رفته است.  دوست یابی یا ارتباط با دوستان قدیمی در شبکه های اجتماعی راحتتر و کم هزینه تر از وبلاگ نویسی است  و با توجه به افزایش قابل توجه وبلاگهای فارسی و بزرگ شدن جامعه وبلاگ نویس عملا ارتباط آنها به مانند گذشته نیست و در چند سال اخیر قرارهای دیدار بین اعضای شبکه های اجتماعی مانند فرند فید و یا قرارهای دسته جمعی در فیس بوک پر رنگ تر از قرار های وبلاگ نویسان بوده است. بعد از مدتها تولید محتوا و با توجه به تعداد وبلاگها مفهوم به اشتراک گذاری محتوا (به جای تولید محتوا) جذابیت بیشتری پیدا کرده است و همین مسئله حضور در برخی شبکه های اجتماعی مانند گوگل ریدر یا شکل جدیدتر آن گوگل پلاس را جذاب تر کرده است و مشاهده می شود که برخی از افرادی که فعالیت بیشتری در اشتراک گذاری محتوا دارند دوستان یا  دنبال کنندگان بیشتری در اینگونه شبکه ها دارند و در واقع محبوب تر هستند و اینرا قیاس کنید با دنیای وبلاگ نویسی که تولید کنندگان محتوا نقش پررنگ تری دارند.

با اینحال اگر به دنبال یک مطلب جدید هستید یا مایل به انتشار محتوا یا اظهار نظر به شکلی حرفه ای تر و برای مخاطب بیشتر هستید همچنان وبلاگ نویسی بهترین شیوه است. وبلاگ نویسی امروز بصورت مشخصی از حوزه وبلاگ نویسان نسل اول خارج شده است و دیگر محدود به جوانانی با تحصیلات دانشگاهی یا افراد فرهیخته نیست و در واقع با نگاهی به وبلاگ های به روز شده در سرویس های مختلف وبلاگ عملا شاهد حضور پررنگ نوجوانان و جوانانی هستیم که با آنچه در نسل اول وبلاگ نویسی دیدیم متفاوت هستند.

فردای وبلاگ نویسی فارسی
بطور مشخص وبلاگ نویسی فارسی تحت تاثیر قوانین و حتی سلیقه مسئولین کشور در این حوزه است فیلتر شدن بسیاری از وبلاگهای منتقدان و فعالان اجتماعی عملا باعث دلسری و یا حداقل عدم حضور پررنگ بخش بزرگی از آنها در دنیای وبلاگهای فارسی شده است.  همچنین فیلترینگ باعث محافظه کار شدن وبلاگ نویسان جدی تر شده است که این خود از جذابیت وبلاگها چه برای نویسنده و چه برای مخاطب می کاهد. با چنین روندی دور از واقعیت نیست که بگوییم رفتار و سلیقه مسئولین در برخورد با فضای مجازی فاکتور مهمی در آینده وبلاگ نویسی فارسی خواهد بود. همچنین قابل انتظار است که با محبوبت فعلی شبکه های اجتماعی تا مدتها انتقال بخشی از کارکردهای وبلاگ نویسی به شبکه های اجتماعی ادامه داشته باشد و این بدین معناست که افراد کمتری تمایل به وبلاگ نویسی خواهند داشت اما بطور قاطع در آینده نزیک هم  وبلاگ های فارسی همچنان صاحبان بخش قابل توجه محتوای فارسی قابل دسترس و جدی خواهند بود.
همچنان که در طول این سالها ایمیل تغییر مفهومی خاصی نداشته است به نظر میرسد وبلاگ نیز از نظر شکل و مفهوم به ثباتی در این زمینه رسیده و بعید به نظر می رسید تغییر بزرگی در شکل وبلاگ نویسی را در آینده نزدیک شاهد باشیم با اینحال بازیگران اصلی دنیای وبلاگ نویسی مانند بلاگر و وردپرس میتوانند تغییراتی هرچند محدود در شکل  و انتظار از وبلاگ نویسی ایجاد کنند که به نظر میرسد تلفیق بیشتر با شبکه های اجتماعی از اینگونه تغییرات در آینده باشند و البته همین قضیه در سلیقه وبلاگ نویسی فارسی نیز تاثیر داشته و در نهایت وبلاگهای فارسی نیز تاثیر می پذیرند.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 5:0  توسط علیرضا  | 

مالیات بر ارزش افزوده نوع جدیدی از مالیات است که در سالهای اخیر در کشور مرسوم شده است. این نوع مالیات و شیوه اجرای آن از همان ابتدا مشکل ساز شده و با مخالفت اصناف مختلف و حتی اعتصابهای صنفی همراه بوده است.  طلا فروشان از اولین مخالفان این شیوه بودند. آنها می گفتند طلا یک کالای سرمایه ای است و در حالیکه حاشیه سود فروش طلا بسیار کم است اضافه شدن این مالیات عملا باعث می شود قیمت فروش طلا افزایش یافته و  در مواردی مالیات آن از سود فروشنده بیشتر شود و در واقع منطقی به نظر می رسید که اگر قرار بر چنین مالیاتی باشد بایستی بر ارزش افزوده آن یعنی بر اجرت کاری که روی طلا صورت گرفته است (مثلا اجرت ساخت یک حلقه طلا)  این چنین مالیاتی اخذ شود.
این مسئله در مورد سکه طلا به شکل بارزتری نمود پیدا کرد و بحث این بود که نمی توان در خرید و فروش هر بار سکه طلا که یک کالای سرمایه ای است چنین مالیاتی اخذ شود و این در حالی است که سود فروشندگان سکه طلا کمتر است از چهار درصد است. این مسئله در نهایت با عقب نشینی  سازمان مالیات همراه بود (در حال حاضر این مالیات فقط یکبار و در هنگام فروش توسط بانک مرکزی اخذ میشود) و البته با شنیدن استدلالهای طرفین میتوان متوجه شد که  سازمان مالیات با کپی برداری ایده مالیات بر ارزش افزوده از غرب و بدون تعمق و حتی بدون مشورت با اصناف اقدام به پیاده سازی آن و حتی اصرار روی نحوه اجرای آن داشت که طبیعتا مشکل ساز بوده است.

