تبليغاتX
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
 
 
با پیشنهاد دوست وبلاگ نویسی سفری چند روزه به کیش داشتیم جای دوستان خالی بسیار خوش گذشت. تنها نکته منفی آب و هوای کیش بود که با وجودی که به انتهای تابستان نزدیک می شویم همچنان آزاردهنده بود.البته روزهای آخر خبر شیطنت برخی نیز در تهران به گوشم رسید و اگر چه همواره هر مشکل مرتبط با بلاگفا برایم اهمیت دارد ولی خوشبختانه مشکل فوق ذره ای از لذت سفر را کم نکرد.
علی پهلوان گروه آریان - علیرضا شیرازی بلاگفااینبار فرصت زیادی داشتم برای دیدن کیش،شب نشینی در ساحل و مشاهده غروبهای جزیره و چند باری هم فرصتی دست داد که با دوستان اهل اینترنت و  وبلاگ ساکن کیش صحبت کنم به نظر می رسید که ساکنین کیش وبلاگ را بر حسب تصادف و یا از طریق چت،ایمیل و آفلاین های یاهو مسنجر می خوانند و اکثریت افرادی که با وبلاگ آشنا بودند تقریبا وبلاگهای معروف را نمی شناختند (به صورت ویژه علاقمند به وبلاگهای تفریحی و موسیقی یا هنر و بی علاقه به سیاست ) و البته با توجه به جمعیت حدود بیست هزار نفری کیش و بافت اجتماعی و اقتصادی این جزیره چندان هم دور از انتظار نیست.
همزمان با سفر ما به کیش کنسرت گروه آریان نیز در کیش برگزار می شد و جالب آنکه گروه آریان در هتل ما و تقریبا مجاور اتاق ما ساکن بودند و همین باعث آشنایی بیشتر با برخی از اعضاء این گروه شد و عکسی هم که همراه این پست است در لابی هتل با علی پهلوان و توسط دوست وبلاگ نویسم گرفته شده است. به شوخی به پهلوان گفتم که  عکست را در وبلاگم می گذارم تا معروف بشی و او هم کلی ذوق کرد و خوشحال شد! جالب آنکه پهلوان اهل یاهو 360 (تلفیقی از وبلاگ و شبکه اجتماعی) است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 21:32  توسط علیرضا  | 

برنامه کوله پشتی را هرگز بیش از چند دقیقه ندیده ام و بنابراین نه نقدی بر محتوای آن دارم و نه تعریفی! آنچه باعث شد نام این برنامه را به خاطر بسپارم و به نوعی با علاقه دقایق پایانی هر قسمت آنرا دنبال کنم موسیقی و ترانه زیبای تیتراژ پایانی آن بوده است.

خداحافظ ... همین حالا همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می‌دید

 اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
 نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است

 خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها 
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

خداحافظ خداحافظ  ... همین حالا
خداحافظ

 این ترانه شاید برای بسیاری تنها یک موسیقی و ترانه زیبا باشد ولی برای من بیش از اینها ست .شاید بایستی عزیزی به تو بگوید "بگو خداحافظ" تا برود برای همیشه.شاید باید ساعت چهار و دوازده دقیقه صبح بگویی "خداحافظ خداحافظ" و بشکنی در بین هق هق گریه ات تا بفهمی چرا چنین ترانه ای متفاوت است.

دانلود موسیقی خداحافظ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 13:34  توسط علیرضا  | 

سفر به تنگه واشی - بلاگفاجمعه ای که گذشت با چند تن از دوستان بلاگفایی رفتیم تنگه واشی، طرح اولیه از پیشنهاد برگزاری یک تور با همکاری یکی از دوستان فعال در این زمینه و یک آژانس توریستی آغاز شد اما به دلایلی همچون وقت کم برای معرفی تور و ثبت نام و انصراف چند نفر در لحظات آخر و... عملا گروه شلوغی نبودیم اما به هر حال آنقدر بودیم که  اکیپی تشکیل شود و سفرمان آغاز. شاید بزرگترین مزیت گروه نزدیکی فرهنگی اعضاء بود  که  باعث رابطه صمیمی و راحتی اعضاء در جمع شد. با وجود چنین همسفرانی حداقل به من  خوش گذشت هر چند که جای عزیزانی نیز بسیار خالی بود. تجربه این سفر انگیزه ای شده است  که تورهای یک روزه دیگری را نیز برگزار کنیم.
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 5:28  توسط علیرضا  | 

