چند روز پیش فیلم «یک شب با پادشاه» (One Night with the King) را دیدم. این فیلم نیز همچون فیلم تاریخی و تخیلی «سیصد» درباره رویدادهایی است که در زمان خشایار شاه اتفاق افتاده است. اگر چه این فیلم نیز همانند «سیصد» با دست مایه قراردادن یک واقعه تاریخی و بدون وفاداری به واقعیتهای فرهنگی و اجتماعی و تاریخی آن روزگار ساخته شده است با اینحال در این فیلم چهره و روایتی دیگر از پادشاه پارسیان می بینیم که با چهره خشایار شاه فیلم سیصد بسیار متفاوت است. خشایار شاه فیلم «یک شب با پادشاه» فردی احساسی، هنرمند ، با ته ریشی مدرن و چشمانی روشن و قیافه و هیکلی زیبا و جذاب است. تنها نقطه ضعف او شاید نفوذ وزیران و نزدیکان بر سیاستهای او و همچنین مشکل خونخواهی پدرش است. این شاهنشاه آنقدر جذاب، فهیم و خوش درک است که شایسته «استر» دختر یهودی و ملکه جدید پارسیان باشد و ملکه جدید او را دوست بدارد و برای ایشان بی تاب شود. به هر حال در نظر بگیرید که قرار نیست ملکه استر (نام واقعی استر Hadassah بوده است) منجی قوم یهود در آن زمان و فردی موثر در تاریخ یهودیان با فردی وحشی و چندش آور همچون خشایار شاه فیلم سیصد همخوابگی و معاشقه کرده باشد. البته این فیلم همانطور که از موضوعش بر می آید قرار نیست در دفاع از پارسیان باشد و اینگونه نیز نیست، بلکه روایت فداکاری ملکه یهودی در نجات قومش است و البته اشاره ای بسیار پر رنگ و اغراق آمیز به زیرکی او و «مردخای» در نجات پادشاه پارسیان از دسیسه درباریان دارد.
در فیلم « یک شب با پادشاه » پارسیان دربار چهره های معقول و نزدیک به چهره های امروزی دارند و مثلا از ریشهای انبوه و بلند خبری نیست (حال آنکه از لحاظ تاریخی آن زمان ریش برای مردان ایرانی بسیار مهم بوده است و بعد از حمله اسکندر بوده که زدودن ریش در بین مردان ایرانی رایج شده است) . جالب آنکه در این فیلم دین رایج و موثر در فرهنگ پارسیان آن روزگار یعنی دین بهی (زرتشتی) نادیده گرفته شده است و حتی پندهای مهم دین زرتشت(پندار و گفتار و کردار نیک ) نیز از زبان ملکه استر بیان میشوند تا تاکید دیگری بر سواد و هوشمندی او باشد.
در صحنه های آخر این فیلم، استر پس از نطقی در دفاع از قوم یهود و اسرائیل و در جهت اثبات یهودی بودن خود گردنبد خویش را بالای شعله شمع میگیرد و ستاره های داوود بر پرده های کاخ پادشاه پارسیان می درخشند و در آخر هم خشایار شاه در دفاع از همسر فهیم خویش در برابر وزیر هامان را که هدفی جز کشتار و محو یهودیان از جهان را نداشت بر می خیزد و این چنین وقایعی شکل میگیرند که تاکنون توسط یهودیان دنیا و در جشنی به نام پوریم از آن یاد می شود.


