تبليغاتX
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
 
 
خسته از هوای دودآلود تهران به دنبال گریزگاهی هستی و طبیعت آغوش پرمهری دارد. در نزدیکی آلوده ترین شهر کشور طبیعت زیبایی است که تنها ساعتی وقتی برای کشف و تجربه آن لازم است. در کیلومتر 92 جاده فیروزکوه طبیعت البرز یک شگفتی دارد. دیدار غار رودافشان تجربه جالبی است اگرچه شاید چندان آسان نباشد. طبیعت زیبا و البته تجربه ورود به یک غار بزرگ که  در زمان حضور ما معدود نور افکنهای ورودی آن نیز روشن نبود و نور چراغ قوه ها و البته گرمی شوخی دوستان روشنی بخش مسیر بود . زمین خیس و ناهموار و فضای تاریک آن اگرچه  انرژی زیادی می گرفت ولی ارزشش را داشت بخصوص اینکه غار بزرگی است و میتوانید مدتها در آن حرکت کنید و تمام هم نمی شود. در ادامه چند تصویر از این گردش یک روزه و طبیعت رودافشان را میتوانید ببنید. در ضمن  برخی آژانسها یا گروههای طبیعت گردی تورهای توریستی یک روزه برای سیاحت این غار دارند.

رودخانه در نزدیکی رود افشان

بقیه تصاویر در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 5:16  توسط علیرضا  | 

اوپن سوشیال ( Open Social ) از آن واژه هایی است که ممکن است در آینده نه تنها بیشتر درباره آن بخوانیم بلکه بارها آنرا تجربه کنیم. اجازه دهید قبل از تعریف  Open Social نگاهی به گذشته بیاندازیم. احتمالا با RSS آشنا هستید یک خروجی XML از آخرین عناوین و خلاصه ای از مطالب سایتهای خبری یا وبلاگها که قابل استفاده در نرم افزارها و سایتهای مختلف است. آر اس اس به شما کمک میکند که بدون نیاز به رفتن و مطالعه سایت خبری یا وبلاگی مطالب آنرا  در نرم افزار یا سایت خبرخوان (مانند Google Reader) مطالعه کنید یا عناوین خبری یا محتوای یک سایت را در وبلاگ یا سایت خود نمایش دهید. بزرگترین ویژگی RSS ا فرمت استاندارد و رایج برای خروجی سایتها به شکل XML است بنابراین برنامه ها و نرم افزارها دقیقا می دانند با چه چیزی طرف هستند و قدرت تفکیک و پردازش آنرا دارند. همین فرمت خروجی تحولی بزرگ در دنیای وب بود و کم کم تلاش شده است که فرمتها و رابطهای استاندارد دیگری نیز برای کارهای دیگر ایجاد شود.
این روزها بازار سایتهای شبکه های اجتماعی مانند Orkut یا MySpace و Facebook داغ است و این سایتها کاربران زیادی را جذب کرده اند و در این میان ابتکارهای جالبی نیز در بین این سایتها استفاده شده است برای مثال سایت Facebook با انتشار بخشی از جزئیات کد خود و همچنین نحوه ارتباط و دریافت اطلاعات باعث شده است که هزاران نرم افزار کاربردی کوچک برای این سایت توسط برنامه نویسان مستقل و خارج از تیم فیس بوک نوشته شود. این قضیه یکی از امتیازهای اصلی و عامل موفقیت بیشتر این سایت شده است چرا که حداقل کاربران با سایتی متفاوت و البته جذابتر نسبت به دیگر سایتهای شبکه های اجتماعی کار می‌کنند و اینهمه تنها به دلیل امکان فراهم نمودن بستری برای تبادل اطلاعات بین سایت و این نرم افزارها بوده است.
مدتی قبل برنامه نویسان گوگل تصمیم به ارائه رابط کاربری و استانداری برای تبادل اطلاعات با سایتهای شبکه های اجتماعی گرفتند نتیجه کار Open Social نام گرفت. اوپن سوشیال در واقع تکنولوژی با برنامه خاصی نیست بلکه طرح شیوه ای کامل برای تبادل اطلاعات با سایتهای شبکه های اجتماعی است شبیه آنچه با RSS اتفاق افتاد. اوپن سوشیال علاوه بر آنکه در سایت Orkut که متعلق به گوگل هست ارائه شد بلکه خیلی زود  دیگر سایتهای شبکه اجتماعی نیز به استقبال از آن رفتند و سایتهای مانند MySpace ، یاهو، Hi5 ، Plaxo و دهها سایت مشابه دیگر آنرا تایید و ارائه کردند. نتیجه اینکار امکان دریافت یا تبادل ساده تر اطلاعات از طریق برنامه ها و اسکرپیتهاست. رابط Open Social به برنامه نویسان اجازه می دهد با جاوا اسکریپ یا هر زبان برنامه نویسی دیگری و با کمترین کد با هر سایتی که Open Social را پشتیبانی میکند ارتباط برقرار کنند و  خروجی آنرا که بصورت XML است پردازش و یا نمایش دهند. این شیوه نه تنها امکان نوشتن برنامه کوچک را در قالب این سایتها امکان پذیر می کند بلکه مثلا در برنامه های کوچکی که gadget نام دارند و در گوشه وبلاگ یا صفحه شخصی خودتان نیز از اطلاعات این سایتها استفاده کنید  و  فهرست دوستانتان در اورکات یا سایت مشابه دیگری را  نمایش دهید. این قضیه صرفا به دریافت اطلاعات نیز محدود نمی شود و حتی برای ارسال اطلاعات نیز به میتواند به کار رود و مثلا می توانید بدون رفتن به سایت Orkut و از طریق نرم افزار و یا سایتی دیگر تصویر پروفایل یا فهرست دوستانتان را تغییر دهید.
اوپن سوشیال تازه در آغاز راه است و هنوز آنقدرها هم مطرح نشده است با اینحال پتانسیال زیادی برای تجربه برنامه نویسان دارد و قطعا بزودی شاهد برنامه های جالبی در این زمینه خواهیم بود. بسیاری از سایتهای مطرح (تقریبا بغیر از Facebook که احتملا Open Social را رقیبی برای خود می بیند) از این شیوه تبادل اطلاعات پشتیبانی کرده اند که این قضیه بزرگترین امتیاز Open Social و عامل موفقیت آن در آینده خواهد بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 5:50  توسط علیرضا  | 