توسعه‌ی فناوری اطلاعات در کشور وعلاقه‌ی روزافزون کاربران اینترنت به مطالعه‌ی اخبار این حوزه، باید منتظر رسانه‌های حرفه‌یی و جدید جهت پوشش خبرهای IT نیز باشیم.
علیرضا شیرازی، مدیرسایت پارسیک، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری ارتباطات و فناوری اطلاعات (سیتنا)، سایت‌های اطلاع‌رسانی حوزه‌ی ICT در نظام رسانه‌یی ایران را به سه گروه قابل تقسیم دانست و اظهار داشت: گروه نخست که سابقه‌ی بیشتری دارند، معمولا توسط روزنامه‌نگاران و خبرنگاران این حوزه تاسیس شده و مدیریت می‌شوند؛ ویژگی آن‌ها نیز نزدیکی به منابع خبری در ایران به دلیل شغلی و پایبندی بیشتر به اصول اطلاع‌رسانی است...

متن کامل مصاحبه در سایت سیتنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 14:22  توسط علیرضا  | 

برای سالها خوکفایی یک آرمان برای بسیاری از کشورها بوده است و در ایران نیز بخصوص پس از انقلاب این مسئله یک آرمان مهم برای حکومت و مردم بوده است اما در سالهای اخیر روابط اقتصادی کشورها و قوانین حاکم بر صنایع و تجارت تغییر کرده است، بزرگترین تغییر را شاید باید جهانی شدن و ادغام اقتصاد کشورها دانست، دیگر کشورهای پیشرفته علاقه ای به خودکفایی ندارند و می بینیم که حتی بازار پیشرفته ترین کشورهای دنیا در زمینه هایی مانند پوشاک، اسباب بازی و حتی صنایع مادری  در اختیار کشورهای در حال توسعه یا نیمه صنعتی است و حتی در سطح کشورهای پیشرفته نیز نوعی شراکت شکل گرفته است که نمونه ای از آن ساخت هواپیما در اروپا است که بسیاری از کشورهای اروپایی در ساخت آن شراکت دارند.
چرا اینگونه است؟ جواب ساده است تولید بسیاری از محصولات در کشورهای دیگر ارزان تر تمام می شود و در نتیجه رقابت برای تولیدکنندگان در کشورهای پیشرفته سخت تر شده و چه بسا که از گردونه رقابت هم خارج شوند.این فقط محدود به مواد مصرفی نیست در زمینه صنایع مادر یا حتی صنایع جدید مانند تولید نرم افزار هم بخشی از کار به کشورهای در حال توسعه واگذار شده است در بعد دیگر نیز شراکت در تولید باعث گسترش بازار محصولات و پایداری بیشتر تولید کنندگان می شود. دیگر کمتر محصولی صنعتی را میتوان یافت که تمام قطعات آن در یک کشور تولید شود . کامیپوترهای خانگی مثال جالبی از عدم خودکفایی هستند! قطعات مختلف یک کامیپوتر مانند باتری،هارد دیسک، جعبه،مادربرد ، ریز پردازنده و... هر کدام میتوانند در کشورهای مختلف تولید شده باشند هارد در سنگاپور، باتری در ژاپن یا مالزی، ریزپردازنده در آمریکا ،مادربرد در چین و برخی چیپستها  در ژاپن، نرم افزارهایی که بخشی از آن توسط برنامه نویسان هندی نوشته شده و در نهایت فروش محصول توسط یک برند آمریکایی یا اروپایی . این ادغام اقتصاد کشورها  اگرچه قربانیانی نیز داشته است اما برای طرفین با فوایدی نیز همراه بوده است شهروندان کشورهای پیشرفته هزینه کمتری برای محصولات مصرفی پرداخت میکنند و درعوض کالا یا خدماتی با ارزش افزوده بیشتر تولید میکنند و  کارگران در جهان سوم نیز صاحب شغل و درآمد می شوند.
در چنین شرایطی شاید بهتر است  به جای سرمایه  گذاری برای خودکفایی کشور به سمتی حرکت کنیم که نقش مهم و پایداری در عرصه جهانی شدن و چرخه ادغام اقتصاد کشورها داشته باشیم این مسئله میتواند علاوه بر آنکه سرمایه کشور را در مسیری متناسب با استعداد های  اقتصادی ایران در جریان بیاندازد به نوعی باعث پایداری سیاسی کشور نیز شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 18:20  توسط علیرضا  | 