مرتبط:
سایت فیلم One Night with the King
درباره فیلم imdb.com
درباره این فیلم در یاهو
تصویر Tiffany Dupont بازیگر نقش «استر»
تصویر Luke Goss بازیگر نقش خشایار شاه
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 19:40  توسط علیرضا
|
انرژی هسته ای همانی که حق مسلم ماست ولی تا همین چند سال پیش و قبل از افشای فعالیتهای ایران در زمینه غنی سازی توسط غرب کمتر کسی از مردم ایران درباره آن میدانست این روزها به لطف تبلیغات گسترده در رسانه های کشور و یادآوری کاربردهای فن آوری هسته ای بخصوص در زمینه پزشکی تبدیل به غرور دولتمردان ایرانی و عاملی جهت تحت فشار قراردادن ایران توسط غرب شده است. در حالیکه که ایران هنوز از یک راکتور صنعتی و نیروگاه هسته ای بی بهره است و روسیه تنها یار رسمی ایران در این زمینه با وجود دریافت میلیونها دلار (بلکه میلیاردها) و کلی امتیاز سیاسی و اقتصادی دیگر از به پایان رساندن و تکمیل پروژه نیروگاه بوشهر نخستین نیروگاه صنعتی هسته ای کشور شانه خالی کرده است، دولتمردان ایرانی همچنان به ادامه فعالیتهای غنی سازی پافشاری میکنند و دیگر حتی بحث کارهای تحقیقاتی هم نیست و صحبت از غنی سازی در سطح صنعتی است و معلوم نیست که قرار است این اورانیوم غنی شده را در کدام نیروگاه به کار ببریم؟ متخصصین بومی که از قرار در ساخت راکتور هسته ای چندان توانمند نیستند که اگر بودند نیاز به قراردادهای میلیاردی با شرکتهای روسی نبود و درنهایت کارشکنی و حتی توهین برخی سیاستمداران روسی به ایرانیان نبود.
فعالیتهای هسته ای ایران آنقدر در رسانه های کشور مطرح شده است که دیگر کنار کشیدن از آن به نوعی به آبروی دولتمردان ما صدمه می زند و البته از قرار برخورد با این مسئله برای دولتمردان غرب نیز اهمیت فارغ العاده ای پیاده کرده است. ابتدا به نظر میرسید پافشاری در زمینه غنی سازی یک نوع بازی توسط دولتمردان ایران برای دریافت امتیاز از غرب بود (رفع تحریمها یا تجارت جهانی و..) اما حداقل تاکنون این بازی جز قطعنامه های بر علیه ایران و مطرح شدن در شورای امنیت نفع چندانی برای ملت ایران نداشته است. سایه شوم تحریم و قهر کشورهای مطرح و پیشرفته چند سالی ایرانیان را آزار میدهد . کاهش سرمایه گذاری کشورهای غربی و ژاپن، عدم رغبت سرمایه گذران داخلی،تهدیدهای نظامی و افزایش بودجه نظامی کشور، گرفتن امتیازهای بیشتر توسط شرکای اقتصادی ایران و جدیدا مبارزه با فرهنگ ایرانی توسط غرب بخشی از منافع ایرانیان از چند سال بازی هسته ای است.
شاید و فقط شاید وقت آن رسیده است که دولتمردان ایران کمی از غرور و منافع خود به خاطر منافع ملت بگذرند. اینگونه شاید دیگر آن غرور دیروز را نداشته باشند اما در بلند مدت مردم بیشتر آنها را دوست خواهند داشت. رفاه و اقتصاد برتر بزرگترین حق مردمی است که از جان و مال برای استقلال کشورشان مایه گذاشته اند.
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:19  توسط علیرضا
|
رزمایش مقابله با دشمن فرضی در جنگهای خیابانی در تهران و شهرهای بزرگ ایران برگزار شد.
