دیروز در یکی برنامه های جشنواره رسانه های دیجیتال به دلیل کاستی ها و مشکلات و بد عهدی های جشنواره و حمایتهای آشکار از گروه خاصی بخصوص در بخش پایگاه اینترنتی انتقاداتی را مطرح کردم. اشاره کردم که برگزاری چنین جشنواره هایی را گامی بر به رسمیت شناختن وب سایتها و وبلاگ ها توسط بخش دولتی می دانم و هدفم از شرکت در این جشنواره کمک به چنین حرکتهایی است که در نهایت به نفع وب سایتها و وبلاگها تمام خواهد شد.به نبود اینترنت در بخش سایتهای اینترنتی اشاره کردم که تا آن زمان فراهم نشده بود و عملا جشنوراه سایتهای اینترنتی بدون اینترنت برگزار میشد.
ذکر کردم که براساس تفاهم نامه امضاء شده توسط نماینده دو طرف و همچنین تفاهم نامه های دیگری که با دیگر سایتها به امضاء رسیده مسئولین جشنوراه تعهداتی نسبت به ما داشتند که صورت اجرا نگرفته است.در ضمن براساس جلساتی که با حضور نمایندگان سرویس های وبلاگ صورت گرفته بود قرار شد که در بخش وبلاگها به سرویسهای وبلاگ غرفه هایی هم اندازه داده شود در حالیکه بی شک به دلیل توان تبلیغاتی و ترافیک سایت بلاگفا ما تبلیغات بیشتری برای جشنواره داشتیم اما گفتم اگر قرار است سرویسی غرفه ای کوچکتری اختصاص داده شود ممکن است در ذهن بازدیدکنندگان تاثیر منفی داشته باشد و البته این مسئله مورد تایید نمایندگان دیگر سرویسها و همچنین مسئول و نماینده جشنواره در جلسه رسید. البته قرار شد در عوض تبلیغ بیشتر توسط دو سرویس وبلاگ این دو سایت به عنوان حامی جشنواره لوگو و لینک سایت در پوسترها و در سایت جشنواره قرار گیرد که متاسفانه با بد عهدی مسئولین برگزار نشد. اشاره کردم که ما نیازمند لینک یا درج لوگو نیستم اما این جزو تعهدات طرف مقابل بوده است و کسانی که در اوایل بامداد هم پیگیر نمایش یا تغییر بنر خود هستند میتوانستند به این نکات کوچک هم توجه کنند. همچنین اشاره به عدم شرکت دو سرویس وبلاگ مطرح دیگر کردم که بدلیل همین رفتارها و سیاستها عطای جشنوراه را به لقای آن بخشیدند! همچنین اشاره کردم که بخش وبلاگهای جشنوراه و تقریبا بخش بزرگی از مساحت سالن سایتها و وبلاگها اختصاص به گروههای خاص همسوی یا رفیق دوستان داشت.

اما نکته جالب داستان پاسخ یکی از مسئولین این جشنواره به نام طالبی بود که ایشان ضمن گرفتن میکروفون اعلام کردند که عدالت ما عدالت ولایی هستند و ما در سال اتحاد و انسجام اسلامی هستیم و در این سال نبایستی از این حرفها بزنیم !سپس به دلیل نواقض جشنواره از جمله نداشتن اینترنت یک عذر خواهی مختصر کردند و بعد به صورت غیر مستقیم گفتند که طبق عدالت مورد ادعای ایشان هر فرد طبق معیار ایشان امکانات دریافت کرده است و تلویحا ضمن اشاره به معیار خود که احتمالا خط مشی سایتها هستند بنده را فاشیست خوانده و تا مرز ضد انقلاب بردند! و بعد هم نداشتن اینترنت را اینگونه توجیه کردند که غرفه هایی که کامپیوتر ندارند برای چی اینترنت میخواهند ؟ (احتمالا آنهمه غرفه که کامیپوتر داشتند که مهم نبودند!!) ایشان ضمنا وجود تفاهم نامه را مردود دانستند و گفتند ما چنین تعهداتی نداریم و ...) . حتی وقتی با اعتراض من مواجه شدند که گفتم دروغ نگویید سند مکتوب چنین تفاهم نامه ای وجود دارند گفتند اعتراض نکنید.