جهت حفظ امنیت اطلاعات  موجود در تلفن همراهتان  (شماره تلفنها،تصاویر یا فیلمهای شخصی) توصیه میکنم که بلوتوث تلفن همراهتان را فقط در زمانی که مایلید با دوستان یا فردی خاصی تبادل اطلاعات کنید روشن کنید و پس از انجام کار نیز وضعیت بلوتوث را غیر فعال کنید. بخصوص در امکان عمومی مانند مترو یا مراکز خرید دقت کنید که بلوتوث تلفن همراه شما غیر فعال باشد. توجه کنید که روشهای برای دریافت اطلاعات از موبایل شما (البته برخی مدلها) حتی بدون تایید شما وجود دارد و ممکن است اطلاعات موجود روی دستگاه موبایل شما مورد سوء استفاده قرار گیرد.
همچنین توجه داشته باشید که تلفن همراه وسیله خیلی مطمئنی برای نگهداری اطلاعات نیست. با توجه به اینکه امکان سرقت یا جا گذاشتن آن وجود دارد بنابراین تصاویر و فیلمهای کوتاهی که به نوعی افشای آنها (حتی بصورت محدود) ممکن است برای شما مشکل آفرین یا ناراحت کننده باشد را در تلفن همراه خود برای مدتی طولانی ذخیره نکنید.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 4:2  توسط علیرضا  | 

