تبليغاتX
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
 
 
در گرمترین ساعات یکی از گرمترین روزهای سال 57 (که اینهم در نوع خودش سال داغی حساب می شود ) به دنیا آمده ام . امروز بیست و نه ساله شدم . بیست و هشت سالگی را در حالی پشت سر گذاشتم که تجربه های متفاوت و در نوع خودش بی نظیر در عمرم را تجربه کردم با وجود تلخی هایش باید بگویم سال خوبی بود به برخی از اهدافم رسیدم (به یکی از آنها همین امروز صبح رسیدم!) و تجربه های بیست و هشت سالگی در طرز تفکر و رفتارم موثر بوده است. حالا بیست و نه سالگی را در پیش رو دارم با یک دنیا آرزو و اهدافی مشخص که بایستی برای رسیدن به آنها تلاش کنم. روز تولد علاوه بر آنکه بهانه ای برای خوش بودن و شاید هدیه گرفتن است زمانی برای مرور گذشته و مشخص کردن اهداف و  انتظارها از آینده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 16:15  توسط علیرضا  | 

بغض یکساله خیال فرو رفتن ندارد
                                            
                                                حتی خیالت هم خیال ترک من ندارد

گرچه تو فکرت هستم هنوزم

                                               ولی این فکرت هم راهی به جایی ندارد

                                                                                 « علیرضا »
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 7:24  توسط علیرضا  | 

بیستم خردادماه  یکسالگی وبلاگ « علیرضا شیرازی » بود. به نظرم رسید  که مطلبی متفاوت به همین مناسبت در وبلاگ بنویسم و آنچه که به ذهنم رسید پاسخ به برخی پرسشهایی  است که در بخش نظرات وبلاگ یا در ملاقاتهای حضوری درباره من ، این وبلاگ یا بلاگفا از من می شود.
در ادامه پنج توضیح درباره مواردی که اشاره شد را در قالب پرسش و پاسخ خواهید خواند.

1.این تصویر بالا وبلاگ (هدر وبلاگ) چه معنی ای می دهد و چرا آنرا برای هدر وبلاگت انتخاب کردی؟
این تصویر  کنایه ای است به تنهای ایم که گویی بصورت مداوم به آن دچارم و البته گاهی لذت بخش و گاهی آزار دهنده است.این تنهایی را البته ضعف نمی دانم و در واقع گاهی با عظمت هم هست. معنی این حرفم را  کسانی که در تنهایی به کوه رفته اند بهتر می فهمند .  همچنین این تصویر بیانگر یکی از اعتقادات من هم هست اینکه هر وقت به جایی رسیدی یا قله ای را در زندگی فتح کردی تازه به جایی می رسی که می بینی صدها یا هزاران قله دیگری نیز وجود دارند که بایستی فتح شوند لازم نیست بلندترین باشند یا نه، مهم این هست که آنها هستند و بایستی آنها را تجربه کنی.

2.علیرضا شیرازی از لحاظ سیاسی چگونه آدمی هست و چه گرایش سیاسی ای دارد یا به کدام جناح سیاسی نزدیک است؟
بی تردید اگر بخواهیم با تعاریف معمول ارزیابی کنیم علیرضا شیرازی  اصولا فرد سیاسی ای نیست. سیاست و گروههای سیاسی جذابیت زیادی برای من ندارند و از طرفی بدون آنکه بخواهم وجود احزاب را نفی یا حتی نقد کنم به نظرم احزاب فی نفسه به دنبال کسب قدرت ، حضور در حاکمیت و کسب منافع  هستند (بخصوص در کشور ما که احزاب از دل قدرت و دولت متولد شده اند)  و از همین دیدگاه نیز  به رویدادها و منافع کشور می نگرند که این گاهی با منافع اصلی مردم همخوانی ندارد. بنابراین برای همچون منی که اصولا قدرت سیاسی یا حضور در حاکمیت یا حتی کسب منافع از این طریق جذابیتی ندارد طرفداری یا حمایت از یک حزب یا گروه سیاسی نیز جذابتی ندارد به نظرم اگر هر کدام از ما سعی کند با توجه به رشته و تخصص و علاقمندی خود کار و شغل خود را بهترین شکل انجام دهد بزرگترین کمک را به کشور و مردم کرده است. اینکه چه دولت یا حکومتی دلخواه من است به نظرم در حال حاضر کشور ما به برنامه ای (نه شخص یا حزب خاص) نیازمند است که مشکلات اصلی کشور همچون فقر، اختلاف طبقاتی و بیکاری را رفع کند و در ضمن به حقوق شهروندان نیز احترام بگذارد.