در حالیکه تهدید های نظامی ابرقدرتها بر علیه کشور ایران در ماههای اخیر شدت یافته است هزاران جوانان و نوجوانان ایرانی در رزمایشی که شب سه شنبه و با هدف دفاع از شهر برگزار شد شرکت کردند. در این رزمایش جوانان تلاش کردند با استفاده از نارنجک و دیگر مواد منفجره دشمن فرضی را نابود سازند. همچنین شنیده شده است که در این رزمایش از نارنجکهای پرقدرت جدیدی که حاصل فن آوری بومی و تجربه متخصصین جوان ایرانی است و موشکهای سبک و تک نفره ساخت چین نیز استفاده شده است. یکی از سازمانهای امنیتی آمریکایی گزارش داده است که سر و صدای حاصل از انفجارها و استفاده از مواد منفجره در این رزمایش از سر و صدای ایجاد شده توسط سربازان آمریکایی در هنگام تصرف بغداد بیشتر بوده است. آگاهان همچنین خبر دادند با وجودی که برخی عناصر نفوذی در صدا و سیما تلاش کرده بودند که با نمایش فیلمهای آمریکایی و هالییودی جوانان را از شرکت در این رزمایش منصرف کنند با اینحال این رزمایش با شکوه هر چه تمام و با شرکت جوانان پر شور ایران برگزار شد. سخنگوی یکی از کشورهای آمریکای شمالی نیز در مصاحبه با خبرگزاریها گفته است که ما این رزمایش را زیر نظر داریم، وی پس از اتمام رزمایش گفت ما غلط بکنیم که به شهرهای ایران حمله کنیم.متاسفانه در این رزمایش برخی از جوانان ما به دلیل خطا در تشخیص دشمن فرضی یا عملکرد بد مواد منفجره مجروح شده اند.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 17:24  توسط علیرضا
|
براساس نظر سنجی سال ۸۵ مجله هفت سنگ
سرویس وبلاگ بلاگفا به عنوان برترین سرویس دهنده وبلاگ معرفی شد.
نظرسنجی
«برترينهای رسانهای سال» در پایان هر سال توسط مجله اینترنتی هفتسنگ برگزار میشود و در آن برترینهای حوزههای مختلف رسانهای توسط هیئت تحریریه هفتسنگ و صاحبنظران و کارشناسان رسانهای انتخاب میشوند. در نظرسنجی امسال برترینها در هفت حوزه آلبوم موسیقی، مطبوعات، سایتهای سرویسدهنده، سایتهای اطلاعرسانی، رادیو، تلویزیون و وبلاگ انتخاب شدند.
در سال ۸۴ هم و براساس نظر سنجی همین مجله سرویس بلاگفا به عنوان برترین سایت فارسی شناخته شده بود.
مرتبط:
برترین های رسانه ای سال
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 18:45  توسط علیرضا
|
آیین نامه ساماندهی پایگاهای اینترنتی ایران که در مرداد ماه سال 85 توسط هیئت وزیران و براساس پیشنهاد وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی تصویب شد انتقادات و اعتراضهای بسیاری را برانگیخت با راه اندازی سایتی جهت ساماندهی پایگاه های اینترنتی و حتی تعیین ضرب العجل برای مدیران سایتها اجرای طرح شکل جدی گرفت و حال آنکه به نظر نمی رسد در تدوین آیین نامه فوق از نظرات مدیران سایتهای فارسی ، فعالان حوزه وب و کارشناسان استفاده شده باشد و حتی قبل از اینکه این طرح و شیوه اجرای آن حداقل توسط فعالین و کارشناسان و در رسانه ها مورد ارزیابی قرار گیرد اجرا و ضرب العجل هم تعیین شد.جدا از مسائل و انتقاداتی که از لحاظ حقوقی بر طرح فوق وارد شده اجازه دهید در ادامه با نگاهی فنی آیین نامه فوق را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 12:57  توسط علیرضا
|
اگر مشکلی پیش نیاید پنجشنبه هفدهم اسفند ساعت ۶ برنامه ای درباره طرح ساماندهی پایگاههای اطلاع رسانی ایرانی در رادیو گفتگو ( Freq: 103.9 FM ) پخش خواهد شد که بنده نیز یکی از شرکت کنندگان آن خواهم بود و قاعدتا نظر و انتقاداتی که نسبت به طرح فوق دارم بیان خواهم کرد و تلاش خواهم کرد که برخی نظراتی را نیز که در وبلاگها نوشته شده است مطرح کنم.