پیشرفت تکنولوژی به خصوص در دهه اخیر و ارائه دوربینهای دیجیتال سبک و ارزان و رایج شدن تلفنهای همراه با قدرت تصویربرداری و فیلم برداری و همچنین نفوذ روز افزون اینترنت در جامعه ایرانی با وجود آنکه ذاتاً ماهیت بدی ندارند اما گاهی در جامعه ایرانی باعث شده است که حریم خصوصی افراد و خانواده ها مورد تهدید قرار گیرد. چند تصویر از یک میهمانی خصوصی تا زمانی که در اختیار میهمانان باشد مشکلی برای کسی ایجاد نمی کند اما انتشار آن در اینترنت حتی اگر توسط افراد کمی هم دیده شود ممکن است  باعث رنجش شود. مشکل اینجاست که فرهنگ ایرانی خود را با توجه به پیشرفتهای صورت گرفته که به نوعی میتواند حریم خصوصی را تهدید کند هماهنگ نکرده است و همچنین حریم خصوصی در ایران محدوده گسترده تری را شامل می شود و حساسیتهای بیشتری نسبت به آن وجود دارد. مثلا شاید انتشار یک تصویر یک خانم  اروپایی یا آمریکایی با پوششی که در میهمانی خصوصی رایج است در اینترنت مشکلی را برای وی ایجاد نکند. اما ممکن است چنین مثالی در مورد یک زن ایرانی باعث ناراحتی او و یا خانواده اش شود. شخصا با مواردی برخورد داشته ام که انتشار تصویر دختری (با پوشش خانگی) در اینترنت نه تنها باعث رنجش وی شده بلکه خانواده او نیز با ناراحتی برای حذف این تصویر از اینترنت به تکاپو افتاده بودند. یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که مردم ما هنوز اطلاع دقیقی در مورد حفظ حریم خصوصی خود و برخورد با نقض  احتمالی آنرا ندارند. برای مثال در روزهای اولی که سایت اورکات در بین ایرانیان مورد استقبال قرار گرفته بود برخی خانمها تصاویری از میهمانیها یا زندگی خصوصی خود را در این سایت قرار داده بودند با این تصور که فقط دوستانشان میتوانند این تصاویر را ببیند و دقیقا شاهد آن بودم که وقتی یکی از این تصاویر توسط فرد دیگری در یک وبلاگ منتشر شده بود تا چه حد باعث ناراحتی صاحب عکس شده بود. این قضیه در مورد اطلاعات خصوصی یا تماس نیز صادق است. کسانی که عکس یا تلفن خود را در چت و بدون شناخت دقیق طرف مقابلشان برای وی ارسال میکنند و بدون آنکه حتی لحظه ای به این فکرکنند که ممکن است از این اطلاعات سوء استفاده شود یا اینکه انتشار گسترده آن چه مشکلاتی میتواند برای آنها ایجاد کند. از طرفی لازم است با ارتقاء سطح فرهنگی و علمی جامعه به مردم کمک کنیم که ضمن تعریف حریم خصوصی و روشهای حفاظت از آن نحوه برخورد با مواردی که حریمهای خصوصی آنها مورد تهدید واقع شده است را فرا بگیرند.
شاید تاکنون صدا و سیما یک برنامه قابل توجه در این زمینه پخش کرده است و به نظرم  نیازمند آن هستیم که رسانه های گروهی و همچنین سازمانهای انتظامی در این زمینه کار فرهنگی بیشتری کنند. اینکه شهروندان بدانند که چگونه تصاویر و فیلمهای خصوصی خود را نگهداری کنند و در عین حال در تصویر برداری از مواردی که انتشار عمومی آن میتواند باعث ایجاد مشکلاتی شود دقت کنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 23:40  توسط علیرضا  | 

بهار روزگار وصل است. شگفت انگیز ترین رویداد سال ۸۷ برای من در حال وقوع است. ملاقات نوروزی خانواده ها بهتر از تصورم بود و البته کافی بود تا  شروع یک زندگی مشترک را رقم بزند. باور کنید یا نکنید اتفاق افتاد آنچه که دوست می داشتم. سال جاری سال وصال است و اردیبهشت ماه میعادگاه عاشقان.
امیدوارم برای شما نیز سال جاری سالی پر از مهر و پیروزی باشد.