بسیار خوشحال شدم که مسئولین برگزاری حداقل این بخش جشنواره را شناختم و با وجودی که طبق آشنایی قبلی از سمتها و کار آنها (برخی از مسئولین این بخش پرسنل دو سرویس وبلاگ هستند که یکی به سیاسی بودن و دیگر ارزشی بودن معروف هستند) اما من اهل کنار ایستادن نبوده و نیستم و اگر فکر کنم بتوان جایی گام مثبتی برداشت تلاشم را میکنم حتی اگر دیگران منتفع شوند. همچنین فهمیدم که از دیدگاه آقایان عدالت چیست؟ و اینکه چگونه هرگاه پای نقص کارمان پیش می آیند و انتقادی می شنویم با واژه هایی چون ولایت و اسلام آنرا سرکوب و منتقد را فاشیست و ضد انقلاب بخوانیم. خوشحالم که عده ای که آنجا بودند به پاسخ به اصلاح دندان شکن مسئول مربوطه گوش دادند و خوشحالم که انتقاد من باعث شد که مسئول مربوط حداقل قول احیای اینترنت سالن سایتها و وبلاگها را بدهد ، خوشحالم که فهمیدم که چگونه عده ای در یک چشم به هم زدن تفاهم و حرفها و وعده های خود را فراموش میکنند و چگونه به سادگی دروغ می گویند و همراه منتقد را دشمن می خوانند.
مرتبط:
برداشت یکی از وبلاگ نویسها از انتقادات بنده و پاسخ مسئولین
خلاصه ای از انتقادات من نسبت به جشنواره - حیات
خلاصه ای از پاسخ مسئول مربوطه به انتقادات - حیات
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 4:31  توسط علیرضا
|
اخیرا کتابی به دستم رسیده است با عنوان "ختم های اسرار آمیز" که مولف آن موید عسکرپور و ناشر آن انتشارات یاس زهرا است (نوبت چاپ اول زمستان 85 و شابک 2-02-2843-964-978 ) این کتاب شامل صدها دعا حهت افزایش رزق و روی ، بخت گشایی دختران جوان و دعا برای ایجاد محبت بین زن و شوهر و باطل کردن سحر و جادو است. خود را در این سطح نمی دانم که در این باره اظهار نظر کنم بنابراین تنها بخشهایی از این کتاب را جهت آشنایی خوانندگان در ادامه ذکر میکنم
این جملات را بنویسد و بر گوشه مقنعه دختر آویزان کنند و چون بخوابد شب زیر سرش گذارد « بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله و بالله و من عند الله و الیه ترجعون هو الذی خلقکم من نفس واحده... منها و طراً ک88د8111 اول 22م م م باسم فلان (نام دختر را بنویسند)
صفحه 58 - از ادعیه بخت گشایی دختران
این آیه را با گلاب و زعفران بنویسند و بر بازوی دختر ببندند « یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون»
صفحه 59 - از ادعیه بخت گشایی دختران
در بحر الغرائب آمده است که هر که سوره مریم را با زعفران و گلاب بنویسد و بعد بشوید و آب آنرا بر سر دختر بریزند بخت او باز می شود و شوهر می یابد.
صفحه 59 - از ادعیه بخت گشایی دختران
ار کتاب سر المستتر آمده این جملات را از داخل پیراهن بنویسند و دختر لباس را بر تن کند بسیار موثر و مجرب است « بسم الله الرحمن الرحیم یا تمخیثا یا تمشیثا یا مرشیطیثا یا مشطیئا 288 م 111 11 88 ح ح»
صفحه 57 - از ادعیه بخت گشایی دختران
اگر بخواهی زنی را به عقد خود درآوری یک عدد مغر بادام شیرین را بدست آورد و سوره یس را بر آن بخواند و بعد از این مغز بادام را داخل ابریشم سبز پیچیده از شاخه میوه دار که میوه اش شیرین باشد آویزان کند و در پای درخت بی خوش بسوزاند (عود روشن کند) مرادش حاصل شود.