3.آیا بلاگفا از طرف نهادی دولتی حمایت می شود یا با نهاد یا سازمان خاصی در ارتباط است؟
بلاگفا کاملا با سرمایه، وقت و انرژی شخصی من و حمایت های دوست و همکار خوبم  روزبه هاشمی ها در شرکت OURIRAN که شرکتی خصوصی است  راه اندازی و مدیریت می شود. تاکنون هیچ وام یا کمک بلاعوضی از نهادهای دولتی یا نیمه دولتی دریافت نکرده ایم و تداوم فعالیت بلاگفا براساس درآمد تبلیغات سایت بوده است. البته من نیز همانند بسیاری از وام یا کمک مالی بدم نمی آید اما با توجه به تجربه و آنچه تاکنون در بخش دولتی دیده ام (کاغذ بازی و ارتباطات خاص) تلاش کرده ام که هرگز وابسته به این کمکها یا وامها نباشم و به نظرم اینگونه در  مدیریت سایت هم با استقلال بهتری میتوان عمل کرد.هزینه های خودم نیز از طریق برنامه نویسی و نوشتن پروژه سفارشی و درآمد تبلیغات بلاگفا تامین می شود. در مورد ارتباط با نهادهای حکومتی هم اگر بخواهیم واقع گرایانه به قضیه نگاه کنیم چنین سایتی با توجه به محتوای وبلاگهای زیر مجموعه خود مورد توجه سازمانهای دولتی یا مراکزی در حکومت قرار میگرد. یکی از دلایل ارتباط ما با بخش دولتی  شکایت یا اعتراض آنها به محتوای وبلاگ خاصی بوده که درباره سازمان یا نهاد خاصی نوشته شده است که ما هم بررسی کردیم و در صورتی که براستی تخلف آشکاری صورت گرفته باشد آنرا مسدود کردیم . همچنین گاهی نیز آدرس وبلاگهای پورنو یا محتوای غیر اخلاقی توسط مراکز فیلترینگ بدستم می رسد که با توجه به سیاست خود سایت و فرهنگ کشور سعی میکنم برای جلوگیری از حساسیت آنها را مسدود کنم.در مورد وبلاگهای سیاسی هم کسی با ما تماسی نداشته است اما گاهی بعضی از این وبلاگها زیاده روی میکنند (مثلا توهین یا تمسخر مقامات بلند مرتبه سیاسی و مذهبی ) که در این مواقع برای حفظ بلاگفا هم که شده آنرا مسدود میکنیم که فکر نمیکنم که کل فعالیت سایت بلاگفا تعداد قابل توجهی به این دلیل مسدود شده باشند و اتفاقا به همین دلیل هم گاهی مورد اعتراض قرار میگیرم.

4.علیرضا شیرازی مجرد است تا متاهل؟ و  چرا اینگونه؟
به نظرم این مسئله کمی زرد است و مرتبط با حریم خصوصی اما خوب احتمالا به همین دلیل بیش از هر مورد دیگری در بخش نظرات مورد توجه است.  من مجرد هستم.دلیل آنهم وجود مشکل خاص ، بخت بد یا عدم علاقه به ازدواج یا مفهوم خانواده نیست. به شکل خلاصه عده ای زن میگیرند که ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده باشند و عده ای ازدواج میکنند چون کسی را آنقدر دوست دارند و به خود نزدیک می بینند که بخواهند زندگی اشان را با او تقسیم کنند. من مطمئنا جزو گروه دوم هستم و بنابراین نمی توانم همانند خرید خانه سبد خرید را بر دارم و فروشگاه سر کوچه به دنبال میوه مناسب باشم. همچنین معتقدم که بایستی از لحاظ شرایط اقتصادی و به خصوص روحی و شخصیتی به جای رسیده باشم که آمادگی تشکیل خانواده را داشته باشم. با توجه به آنچه گفته شد و به قول دوستی شاید روزی فرا رسد که با کسی آشنا شوم که ارزش تقسیم زندگی و شراکت در زندگی جدید را داشته باشد و آنروز بی تردید برای تشکیل خانواده اقدام خواهم کرد.