اوج فریاد دلم شد ، عاشقانه دل سپردن
در وجود تو شکفتن ، با تو بودن یا که مردن

بعد از تحریر:
متن بالا صحت نداشته و به عنوان دروغ سیزده یا April Fools Day منتشر شده است. و  اصولا از این خبرها یا شبیه این خبرها هم نیست.
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 15:37  توسط علیرضا  | 

تصویر پایین یک علیرضا شیرازی را در پنج یا شش سالگی نشان می دهد. زمانی که ماشین بازی و دوچرخه سواری روزگارم بوده است. هنگام گرفتن این تصویر هم یک ماشین اسباب بازی در دستم بوده است. تنها هاله ای از آن دوران را به خاطر دارم، به خاطر دارم که به جای راننده ماشین های اسباب بازی حرف می زدم و هر بار برایشان ماجرایی می ساختم.

علیرضا شیرازی در پنج یا شش سالگی

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 21:56  توسط علیرضا  | 

دوست خوب  (ازمرگ)  در این سال نویی مرا به بازی آرزوهای محال دعوت کردند.با تشکر از ایشان می نویسم درباره آنچه خواستند. وقتی درباره آرزوهای محال صحبت میکنیم  مواردی هست که بین همه یا حداقل بسیاری مشترک است. همه ما صلح، دنیایی آرام، نابودی بیماریها و شفای بیماران،عمر طولانی افراد خانواده، از بین رفتن فقر و دنیای بهتر برای کودکان و همه انسانها می خواهیم. وقتی قصد نوشتن این مطلب را داشتم این سوال را از خود پرسیدم که به غیر از این آرزوهای مشترک دیگر چه می‌خواهم؟ آرزوهایی که بیانگر بخشی از خودم باشد. بنابراین دو آرزو را می نویسم که یکی از دوران کودکی ام باقی مانده و دیگری که متعلق به امروزم است!.

1.ماشین زمان: سفر به آینده جاودیی است که سالهاست مرا طلسم کرده!. شاید از خواندن کتاب سفر در زمان (یا همان ماشین زمان) در نوجوانی بوده یا شاید هم متعلق به خیلی قبل تر باشد آن زمان که با سواد ابتدایی روز و شبم را با خواندن کتابهای علمی و تخیلی سر می‌کردم. هنوز هم با دیدن فیلمهایی که درباره سفر به آینده یا پیشگویی است هیجان زده می شوم. به هر حال آرزویی دست نیافتی (و البته امیدوارم اشتباه کنم و روزی هم امکان پذیر شود) و بسیار هیجان انگیز است سفر با ماشین زمان یا پیش بینی آینده با روشی عرفانی.

2.تغییر در نگرش و باور مردم از دین: نمی توان درباره انسان و فرهنگ و جوامع انسانی بحث کرد و نقش دین را نادیده گرفت. آرزوی من دین گریزی نیست بلکه تغییر در نگرش مردم به دین است شاید دیدی عقل گرایانه و یا شاید دیدی مفهوم گرا و معنایی. اینکه مردم به دلیل دینشان خود را برتر از دیگران ندانند و دیگر انسانها و هم نوعان خود را به دلیل داشتن یا انتخاب دینی دیگر حقیر نشمارند. اینکه بپذیرم هر کسی می‌تواند خدای خویش را داشته باشد یا آنکه به خود، طبیعت یا علم یا هر چیز دیگری معتقد باشد و در عین حال محترم باشد. اینکه جنگها،قتلها و تبعیض هایی که به خاطر تفاوت اعتقادان معنوی انسانها هست از بین برود.اگر هدف نهایی ادیان را مهربانی،درستی و آرامش بدانیم بایستی آرزو کنیم که دینداران نیز اینگونه باشند. البته شاید این آرزو روزی برآورده شود و بارها به خود میگویم هزار سال آینده آیا اعتقادات مردم به ادیان همین گونه خواهد بود؟ (در نظر بگیرید که دو هزار سال پیش بسیاری از اقوام چگونه هر بلایی طبیعی را به اهریمن نسبت می‌دادند یا چگونه امروز یافته هایی علمی در باورهای دینی مردم تاثیر گذاشته است). اما به هر حال این آرزو شاید در طول عمر من محقق نشود.