صفحه 38 - از ادعیه ایجاد محبت
به جهت محبت بین زن و شوهر سوره مبارکه مزمل را سه مرتبه به شربتی بخوانند و به آنان دهند تا بخورند بین آنها محبت ایجاد شود.
صفحه 45 - از ادعیه ایجاد محبت
بر شش دانه مویز آیة الکرسی را بخواند و به آنکسیکه دوستش دارد بدهد تا بخورد فوق العاده موثر است.
صفحه 39 - از ادعیه ایجاد محبت
این آیه را 7 مرتبه بر یک سیب سرخ بخوانند و به شخص مورد علاقه بدهند تا بخورد « و لقد جعلنا فی السماء بروجاً و زیناها للناظرین و حفظنا من کل شیطان رجیم»
صفحه 38 - از ادعیه ایجاد محبت
هر کس سوره زخرف را با گلاب و زعفران بنویسد و آب آنرا به زنی که با شوهر خود بد رفتاری میکند بخوراند آن زن مطیع و آرام می شود.
صفحه 43 - از ادعیه ایجاد محبت
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 2:8  توسط علیرضا
|
هفته گذشته به پیشنهاد دوست نازنینی در نشستی با عنوان " حقوق مولف در ایران و مقایسه آن با سایر کشورها " شرکت کردم و در کنار اساتید بزرگواری جسارت کرده و در مورد حقوق مولفین صحبت کنم هرچند که قرار بود تمرکز اصلی ام بر نشر الکترونیک و مباحث مرتبط با آن باشد که بدلیل فرصت محدود تنها توانستم در به بخش اول و مقایسه مختصر و معروفی قوانین حقوقی مربوط به مولفین و پدید آورندگان به صورت مختصر بپردازم. اطلاع دارم که بخشهای از همین نشست و صحبتهای حقیر نیز در سیمای ملی نشان داده شده است که به نظرم حرکت مثبتی در توجه به حقوق مولفین در رسانه ملی است.
میتوانید خلاصه ای از آنچه مطرح شد را در
این گزارش خبرگزاری مهر بخوانید(البته با کمی اشتباه ). به هر حال در این نشست به بررسی قوانین حقوقی در حمایت از مولفین و پدید آورندگان پرداختیم و مقایسه ای بین قوانینی که در کشورهای پیشرفته و همچنین در بعد جهانی و در نهایت ایران تصویب شده است صورت گرفت. اشاره داشتم که ایران از لحاظ قانونی در مورد حقوق مولفین فقیر نیست اما همچنان که دیگر اساتید حاضر نیز اشاره داشتند و البته توسط صاحب نظران در مقالات متعددی نیز اشاره شده است مشکل اساسی سخت بودن پیگیری حقوقی برای مولف یا صاحب امتیاز مادی اثر است. شناسایی تخلف و مهمتر متخلف و سپس سرگردانی در دادگاه و شاید کلانتری برای دفاع از حقوق و مبارزه با تخلفاتی که به حقوق معنوی و مادی پدیده آورنده یک اثر چندان در حوصله یا طبع خالقان آثار بخصوص از نوع هنری نیست.در نشست فوق قرار نبود راه حل نهایی ارائه گردد و این چنین نیز نشد اما به نظرم بهتر است دفاتر حقوقی خاصی با حمایت دولت و قوه قضائیه برای دفاع از حقوق پدید آورندگان آثار هنری یا نرم افزار ایجاد شود که با هزینه کم این وظیفه را بر عهده بگیرند همچنین شاید بهتر باشد که قوانین برخورد با ناقضین حقوق مولفین به صورتی درآید که امکان برخورد توسط ضابطین و دیگر نهادهای انتظامی و قضایی حتی بدون شاکی خصوصی نیز باشد. کار سختی است که مثلا تولیدکننده یک محصول نرم افزاری آواره فروشگاه ها برای شناسایی فروشندگان محصول قفل شکسته خود شود اما اگر مسئولین فروشگاه ها بدانند که ممکن است محصولاتی که می فروشند حتی بدون شکایت خاصی توسط ضابطین قضایی و ماموران دولتی کنترل شود شاید دیگر آنقدر بی پروا محصولات قفل شکسته ای که در برخی موارد میلیونها تومان برای تولید آنها هزینه شده است را با مبلغ ناچیزی نفروشند.