5. کمی از خودتان بگویید؟
با عرض پوزش این یکی هم شبیه سوالات نشریات زرد است. اما به هر حال بخشی از آنچه هستم در محتوای  وبلاگم قابل مشاهده است. بیش از این  خانواده ام (بخصوص مادرم) را خیلی خیلی دوست دارم. گوش دادن به موسیقی بزرگترین تفریح من است. از شنا، پیاده روی ، کافه شاپ نشینی با دوستان و وب گردی هم  خوشم می آید. در سالهای اخیر مطالعاتم در حوزه تخصصی کامپیوتر بوده ولی از مطالعه درباره فرهنگها ، ادیان و مذاهب مختلف و روانشناسی هم لذت می برم.شاید شبیه شعار باشد اما علاقه خاصی به زندگی مرفه و آنچنانی ندارم اما زندگی متوسط و بدون ذغدغه های مالی برای رفع نیازهای اصلی و مهم و زندگی در جایی که از سطح فرهنگی و اجتماعی نزدیک به ایده آل هایم باشد را حق خودم میدانم و برای بدست آوردنش تلاش میکنم. تنها به دو گروه حسودی ام می شود  اول آنهایی که سازندگان موسیقی هستند (سازنده و نه نوازنده) که کارشان برایم  شبیه جادوگری است و دیگری نویسندگان و کسانی که قلم توانمندی دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 5:32  توسط علیرضا  | 

سایت خبری دویچه وله در خبری با عنوان «بودجه دولت آمریکا برای گسترش دمکراسی در ایران» خلاصه ای از گزارش دفتر سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا شامل فهرست هزینه ها و  پرداختهای مربوط به پروژه گسترش دمکراسی در دو کشور ایران و سوریه را در سال 2006 منتشر کرده است. در بخشی از این خبر به تقاضای بودجه 75 میلیون دلاری توسط دولت آمریکا برای ایران و نهایت تصویب 66 میلیون و صدهزار دلاری توسط کنگره آمریکا اشاره شده است. نزدیک به 36 میلیون دلار این بودجه شامل هزینه های رسانه صدای آمریکا به فارسی، رادیو فردا، رادیو ازادی و... شده است.همچنین مبالغی نیز صرف برنامه های چون « اقدام برای همکاری در خاورمیانه» و تلاش در پشتیبانی از فعالانی که در ایران آزادی های مدتی، حق بیشتر بیان و یا حقوق زنان را دنبال میکنند شده است. اما آنچه در این میان و به خصوص در حوزه وب و اینترنت ایرانی قابل توجه است اختصاص 5 میلیون دلار برای فعالیتهای اینترنتی و نظایر آن از بودجه فوق است. احتمالا بخشی از این بودجه صرف ایجاد فیلتر شکنها و آموزش روشهای عبور از فیلتر شده است اما به نظر نمی رسد که همه این مبلغ که نزدیک به 4 میلیارد و پانصد میلیون تومان است تنها صرف این موضوع شده باشد و مطمئنا  بخشی از این بودجه به فعالیتها سایتهای مرتبط با ایرانیان و فارسی زبان اختصاص داده شده است. هنگامیکه در مورد وب فارسی و اینترنت ایرانی صحبت میکنیم درباره دنیای محدودی صحبت میکنیم که شاید بازیگران اصلی آن صد یا دویست سایت مطرح فارسی یا ایرانی باشند و بعید نیست بخشی از این بودجه صرف گسترش یا حمایت از این سایتها شده باشد. حتی صرف مطرح شدن چنین بودجه ای برای فعالیتهای اینترنتی میتواند مشکلات زیادی را برای گسترش وب فارسی (البته نه از جهت اهدافی سیاسی که دولت آمریکا به دنبال آن است) ایجاد کند.