جالب اینجاست که در برخی رسانه ها اینگونه القاء می شود که بازاریان با این همه درآمد و سرمایه حاضر به پرداخت مالیات نیستند این روایت شاید در مالیات بر سود درست باشد اما در مورد مالیات بر ارزش افزوده این یک فرافکنی و استدلال نادرست است چرا که عملا این مالیات توسط فروشنده یا بازاریان پرداخت نمی شود و در روی قیمت کالا کشیده خواهد شد و در واقع این مصرف کننده نهایی است که این مالیات را پرداخت می کند. برای مثال شاید این تجربه را داشته باشید که در یک رستوران غذایی سفارش شده یا در فروشگاهی کالایی خریداری کرده باشد و در نهایت در صورت حساب علاوه بر قیمت کالا چهار درصد نیز مالیات درج شده است و این شما هستید که این رقم را پرداخت میکنید و جه بسا به نوعی این نفع فروشنده باشد چرا که  مالیات دریافتی را تا پرداخت آن به سازمان مالیات پیش خود نگاه خواهد داشت.  برای اصنافی که معمولا ارقام فاکتورهای آنها پایین است و آنرا بصورت نقدی از مشتری دریافت میکنند مالیات بر ارزش افزوده تاثیر چندانی ندارد. اما در مورد کالاهای سرمایه ای (که سود فروش آن گاهی از چهار درصد کمتر است) و همچنین  جایی که پای ارقام بزرگ در میان است این مالیات به چشم خواهد آمد. همچنین در مواردی که فروشنده کالای خود را   با پرداختهای بلند مدت می فروشد این مالیات مشکل ساز خواهد بود. بطور مثال فروشنده کالایی را فروخته و در برابر آن چکی با تاریخ سه یا شش ماهه دریافت میکند. هنوز زمان وصول چک نرسیده و شاید حتی این چک وصول هم نشود ولی فروشنده مجبور به پرداخت چهاردرصد مالیات خواهد بود. باتوجه به اینکه پرداخت های بلند مدت در بازار ایران بسیار رایج است طبیعی است که برخی اصناف این نحوه دریافت مالیات را مشکل ساز بدانند و اعتصاب اخیر صنف پارچه فروشان نیز به همین دلیل است.

در نهایت آنکه این خریدار نهایی است که پرداخت کننده اصلی و نهایی مالیات ارزش بر افزوده است و برخلاف برخی ادعاها مسئولین و رسانه ها که بازاریان و کارمندان را در مقابل یکدیگر قرار میدهند این کارمندان و مصرف کنندگان هستند که مالیات را پرداخت خواهند کرد. جالب است به نکاتی دیگری نیز در این زمینه اشاره شود. در صحبتهای مسئولین به این اشاره می شود که این مالیات در خیلی از کشورهای پیشرفته نیز وجود دارد و باز به مانند همیشه مسئولان یک طرفه و تک بعدی کار خود را با با شرایط کشورهای پیشرفته مقایسه می کنند. برای درک این قضیه نمونه مشخصی وجود دارد. در ایران خودرو با نود درصد گمرکی و چند درصد عوارض دیگر مثل شماره گذاری و هزینه خودروی فرسوده و... وارد کشور می شود و بطور معمول در حال حاضر عوارض خودرو بیش از 120 درصد است و این بدان معناست که خودرو با قیمتی بیش از دو برابر قیمت آن در کشور تولیدکننده یا  کشورهای همسایه به فروش می رسد و مثلا خودرویی که قیمت و ارزش واقعی فروش آن 20 میلیون تومان است در ایران نزدیک به چهل و پنج میلیون و حتی گرانتر به فروش می رسد. حال جالب اینجاست که در هنگام خرید این خودرو با قیمت دوبرابر ارزش واقی آن خریدار چهار درصد هم مالیات پرداخت میکند و در واقع خریدار برای تعرفه و عوارض گمرکی،هزینه خروج خودروهای فرسوده و شماره گذاری و... نیز مالیات پرداخت می کند و به نظر می رسد دولت به عوارض گمرکی نیز به دلیل کالا و خدمات نگاه می کند! در آخر آنکه مالیات بر ارزش افزوده تنها به چهار درصد ختم نخواهد شد و همین امروز یکی از مسئولین از مالیات بر ارزش افزوده هشت درصدی در سال آینده خبر داد.  در واقع قابل پیش بینی است که در آینده نزدیک شما از هر قشری که باشید کارمند یا بازاری علاوه بر مالیات بر حقوق یا سود خود در  سالهای آتی  هشت درصد ارزش کالاهایی که در طول ماه خرید میکنید مالیات پرداخت میکنید و علاوه بر آنکه برخلاف کشورهای پیشرفته همچنان عوارض بالایی نیز بابت عوارض گمرکی و مالیات بر عوارض پرداخت کرده اید.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت 13:17  توسط علیرضا  |