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 2:21  توسط علیرضا
|
وبلاگ نویسی مانند هزاران پدیده وارداتی دیگر تحت تاثیر سلیقه ایرانی قرار گرفته است. با مروری به وبلاگهای آن سوی آبها و وبلاگهای فارسی میتوانید تفاوتها و تاثیر سلیقه ایرانی را بر وبلاگها مشاهده کنید. به طور مثال ایرانیها توجه ویژه ای به قالب وبلاگ دارند و علاقمند به استفاده از قالبهایی با گرافیک پیچیده تر هستند در حالیکه در وبلاگ های غربی عموما از قالبها و شمایل ساده تر برای وبلاگ خود استفاده میکنند. حال با نگاهی به وبلاگهای فارسی به چند نکته آزار دهنده ( از نظر خودم ) که در بین آنها رایج است اشاره خواهم کرد.
1.فونت درشت!
برخی فکر میکنند که استفاده از فونت با اندازه درشت برای نوشتن مطالب توجه خواننده را بیشتر جلب میکند. البته این تفکر درستی است اما نه وقتی که همه مطالب وبلاگ با فونتهایی با سایز درشت نوشته شده باشد. خواندن مطالب وبلاگ با فونت درشت مثل خواندن روزنامه ای است که همه مطالب آنها با فونتی هم اندازه تیتر صفحه نخست نوشته شده باشد. استفاده از فونتهای با اندازه درشت معمولا نشان از تازه کار بودن نویسنده وبلاگ در دنیای وب و اینترنت است.
2.موزیک در وبلاگ
این دیگر تازه کار و حرفه ای ندارد و به هرحال برخی از وبلاگ نویسان بر این اعتقاد هستند که خوانندگان وبلاگ ایشان در هنگام خواندن مطالب برای حفظ سلامتی هم که شده بایستی کمی برقصند! بنابراین یک آهنگ شش و هشت را انتخاب میکنند و با کمک دوستان حرفه ای تر کاری میکنند که خواننده وبلاگ به محض باز کردن وبلاگ ایشان محکوم به شنیدن موسیقی مورد علاقه نویسنده شوند. گاهی هم موسیقی وبلاگ از نوع سنتی یا حماسی ، بنیامینی و ... انتخاب می شود. اما باور کنید شنیدن ناخواسته موسیقی از هر نوعش همیشه هم جالب نیست ، بخصوص وقتی خواننده در ساعت دو بامداد و وقتی همه خوابند در اتاق تاریک نشسته و ناگهان اسپیکر کامپیوتر همه خانواده را به رقص می آورد! یا اینکه چند وبلاگ با هم باز شده و هر کدام ساز خود را می زنند یا اینکه خواننده وبلاگ در حال گوش دادن به موسیقی یا رادیوی مورد علاقه خود است ، در این حالات موسیقی وبلاگ تنها یک مزاحم آزار دهنده خواهد بود. به خاطر داشته باشید خوانندگان وبلاگ برای خواندن مطالب شما به وبلاگتان می آیند نه شنیدن موسیقی! اگر مایل به نمایش سلیقه خود را در انتخاب موسیقی برای خوانندگان وبلاگتان هستید می توانید کنترل مدیا پلیر یا لینک مستقیم فایل موسیقی را در وبلاگ قرار دهید تا کاربر به انتخاب خودش به موسیقی گوش فرا دهد!