آرزوهای دیگری هم دارم مثل حذف کامل سیگار از زندگی بشر که البته آنرا آرزویی محال نمی‌دانم و معتقدم بشر در مسیری است که کم و بیش به آن خواهد رسید. در ضمن دوستان و خوانندگان وبلاگ به این بازی دعوت هستند و میتوانند در صورتی که علاقمند هست و مطلبی در این زمینه نوشتند در بخش نظرات لینک خود را بگذارند.

بعد از تحریر:
یک آرزو محال دیگر یادم اومد از اون آرزوهایی که فکر کنم خیلی ها را هیجان زده کند و آنهم شرکت در یکی از کنسرتهای بسیار باشکوه و غرق در نور و صدای پینک فلوید است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 11:5  توسط علیرضا  | 

چندی پیش دوست نازنینی که چند سالی از هم بی خبر بودیم با من تماس گرفت و البته من همیشه از شنیدن صدای او خوشحال می شدم . دو سه باری تلفنی صحبت کردیم و یکبار به او گفتم که خوشحالم از اینکه  صدایت را می شنوم و در تماس باشیم، و او  احتمالا به شوخی گفت من هر وقت حوصله ام سر می رود باهات تماس میگیرم  و سعی می کنم از این به بعد بیشتر حوصله ام سر برود، او شوخی کرد اما حقیقتاً حسی در من ایجاد کرد که دیگر علاقه ای به تماس مجدد ندارم.
سالهاست که مانند بسیاری دیگر عادت کرده ام که بخشی از کسانی که  خود را دوست می دانند در زمانهای خاصی که معمولا کارشان گیر کرده است و ناگهان حس رفاقتشان گل میکند احوال پرسی کنم شاید در پایان همان مکالمه و شاید هم در احوال پرسی نزدیک بعدی خواسته خود را مطرح کنند. البته کسی انتظار ندارد همه کسانی که سطحی از دوستی و آشنایی دارند همیشه با آدم در تماس باشند و طبیعی است که ما حلقه ای کوچک از دوستان نزدیک داشته باشیم. اما چرا خیلی از ما به افرادی که زمانی دوست یا همکار بودند یا می شناسیمشان به شکل یک دکمه راهنما یا F1 نگاه میکنیم؟ اصولا چرا به خود جرائت میدهیم که با کسی که مدتهاست او را به عنوان دوست از خاطر برده ایم در زمانی که کار داریم تماس بگیریم و انتظار کمک داشته باشیم؟
دوست دیگری که چند روز پیش با من تماس گرفت و ابراز علاقه کرد که مرا ببیند و با توجه به عدم دیدار چند ساله برایم خوشحال کننده  و در عین حال تعجب آور بود. همدیگر را دیدیم و با او مهارت پس از چند ساعتی گفتگو خواسته خود را مطرح کرد و البته من در حد توانم کمک کردم و این بابت هم خوشحالم ولی چرا او بایستی فقط به خاطر بیان این خواسته با من ملاقات کند ؟ خبر داشتم که در این چند سال وضعش خوب شده و  اتومبیلی خریده و با برخی دوستانی مشترک مسافرت هم می روند و در تمام آن مدت حتی یکبار هم با من تماس نگرفت.
احتمالا قضیه تماسهای دوستانه گلد کوئستی را تجربه کردید آشنایی که سالها از او بی خبر بودید در تماسی غیر منتظره  آنقدر صمیمی برخورد می‌کند که شگفت زده می شوید (احتمالا آن جملاتی که مثلا دلم برات تنگ شده ؟ کجایی پسر ، ببینیمت! را نیز شنیده اید) و وقتی که زمان  گذاشتید و در این ترافیک سر قرار حاضر می‌شوید به این امید که دوستی را  ببینید می فهمیدید که چه کلاه گشادی سرتان رفته است و هدف که نه حتی دیدار شما بلکه جور کردن پرزنت دیگر و افزودن زیر مجموعه هاست!.
باعث افتخار است که آدم در جایگاهی باشد که بتواند کمکی هر چند اندک کند اما آزاردهنده است که بخش بزرگی از تماسهای دوستانه فقط و فقط برای گرفتن کمک است. همکار قدیمی که پروژه اش به مشکل برخورده ، دوست وبلاگ نویسی که مشکلی در قالب وبلاگش دارد!  و البته پس از مدتها ناگهان زمانی که به مشکل برخورده یادش افتاده که حالی هم از من بپرسد! اینکه دیگران وقتی آی دی یاهو یا شماره تلفنت را می پرسند برای داشتن کمک در زمان برخورد با اشکال احتمالی است و...
امیدوارم متوجه شده باشید که بحث بر سر عدم انتظار برای کمک در یک درخواست دوستانه نیست بلکه صحبت از فاصله ای است که ما بین یک دوست یا یک دکمه راهنما و مشاور است.بحث این نیست که دوستان نمی توانند انتظار کمک داشته باشند صحبت از این است که اگر وقتی حوصله تان سر می رود یا برای حل مشکل با آشنایی تماس میگیرد گاهی حداقل برای خوش بودن دل طرف هم بدون توقع کمک تماس بگیرید یک بحث دوستانه یا احوال پرسی گاه گاه آن حس بد تماس برای کمک را در طرف شما از بین می برد.