جنبشهای عدلتخواهی زنان در ایران دو  مشکل بزرگ دارد یکی از آنها تکیه زیاد به محدوده خاصی از فرهیختگان و روشنفکران جامعه است و دیگری تلاش برای تغییر در جامعه آنهم  از بالا به پایین یعنی از سمت حکومت به جامعه است. نسل ما نیز کم  و بیش شاهد حرکتهای گروههای مختلف طرفدار حقوق زنان بوده است و البته این روزها نیز با وجود اینترنت این حرکتها نمود بیشتری دارد اما هنوز هم این مشکل در حرکتهای اخیر این جنبشها دیده می شود در واقع بخش بزرگ جامعه زنان ایرانی از این فعالیتها بی خبر هستند.
بایستی بپذیرم که بسیاری از زنان جامعه ما  (همانند بسیاری از مردان همین جامعه ) روزنامه های اصلاح طلب را نمی خوانند ، نشریات طرفدار برابری حقوق زنان را مطالعه نمی کنند و بسیاری از آنها دسترسی به اینترنت ندارد حتی بسیاری از زنان دانشگاهی هم چندان فعالیتهای جنبش های طرفدار حقوق برابر زنان را پیگیری نمیکنند. از طرفی نیز نیروی بازدارنده زیادی نیز در بدنه حکومت وجود دارد که دلایل آن نیز برای ما روشن است و در چنین شرایطی انتظار تغییر قوانین و یا تبلیغ نظراتی که مورد نظر گروههای طرفدار حقوق زنان  است از رسانه های دولتی  بعید به نظر می رسد.
حال در چنین شرایطی به نظرم جنبشهای فوق بایستی به دنبال اعمال تغییرات از پایین به بالا باشند و فکر هم نمی کنم با گردهمایی، تظاهرات یا اینگونه مسائل کار چندانی پیش برود و شاید در چنین شرایطی بهتر باشد که علاقمندان و فعالان دراین زمینه به فکر روشن کردن ذهن اکثریت جامعه و بالا بردن انتظار آنها با کارهای عملی (و نمادین )باشد.برای مثال فکر میکنم می توان جزوه هایی تهیه کرد و آنرا در بین خانواده های شهرهای مختلف پخش کرد و در این جزوه ها حقوق فعلی زنان و آنچه که بهتر است داشته باشند توضیح داده شود.بسیاری از زنان جامعه حتی از بسیاری از حقوقی که قوانین فعلی کشور برای آنها قائل شده است بی خبر هستند و بسیاری دیگر از حقوقی که می توانند با آن زندگی بهتری داشته باشند آگاهی ندارند. با آگاه کردن طبقات مختلف جامعه و بالا بردن انتظار زنان جامعه میتوان انتظار داشت که دیگر خواسته های  جنبشهای زنان تنها محدود به طبقه خاصی نباشد و به عبارتی دیگر تنها محدود به عده ای روشنفکر و  دانشجو نباشد و از طرفی هم حکومت هم ناچار است به خواست اکثریت جامعه حتی اگر به شکل غیر مسقیم باشد تن در دهد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 21:21  توسط علیرضا  | 

چندین روز پیش در دفتر روزنامه شرق گفتگوی جالبی با خانم مینو مومنی  داشتم که بخشی از آن امروز چهارشنبه اول شهریور در صفحه ۱۶ این روزنامه منتشر شده است.

علیرضا شیرازی - وبلاگ دیگر یك پدیده عجیب نیست - روزنامه شرق

لینک متن بخش اول این گفتگو در سایت روزنامه شرق

 * بخش دوم مصاحبه فوق در روز دوشنبه ششم شهریور در صفحه رسانه روزنامه شرق منتشر شد.

لینک به بخش دوم مصاحبه در سایت روزنامه شرق

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 17:46  توسط علیرضا  |