3.جاوا اسکریپت
شما شاهکارید! جدی میگویم! وقتی وارد وبلاگتان می شوم پنجره ای باز شده با نمایش پیامی به من خوش آمد می گوید و بعد پنجره وقت بخیر باز میشوند گاهی هم اسم پرسیده می شود تازه وقتی هم میخواهم پنجره مرورگر اینترنت را ببندم پنجره ای باز میشود و پیغام میدهد که "کجا ؟ بودی حالا!"، "خداحافظ عزیز" یا "زود رفتی رفیق وای میستادی چایی دوم" ! تازه وقتی وارد وبلاگتان میشوم از زمین و زمان گل می ریزد و کلی ستاره هم در مرورگر اینترنت به دنبال نشانگر ماوس هستند در ضمن هزار تا نوشته متحرک هم در بالا و پایین و چپ و راست در حال موج زدن هستند! نگفتم شما شاهکارید! معلومه کارتان خیلی درسته و کلی کامپیوتر بلد هستید! اما راستش من فقط!... فقط آمده بودم آخرین مطالب وبلاگت را بخوانم که آنهم با این همه گلریزان در وبلاگت نشد.
4.نظر دهی بی معنا
من عاشق اینکار هستم! اینقدر که به خاطر همین کار مدتی در آسایشگاه به سر بردم! فقط کافیست یک پست در وبلاگم ثبت کنم آنوقت در بخش نظرات هزار تا وبلاگ که حتی مطالب آنها را دنبال نمیکنم یک نظر می گذارم که "وبلاگ خوبی داری به ما هم سر بزن!" البته چون جدیداً این متن خیلی ضایع شده است با کمی تغییر از عباراتی مثل "با نظرت موافقم به من هم سر بزن" یا "وای! چه مطالب جالبی نوشتی، منم به روز کردم به وبلاگم بیا!" استفاده میکنم. اصولا به قول ماکیاولی هدف هر گونه ضایع بازی را توجیه میکند. از قرار صدها نفر مانند آنچه که اشاره شد معتقدند با درج نظرات بی تاثیر و تبلیغاتی و آزار نویسندگان یا خوانندگان دیگر وبلاگها می توانند برای خود بازدید کننده کسب کنند.
5.توجه بیش از حد به جنس مخالف!
بایستی اعتراف کنم که با خواندن بسیاری از وبلاگها به نظر می رسد که هدف و انگیزه نوشتن وبلاگ توسط نویسنده و مخاطب اصلی آنها تنها یک نفر از جنس مخالف هست (نه اینکه ما از این کارها نکردیم!) یا برخی هم کمی وسعت نظر دارند و دنیا را بزرگتر می بینند و کلاً جنس مخالف را هدف قرار می دهند و حالا با توجه به جنسیت نویسنده در حال نمایش روشنفکر بودن، با سواد بودن، دلربا بودن یا متفاوت بودن خود هستند. دوست نازنین! اگر دنبال دوست یا همسر از این طریق هستی از نظر من هیچ مشکلی ندارد ولی خواهشا آدرس چنین وبلاگی را هر هفته برای همه دوستانت نفرست و آنرا به عنوان وبلاگ اصلی خودت معرفی نکن!