نخستین تاثیر منفی این بودجه حساس شدن نهادهای اطلاعی و امنیتی و در نهایت دیدگاه مسئولین به اینترنت و وب ایرانی است. این مسئله به تنهای میتواند باعث محدودیتهای در گسترش وب فارسی و  اینترنت  در کشور شود توجه داشته باشید که قاعدتا هزینه شدن چنین بودجه ای میتواند تا حدی باعث ایجاد فضایی منفی در وب بر علیه حکومت و یا نظرات دولتمردان ایران نیز شود (وب سیاست زده، موج سازی ها و جدالهای سیاسی ، گسترش مطالب نا به هنجار و...)  که این نیز میتواند باعث محدودیت بیشتری از طرف دولتمردان برای اینترنت شود که در میان خشک و تر با هم خواهند سوخت و مدیران مستقل سایتهای فارسی و کاربران ایرانی بیش از هر کسی متضرر خواهند شد.

دومین تاثیر منفی هزینه شدن چنین بودجه ای، حمایت از برخی سایتهای خاص و کمک به ایجاد و توسعه سایتهایی با حمایتهای چند ده یا صد هزار دلاری است که طبیعیتاً  بخش خصوصی و مستقل و همچنین  متولیان بسیاری از سایتهای فارسی که  با بودجه شخصی اقدام به ایجاد یا پشتیبانی از سایت خود میکنند و با توجه به پتانسیل بازار وب (مانند تبلیغات اینترنتی) هزینه های خود را جبران میکنند  توان رقابت با این سایتها را نخواهند داشت. سایتهایی که حمایتهای دلاری چنین طرحی را دریافت میکنند میتواند از لحاظ نرم افزاری، سخت افزاری، نیروی انسانی و تبلیغات امکانات بهتر و فراتر از کشش و پتانسیل بازار و کسب و کار سایتهای مستقل فارسی داشته باشند و در نتیجه در رقابتی ناعادلانه سایتهای مستقل را تضعیف خواهند شد. درعین حال چنین حمایتهایی میتواند انتظار نیروی انسانی یا حتی کاربران ایرانی را بیش از توان بخشی خصوصی بالا ببرد مثلا نویسنده مقالاتی که از نشریه اینترنتی خاصی درآمدهای بالایی دارد رغبتی به همکاری با نشریه های اینترنتی مستقل و خصوصی نخواهد داشت و یا کاربران ایرانی از سایتهای مستقل نیز کیفیت و خدماتی در حد سایتهای حمایت شده توسط دلارهای آمریکایی خواهند داشت همچنین این احتمال نیز وجود دارد که چنین بودجه ای صرف خرید سایتهای موفق ایرانی و استفاده از آنها برای اهداف سیاسی شود. یادآور می شوم که انتظار نمی رود که دولت آمریکا به راستی به دنبال کمک و حمایت از کاربران اینترنت در ایران باشد و قاعدتا آنها اهداف سیاسی خود را در اولویتهای صرف چنین بودجه ای در نظر می گیرند.

تاثیر منفی دیگر  اگرچه ارتباط مستقیمی به بودجه آمریکایی ندارد اما باز هم تاثیر منفی در سایتهای مستقل ایرانی دارد. احتمالا بخش دولتی یا برخی گروههای سیاسی نیز در کشور و در مقابله با اختصاص چنین بودجه ای توسط آمریکا  فعالیتهایی را شروع می کنند ، بودجه هایی تصویب خواهد شد و فعالیتها و پروژه هایی در اینترنت و وب توسط نهادی دولتی یا نیمه دولتی آغاز خواهد شد و از آنجا که عموماً چنین پروژه ها و بودجه هایی در این کشور با توجه به روابط خاص به افراد یا گروههای خاصی داده خواهد شد و همچنین فعالیتهای این گروه خاص نیز به دلیل عدم تجربه یا شناخت میتواند با اشتباهاتی همراه باشد باز هم  سایتهای مستقل فارسی تاوان این مسئله را خواهند پرداخت . آنها بایستی در فضایی که مورد توجه دشمنان جکومت و نهادی امنیتی دولت ایران  است  از طرفی با گروهی از سایتها که از حمایت دلاری آنسوی آبها برخوردارند رقابت کنند و از طرفی با پروژه های دولتی یا نیمه دولتی و سایتهایی که از حمایت میلیونها تومانی دولتی برخوردارند و چه بسا که در میان قربانی بازیهای سیاسی یا مقاصد عده ای فرصت طلب شوند.