به ذهنم رسید که دخترها و یا زنها چه قدر رنج می برند وقتی حس میکنند که بعضی همکاران یا همکلاسیها یا دوستان مذکرشان که خود را صمیمی  نشان می دهد در پس آنها جملات دوستانه و صمیمی و  در ته ذهنش هم خوابگی با او را  تصور می‌کنند. جای شکرش باقی است که حداقل در این مورد چیزی برای عرضه ندارم.

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 23:15  توسط علیرضا  | 

سال نو با تبریک همراه است.همه ما به افراد خانواده، دوستان و همکاران عید و فرا رسیدن سال نو را تبریک می گوییم. چند سالی است که ارسال پیامهای تبریک دیجیتالی هم به دیگر شیوه های عرض تبریک اضافه شده است و اینگونه است که در آستانه سال نو دهها اس ام اس یا ایمیل دریافت میکنیم که  با شعرها یا کلمات زیبا تزئین شده است. اما یک چیزی این میان اشکال دارد گویی این پیامها حس ندارند. این به دلیل الکترونیک بودن آنها نیست چرا که ما تجربه کردیم که چگونه یک ایمیل یا اس ام اس دوستانه چقدر میتواند خوشحالمان کند. مسئله اینجاست که در ارسال این پیامها شما مخاطب خاص نبودید. عده ای عادت کردند آنها هر پیامی که از نظرشان جالب است برای همه یا بخشی از شماره تلفنهای ثبت شده در فهرست شمارهای های ثبت شده در تلفن همراه خود ارسال میکنند یا اینکه به صورت عمومی برای فهرستی از دهها ایمیل که با آنها در ارتباط بوده اند یا به نوعی از آن اطلاع دارند ارسال میکنند. در واقع این پیام های برای فرد خاصی نیست به قول معروف بصورت فله ای برای همه ارسال شده است و جالب آنکه بعضی حتی برای تایپ یک پیام جدید زمان صرف نمیکنند و فقط پیامهای دریافتی را برای دیگران مجددا ارسال میکنند. طبیعی است که وقتی پیام به این شکل ارسال می‌شود حس خاصی در مخاطب بر نمی‌انگیزد.
می‌توان با کمی صرف کمی وقت و خلاقیت پیامی با احساس به دوستانتان ارسال کنید.کافیست که مشخصه های فردی دوست یا همکاراتان را در پیام در نظر بگیرد و مثلا به نام و یا نوع ارتباطی که با وی دارید (مثل مدت دوستی یا همکاری) در متن پیام اشاره کنید.باور کنید یک پیام صمیمی و اختصاصی برای هر فردی ارزشمندتر از جملات زیبایی است که بصورت فله ای برای همه ارسال شده است.

برای دوستان خود ارزش قائل شوید...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:4  توسط علیرضا  |