6.فحاشی
بعضی ها فکر میکنن قرار است علیه هنجارهای جامعه شورش کرده و آنرا تغییر دهند و برای شروع هم از ادب و عفت کلام شروع کرده اند و هر چی فحش خواهر و مادر دار را در مطالب وبلاگ خود جای میدهند. اگر میخواهید بگویید با چیزی مخالف هستند یا از آن متنفر هستند و آنرا به خواننده هم تفهیم کنید لازم نیست از فحشهای رکیک آنهم از آن نوعش استفاده کنید در صورت استفاده از کلمات مناسب تر نیز خوانندگان مخالفت یا تنفر شما را درک خواهند کرد. به خاطر داشته باشید که وبلاگ شما تنها توسط دوستانتان خوانده نمی شود و ممکن است یک نوجوان یا حتی فردی از سر کنجکاوی و در گردش در لینک دیگر وبلاگها یا تصادفی به وبلاگ شما سر بزند و باور کنید در این شرایط مطالب وبلاگ شما میتواند آزار دهنده باشد و حتی ارزش نظرات شما را نیز کم رنگ کند.وبلاگ یک گفتگوی خیابانی با چند دوست نزدیک نیست و استفاده از فحشهای رکیک نه تنها هنجاری را تغییر نمی دهند بلکه تنها چیزی را که عوض میکند نوع برداشت خوانندگان وبلاگ از شخصیت شما خواهد بود.!
7.استفاده از تصاویر حجیم
معتقد هستند که هر ایرانی از یک خط اینترنت ADSL با 256 KB پهنای باند برخوردارند. مسلم است که این واقعیت ندارد اما برخی آنقدر از تصاویر با حجمهای بالا در وبلاگ خود استفاده میکنند که تنها میتوان نتیجه گرفت که آنها فکر میکنند خوانندگان آنها به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند. استفاده از تصاویر در مطالب وبلاگ به جذابیت آنها کمک میکند اما لازم است در انتخاب تصاویر (سایز و حجم فایل) دقت کنید. تصاویر زیاد و سنگین باز شدن کامل وبلاگ را به شدت کند میکند در ضمن گاهی هم صفحه کامل نمایش داده نمی شود. استفاده از تصاویر کوچک و کم حجم آنهم در مطالبی که واقعا استفاده از تصاویر آنها را گویا تر میکند نشانی از حرفه ای بودن شماست.
8.کپی از نرم افزار ورد مایکروسافت
شاید دیده باشید که وبلاگهایی هستند که فقط شامل متن هستند اما با اینحال بارگذاری و نمایش صفحات آنها کند است. یکی از دلایل اینکار که البته در بین وبلاگ نویسان ایرانی نیز رایج است استفاده از نرم افزار Word شرکت مایکروسافت برای نوشتن مطالب و سپس کپی آنها در فرم ورود اطلاعات پنل مدیریت وبلاگ است. مزیت استفاده از این روش حفظ متن نوشته شده در کامپیوتر شخصی،عدم نیاز به آنلاین بودن هنگام تایپ مطالب و دقت بیشتر در ویرایش مطلب است . اما وقتی مطلبی مستقیم از نرم افزار ورد به فرمهای پنل مدیریت وبلاگ وارد می شود کدهای HTML زیادی همراه مطلب منتقل می شوند که بدلیل تبدیل فرمت Word به HTML است. گاهی حجم این کدها از خود مطلب هم بیشتر است. یک روش برای حل مشکل این است که مطالب خود را قبل از انتقال به وبلاگ به نرم افزار notepad ببرید و سپس مجدد از آنجا کپی و به پنل وبلاگ منتقل کنید در پنل برخی سرویسهای وبلاگ مانند بلاگفا دکمه (ایکون) خاصی هم در نوار ابزار برای حل این مشکل قرار دارد و کافیست پس از انتقال از ورد به پنل ،مطالب را انتخاب (select) کرده و یکبار این دکمه را بزنید تا محتوای منتقل شده از کدهای بی مورد و زیادی پاکسازی شود.
9.کپی برداری بیش از حد از وبلاگ دیگران
اگر وبلاگ شما قرار است به عنوان معرف مطالب دیگر وبلاگها باشد مشکلی نیست اما اگر واقعا مایل هستید به عنوان یک وبلاگ نویس و نویسنده به وبلاگ نویسی بپردازید خوب خواهد بود که در استفاده از مطالب دیگر وبلاگها زیاده روی نکنید . خوانندگان واقعی وبلاگ شما به دنبال نظرات و مطالب شما هستند و نه مطالب وبلاگهایی که شما میخوانید. اگر از مطالب دیگر وبلاگها را مناسب برای خوانندگان وبلاگ خود میدانید میتوانید به مطالب آنها لینک دهید.