مسئله فوق در وهله اول دقت نظر مسئولین امر و دولتمردان را می طلبد نبایستی اجازه داد که توجه دولتهای مخالف حکومت ایران به اینترنت باعث تعطیلی و یا حاکم شدن فضای امنیتی بر اینترنت و وب فارسی شود از طرفی نیز چنین شرایطی دقت نظر بیشتر صاحبان حرفه ، بخش خصوصی و  فعالین این حوزه نسبت به آنچه در اینترنت ایرانی میگذرد را می طلبد.

مرتبط:
خبر « بودجه دولت آمریکا برای گسترش دمکراسی در ایران » - دویچه وله

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 6:34  توسط علیرضا  | 

وبلاگ نویسان همانند دیگر شهروندان جامعه از عملکرد دولتمردان و  پیامدهای اجرای سیاستها و تصمیمات آنها تاثیر می پذیرند و طبیعی است که بخشی از نظرات ایشان درباره تصمیمات دلتمردان و شرایط  کشور در وبلاگها نیز منعکس شود. برخی از وبلاگها بصورت تخصصی به حوزه سیاست یا فرهنگ می پردازند و ممکن است در این زمینه گرایش یا نزدیکی خاصی به یک گروه ، حزب یا تفکر سیاسی و فرهنگی خاص داشته باشند یا نگاهی منتقدانه به عملکرد دولت داشته باشند و برخی دیگر نیز همانند بسیاری از مردم جامعه در کنار دیگر علاقمندی ها خود همچون بحثهای فنی، هنر، ادبیات یا خاطرات شخصی گاهی نیز نسبت به تصمیمات فرهنگی یا سیاسی واکنش نشان می دهند. تا اینجای بحث نه تنها مشکلی وجود ندارد بلکه به نظرم از قدرت بسیار موثر و مثبت وبلاگها صحبت شده است که این بخصوص در فضای سیاسی کشور ما دوچندان می شود.
اما آنچه که گاهی حداقل از نظر بنده میتواند نادرست باشد فحاشی و نسبت دادن واژه های زشت و رکیک به مسئولین دولتی یا فرهنگی و گاهی حتی مذهبی است. متاسفانه در سالهای اخیر از زشتی معنای برخی از فحشها و کلمات رکیک در نزد نسل جوان کاسته شده و گاهی این کلمات در ارتباطهای دوستانه نیز بکار گرفته می شود اما وقتی در مورد نوشتن و وبلاگ به عنوان رسانه ای فردی صحبت میکنیم شاید بتوانیم انتظار داشته باشیم که نویسنده وبلاگ  در استفاده از چنین واژه هایی در مطالب خود دقت بیشتری داشته باشد. بی تردید وبلاگها میتوانند جایگاهی برای انتقاد و اعتراض به عملکرد اشتباه مسئولین اداره کشور توسط شهروندان باشند اما هنگامیکه که در این مطالب اعتراضی از فحشهای رکیک استفاده می شود نه تنها مطالب انتقادی یا اعتراضی بخشی از ارزش خود را از دست می دهند بلکه حداقل با توجه شرایط فرهنگی و سیاسی حاکم در کشور باعث ایجاد حساسیتهای نسبت به وبلاگها نیز خواهند شد. در نظر بگیرید فرد یا گروهی بخشی از مطالب وبلاگهایی را در آنها با فحشهای رکیک به مقامات دولتی و حکومتی توهین شده است  را به صورت گزارشی تهیه و در اختیار برخی مسئولین و تصمیم گیرندگان قرار دهند و بخصوص فرض کنید این فحاشی ها نسبت به یک مقام مذهبی باشد قابل تصور است که چنین گزارشهایی تاثیر مثبتی بر دیدگاه مسئولینی که تصمیمات آنها میتواند فضای وبلاگها را تحت تاثیر قرار دهد نخواهند داشت. به خاطر داشته باشیم که نسبت دادن واژه های رکیک به مسئولینی که به سیاستها  و عملکردشان معترض هستیم نه تنها تاثیر چندانی بر ایشان نخواهد داشت  بلکه فحاشی مداوم در یک وبلاگ می تواند  از احترام و ارزشی که خوانندگان برای نویسنده وبلاگ قائلند نیز بکاهد.
معتقدم که نمی توان یا بهتر بگویم نباید به وبلاگ نویسان شیوه  نوشتن و ارائه مطالبشان را دیکته کرد  اما به عنوان یک پیشنهاد، نویسندگان وبلاگها  میتوانند  انتقاد یا اعتراض مؤدبانه را جایگزین مطالبی کنند که در آن با  فحش و واژه های رکیک به عملکرد دلتمردان اعتراض شده است. در چنین شرایطی میتواند انتظار داشت که اعتراض ها و انتقادات تاثیر جدی تر و بیشتری داشته باشد  و در عین حال از ایجاد نگاه منفی و بستری برای تصمیمات محدود کننده در ذهن برخی مسئولین نیز جلوگیری شود که هر دوی اینها میتواند کمکی برای پایداری و توسعه فضای وبلاگها  باشد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 5:25  توسط علیرضا  | 