بعد از تحریر:
فایل صوتی مصاحبه فوق را از اینجا دانلود کنید.(با تشکر از حمیدرضا)
مرتبط: وبلاگ مازیار ناظمی مجری برنامه فوق
خبر مصاحبه فوق در سایت رادیو گفتگو
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 13:10  توسط علیرضا
|
چند روزی که از فضای وبلاگها و وب دور بودم اتفاقهای ناراحت کننده ای افتاده است که از آنها بی خبر بودم.بازداشت چند تن از فعالان جنبش زنان و افرادی که حداقل برخی از آنها را از طریق وبلاگهایشان می شناسم خبر نگران کننده ای است. حقیقت این است که من تخصص خاصی در مورد مسائل و جنبشهای اجتماعی زنان ندارم و حتی اعتراف میکنم که تا چندی پیش واژه فمینیست را درست تلفظ نمی کردم بنابراین ترجیح میدهم در له یا علیه موردی که چندان اطلاعات خاصی درباره ندارم با اطمینان اظهار نظر نکنم و اگر هم گاهی درباره مسائل اجتماعی یا زنان اظهار نظری میکنم یا به عنوان یک شهروند و در اندازه اطلاعات خویش است. اما بازداشت چند زن و دختر، زندان، نگرانی مادر و خانواده، ناراحتی و لطمات روحی بدلیل بازداشت و برخوردها، پرونده سازی و یا احیانا محکومیت های قضایی چیزی نیست که درک آن نیاز به تخصص داشته باشد و آنقدر هم مهم است که بی اعتنا یا شاید با محافظه کاری از کنار اخبار آن نگذرم. همه اینها باعث می شود که خبر بازداشت چند دختر و زنی که در روزهای اخیر بازداشت شده اند مرا نگران و ناراحت کند و بسیار امیدوارم که این قضیه با آزادی هر چه سریعتر ایشان و کمترین برخورد قضایی حل شود.
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 14:20  توسط علیرضا
|
اوضاع اصلا خوب نبود، ابرهای سیاه آسمان زندگی علیرضا شیرازی را پوشانده بودند و زندگی رنگ تلخی گرفته بود.صحبت از جبهه کم فشار یا پرفشار نبود اما خوب شاید رعد برقها کار خود را کرده بودند. پس از یک مهمانی خانوادگی دو روزه در حال وصل کابل برق و مودم لب تاپ نازنین بودم که به اشتباه کابل مودم را به پریز برق زدم و بوووم! چشمانم سیاهی رفت لحظاتی طول کشید که بفهمم چه اتفاقی برای نازنینم افتاده است و خوشبختانه با وجودی که لپ تاپ روشن بودم آسیبی به مادر برد آن یا دیگر قطعات مهم نرسیده بود که اگر رسیده بود سیه پوش می شدم.به هر حال فاجعه ای در حد و اندازه خرابی فکس مودم لپ تاپ اتفاق افتاده بود و معلوم بود چیزی در درون لپ تاپ ترکیده بود و قاعدتا دیگر از اینترنت هم خبری نبود. ناراحت و عصبی بودم و از اینکه چنین بی دقتی را کرده بودم خود را لعنت می کردم. معمولا چنین اتفاقی برای لپ تاپ در ایران به معنای دست کشیدن از مودم اصلی و استفاده از مودم های کارتی یا یو اس بی است . آنقدر حالم بد بود که تا صبح نخوابیدم و درست از ساعت هشت صبح و در یکی از شلوغ ترین روزهای کاری ماه اخیر مجبور شدم به فکر تعمیر لپ تاپم هم باشم. همانطور که پیش بینی میکردم پیشنهاد بسیاری همان استفاده از یک مودم دیگر بود بخصوص اینکه قطعات VAIO نیز سخت در بازار پیدا میشود. اما در نهایت با کمک تخصص و وقتی که دوست نازنینی در بخش فنی
پارس لپ تاپ برایم گذاشت و پس از چندین ساعت مودم درست شد و ابرهای سیاه از آسمان زندگی ام رخت بربست.