10.بزرگترین اشتباه ، ندید گرفتن پند دیگران
باور کنید این اشتباه خیلی خیلی رایج است. هر چه بگوییم خوب نیست از فونت درشت استفاده کنید، از موسیقی کمتر استفاده کنید ، بی خیال افکتهای جاوا اسکریپت در وبلاگتان شوید و یا از نظرات بی معنی و تبلیغاتی بپرهیزید ولی برخی گویی گوششان بدهکار نیست هر چه بگوییم آنها کار خودشان را میکنند و جالب آنکه با داشتن یک قالب سنگین صد کیلو بایتی و هزار جور افکت جاوا اسکریپتی و موسیقی آنچنانی در وبلاگ احساس حرفه ای بودن هم میکنند!
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:49  توسط علیرضا
|
در زمان رقابت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در یک مصاحبه با مجری بخش اخبار و در پاسخ به سوالی درباره نحوه تفکر و برخورد ایشان با پوشش خانمها (منظور همان مانتوها و ..) بود ایشان با لبخند گفتند که مشکل کشور این نیست و به نوعی برخورد قهر آمیز با آنرا رد کردند. در آن زمان فکر کردم که آقای احمدی نژاد از تجربه نزدیک به سه دهه حکومت جمهوری اسلامی که در دولت پیشین و اواخر دولت آقای هاشمی نیز مد نظر بوده است یعنی عدم برخورد پلیسی با جزئیاتی همچون شکل مانتو یا نوع پوشش جوانان استفاده خواهند کرد. اما با اجرای طرحی که این روزها و به این شکل اجرا شده است از خود سوال میکنم که لبخند آن شب و پاسخ آقای احمدی نژاد که مشکل کشور این نیست براستی چه معنایی داشت ؟
وقتی در روزهای گذشته مطبوعات و رسانه های دولتی به صورت هماهنگ آمارهایی آنچنانی در مورد موافقت اکثریت مطلق جامعه در مورد برخورد با بد حجابی و لزوم داشتن حجاب مناسب منتشر کردند و همچنین طرح این مسئله که بدحجابی امنیت جامعه را به خطر می اندازند و مطرح کردن آن به عنوان جرمی امنیتی می شد حدس زد که اجری طرح برخورد با بد حجابی اینبار تنها یک ماموریت ساده نیروی انتظامی نخواهد بود. این روزها تهران شاهد جوی پلیسی و انتظامی است که البته هدف آن دزدها یا اشرار نیستند بلکه هدف جوانان هستند. جرم نیز مشخص است (مانتوی کوتاه، کمی زلف نمایان، تی شرت تصویردار و...)
قصدم دفاع از آنچه به اصلاح بد حجابی خوانده می شود یا حمله به عملکرد نیروی انتظامی نیست اما سالهاست که حتی بخشی از دولتمردان و صاحبنظران نیز مخالف برخورد قهر آمیز و پلیسی با سلیقه مردم و جوانان در انتخاب پوششان هستند. آنچه این روزها در حال اتفاق است شاید یک مانور در جهت نمایش اعتقاد به ارزشها در دولت باشد و قاعدتا طرفداران خاص خود را هم خواهد داشت اما بی تردید بسیاری از مخالفان حکومت و همچنین مخالفان دولت فعلی را نیز خوشحال کرده است . حداقل به دلیل ایرانی بودن و سن خود با ذهنیت بسیاری از جوانان ایرانی آشنا هستم آنها به دلیل مخالفت به حکومت تی شرت مارک دار یا مانتو کوتاه نمی پوشند ولی در صورتی که با آنها برخورد انتظامی شود (بازداشت و پرونده سازی ، آزار و..) فقط یک نتیجه حاصل می شود آنها احتمالا کمی پوشش خود را محدود تر میکنند اما مطمئنا از کل دولت متنفر می شوند این حتی به دولت هم محدود نمی شود و به نوعی به برداشت جوانان به کل حکومت لطمه خواهد زد . شاید برای بسیاری محدودیتهای سیاسی مهم نباشد اما برخورد به دلیل نوع پوشش مطمئنا یک محدودیت مهم است. از جوانی که بدلیل نوع پوشش خود اینچنین مورد برخورد انتظامی قرار میگرد نباید انتظار داشت که در شرایطی که حکومت به آنها نیاز دارد آماده همکاری باشند و البته مخالفت با دولت در این جوانان تنها به چند سال جوانی محدود نخواهد شد آنها بخشی از تنفر و عقاید خود را فرزندانشان نیز منتقل خواهند کرد( ساده لوح خواهیم بود اگر انتظار داشته باشیم که دختری که به خاطر مانتوی کوتاهش چندین ساعت بازداشت شده و آزار دیده است به فرزندان خود عشق و اعتماد به دولتمردان را یاد بدهد!)