ترمیناتور 4 - روباتها علیه وبلاگهای فارسیماجرا شبیه داستانها و فیلمهای علمی و تخیلی است، اگر در این داستانها روباتهایی با قدرت و اختیارات زیاد تصمیم به نابودی جامعه بشری میگیرند در ایران ماجرایی مشابه ولی واقعی علیه وبلاگها و سایتها در حال رخ دادن است. در ماههای گذشته مخابرات  نصب و آزمایش سیستم جدیدی برای فیلترینگ را آغاز کرده است که بخشی از آن رباتی نرم افزاری است که صفحات دیده شده توسط کاربران را بازنگری کرده و با معیار و الگوریتمهای تعریف شده موضوع محتوای صفحه دیده شده که میتواند یک سایت یا وبلاگ باشد را تشخیص داده و البته با درجه بندی خاصی در صورتی که محتوای وبلاگ را غیر اخلاقی یا تخلف تشخیص دهد مستقیما آنرا مسدود میکند. اما این ربات نرم افراری و بخصوص الگوریتمها و معیارهای تعریف شده برای آن بی اشکال نبوده و در نتیجه تعداد زیادی وبلاگ که محتوای آنها مشکل خاصی نداشته است نیز مسدود شده اند. در عین حال معیارهای جدیدی جهت تشخیص تخلف برای این ربات تعریف شده است که کاربران ایرانی تاکنون از آن آگاه نبودند و برای مثال لینک به سایتها یا وبلاگهای فیلتر شده (که می توانسته به  دلایل سیاسی یا قضایی یا بصورت موقت صورت گرفته باشد)  نیز یکی از معیارهای مهم تشخیص تخلف می باشد که نویسندگان وبلاگها یا مدیران سایتها  از آن اگاهی ندارند و ممکن است به همین دلیل سایت یا وبلاگ آنها فیلتر شده باشد. همچنین قابل تصور است که ربات تشخیص سایتها و و وبلاگهای متخلف میتواند اشتباهات زیادی در تشخیص موضوع محتوای یک سایت داشته باشد و منصفانه است که سایتها یا وبلاگهایی که توسط این سیستم به عنوان سایت متخلف شناخته شده است حداقل توسط نیروی انسانی مورد بازنگری دقیق صورت گیرد و نه آنکه سیستم نرم افزاری مستقیماً آدرس مذکور را مسدود کند. در صورتی که اصلاحاتی در معیارهای نرم افزاری این ربات صورت نگیرد میتوان انتظار دشمن جدیدی را برای وبلاگهای فارسی و سایتهای اینترنتی داشت که بدلیل نقص نرم افزاری و البته در کمال خونسردی وبلاگهای زیادی را که دارای تخلف خاصی نیستند را مسدود کند و تهدیدی برای جامعه مجازی ایرانیان باشد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 16:26  توسط علیرضا  |