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 0:37  توسط علیرضا
|
متاسفانه مشاهده کردم که فرد یا افراد بیماری به نام بنده در بخش نظرات وبلاگ برخی دوستان و کاربران نظراتی با لحن و کلمات نامناسب گذاشته اند. این مسئله باعث ناراحتی برخی دوستان شده است چرا که فکر میکردند این نظرات از طرف من بوده است از این بابت و به خاطر شیطنت دیگران از ایشان پوزش میخواهم و از طرفی نیز از اینکه افرادی اینگونه با آبروی دیگران بازی میکنند ناراحتم . تلاش کردم نظراتی که اخیرا به نام من در برخی وبلاگهای بلاگفا وارده شده و توسط من نوشته نشده بود را حذف کنم.تنها می توانم از دوستانم بخواهم تا با دقت بیشتری نسبت به نظراتی که نام من نوشته شده است برخورد کنند. می دانید هنوز دوایی برای بیماری این افراد پیدا نشده است.
بعد از تحریر:
با تغییر کوچکی در بخش نظرات بلاگفا از این پس امکان استفاده از آدرس این وبلاگ در وبلاگهای زیرمجموعه بلاگفا تنها برای من مجاز است و بنابراین اگر نظری به نام من در وبلاگهای زیر مجموعه بلاگفا وجود داشت که آدرس وب سایت آن وارد نشده بود و یا با آدرس این وبلاگ تطبیق نداشت قاعدتا نظر من نیست و جعلی است و متقابلا نظراتی که در بخش وب سایت آن آدرس این وبلاگ وارد شده نظر من است. دوستی نیز گله کرده بود که برخی دیگر نیز چنین مشکلی دارند و البته مانند بنده امکان حذف نظرات جعلی را ندارند. از این جهت متاسفم و البته اینرا در نظر بگیرید که متاسفانه به نام و سمت من برخی کاربران سایت را تهدید کرده بودند که این قضیه اهمیت برخورد با این مشکل را بیشتر میکند.
در حال حاضر در وبلاگهایی به غیر از وبلاگهای زیر مجموعه بلاگفا نظر نمی گذارم.
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 10:16  توسط علیرضا
|
یکی از ابتکارهایی که در سالهای اخیر توسط شهرداری تهران اجرا شده است نصب نمایشگر شمارش معکوس در محل اجرای پروژه های بزرگ در شهر است. قاعدتا دلیل اصلی نصب این نمایشگرها اطلاع رسانی به شهروندان است، در عین حال این نمایشگرها به نوعی سطح انتظار شهروندان را نسبت به زمان بهره برداری از پروژه و همچنین مدیریت آن توسط مجری طرح مشخص میکند. در ماههای اخیر در یکی از میادین مهم تهران پروژه ای در حال اجرا است و بالطبع نمایشگر شمارش معکوس هم نصب شده بود . بدلیل حجم بالای خاکبرداری و انتقال ترافیک میدان به خیابانها و کوچه های اطراف عبور و مرور به کندی انجام می شود و قابل حدس است که بسیاری چشم انتظار اتمام طرح بودند و البته شمارش معکوس نیز هر روز به صفر نزدیکتر می شد. چندی پیش از این میدان رد می شدم که دیدم تنها چند روز به زمان بهره برداری آن باقی مانده ولی به نظر نمی رسید که حتی در ماههای آتی هم این پروژه به پایان برسد. روزها گذشت و شمارش معکوس صفر شد ولی همچنان که مشخص بود پروژه به پایان نرسید. اما شهرداری ابتکار دیگری به خرج داده و کل نمایشگر را از محل اجرای پروژه برداشت.به نظر می رسد که تنها شمارش معکوس تنها برای حذف نمایشگر آن بوده و نه اتمام پروژه .اگر قرار است که پروسه اجرای طرحها براساس آنچه در نمایشگرهای شمارش معکوس نمایش داده میشود طی نشود پس نصب نمایشگرها دیگر چه دلیلی دارد؟
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 21:47  توسط علیرضا
|