جو پلیسی که این روزها به بهانه هایی که برخورد با پوشش نامناسب و ... در جامعه شکل گرفته است قاعدتا قربانیان و هزینه هایی نیز خواهند داشت بطور مشخص بخشی از آنها را دولت فعلی در انتخابات آتی پرداخت خواهد کرد و البته وجهه نیروی انتظامی نیز بایستی در نظر گرفته شود. عجیب است که در شرایطی که دولت بیشتر به حمایت اقشار مختلف جامعه در برابر تهدیدهای کشورهای دیگر و یا تحریمها نیازمند چنین شرایطی که در جامعه ایجاد کرده است؟
البته برخورد پلیسی با نوع پوشش جوانان نشان از یک نکته مهم دیگر نیز دارد و آن شکست سیاستهای فرهنگی دولتمردان در سه دهه اخیر است.جوانانی که در میادین و یا مراکز خرید با پوششی که با پوشش پیشنهادی دولتمردان فاصله دارد می بینیم از غرب نیامده اند یا با بدلیل تهدید نظامی مجبور به استفاده از این پوشش نشده اند. سالهاست که مدعی برتری و نفوذ بیشتر فرهنگ و ارزشهایمان نسبت به فرهنگ غرب هستیم و صدا و سیما و دیگر رسانه ها نیز در این سه دهه تحت کنترل و نظارت حکومت بوده و در حال تبلیغ سیاستهای فرهنگی دولت هستند چرا آنها نتوانستند جوانان علاقمند را استفاده از پوشش دلخواه دولتمردان کنند؟ آیا تنها بهانه وجود چند شبکه ماهواره ای ایرانی است که بودجه آنها صدها برابر کمتر از سیمای ملی است؟
+
نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 19:51  توسط علیرضا
|

محسن دهقانی عزیز بچه محل چندین و چند ساله و دوست خوبم و همچنین مدیر سایت
«قطار» پنج شنبه گذشته رسما به جمع متاهلین پیوست و همراه با همسفر جدید مسافر قطار عشق شد. شروع زندگی جدید را به او و همسفرش تبریک میگویم. البته این افتخار را داشتم که همراه با دوستانی که زمانی را با هم به تفریح و شاید کمی کار می پرداختیم در جشن پیوندشان حضور داشته باشم. (البته پدر عروس خانم یک جوری نگاه میکرد که یعنی دیگر محسن متاهل شده و شما مجردها دیگر نباید دور و برش بچرخید ولی من مقاومت کردم و آخر جشن هم پیشنهاد کردم با محسن و گروه مجردها بریم شب نشینی!). حالا دیگر لکوموتیو ران سایت قطار سوار بر قطار مهمتری شده است و امید است توبه کرده و دور وب سایت و چت و اورکات را خط بکشد) . آرزو میکنم قطار عشق این دو همسفر از خط خارج نشود و خوشبخت شوند.
+
نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 18:56  توسط علیرضا
|