تبليغاتX
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
 
 
زمستان که قطعی برق با برنامه آغاز شد مسئولین دلیل قطعی را کمبود فشار گاز اعلام کردند. از اواخر بهار نیز برق باز بی برنامه یا با برنامه می رود اینبار علت قطعی کمبود آب و مشکل تامین فشار آب نیروگاههای آبی اعلام شده و   یکی از مسئولین نیز در مصاحبه ای با یکی از خبرگزاریها مشکل دیگر را تعمیرات چندین نیروگاههای مهم که با سوخت فسیلی کار می کنند اعلام کرد که جای تعجب است که چرا همزمان این چندین نیروگاه مهم در دست تعمیر هستند و چرا تاکنون این تعمیرات پایان نیافته است؟
برای کشوری که  داعیه فتح قله های بلند افتخار و توسعه روز افزون اقتصاد و صنعت کشور را دارد و قرار است تا بیست ساله آینده نیز یکی از کشورهای اول منطقه از لحاظ توسعه اقتصادی باشد شرم آور است که بعد از آنکه سالها از سپری شدن قطعی برق  مجددا در رجعت به گذشته شهروندان خود را در تاریکی رها کند. قضیه فقط نور نیست که با شمع یا چراغ قوه حل شود. برق که می روند بسیاری از تولیدیها و صنایع امکان تولید نخواهند داشت ولی آنها بایستی هزینه پرسنل خود را پرداخت کنند. تلفنهای سانترال عموما برقی هستند و شاهد هستم که برخی شرکتها حتی توان پاسخ به تلفنها را در زمان خاموشی ندارند چه برسد که ارائه خدمات و تجارت! دوران چرتکه هم که گذشته است و استفاده از کامپیوترها و بالطبع استفاده از شبکه اینترنت نیز نیازمند برق است. جالب آنکه از این قطعی برق نه فقط شرکتها یا مراکز اداری و خدماتی در منطقه خاموش بلکه شرکتها و دیگر طرفین تجاری و کاری آنها در دیگر مناطق را هم متضرر می کند. برق که می رود کسی برای خرید بیرون نمی رود و بازار مغازه ها و مراکز خرید در مناطق خاموش نیز کساد می شود، به خاموشی چراغهای راهنما و بهم ریختگی ترافیک و موقعیتهای اورژانسی  که بدلیل قطعی ناگهانی برق می رود نیز بایستی اشاره کرد. همین چند روز پیش بود که کارگر جوانی به دلیل قطعی برق و از کار افتادن سیستم تهویه در ته چاهی دچار خفگی شده و فوت کرد.
مشکل چیست؟ چرا در کشوری که یکی از تامین کنندگان بزرگ سوخت و انرژی در دنیاست خاموشی برق داریم؟ آیا واقعا صحیح است که در کشور که همواره با مشکل خشکسالی روبرو بوده است بخش مهمی از تامین انرژی برق وابسته به نیروگاههای آبی باشد و در زمان خشکسالی با بحران مواجه شویم؟ آیا مصرف برق افزایش یافته است؟ و اگر اینگونه است به عنوان یک روند طبیعی نبایستی مسئولین از قبل چاره بیاندیشند؟ آیا نبایستی نیروگاههای جدیدتری ساخته می شد؟ مشکل پول یا نیروی متخصص است؟ مدتی قبل بود که وزیر نیرو در سریلانکا  از سرمایه گذاری  چند صد میلیون دلاری توسط ایران در این کشور صحبت کرد و البته در تمامی دیدارهای سیاسی از توانایی ایران در ساخت نیروگاه برق در کشورهای فقیر و یا صدور برق به کشورهای همسایه صحبت می شود. به نظر شما کجا بیشتر به سرمایه گذاری وزارت نیرو نیازمند است؟ و چه لزومی دارد در حالیکه کشور با مشکل کمبود برق مواجه است صادرات برق داشته باشیم؟ آیا به صرفه است که برای کسب درآمد برق صادر کنیم در حالیکه به دلیل قطعی برق شهروندان را در شرایط سخت قرار داده و صنعت، تجارت و خدمات رسانی را متوقف کرده ایم؟
سیمای ملی هر از گاهی کارتونها و برنامه های نشان می دهد از انیمشنهای سه بعدی جذاب تا عمو برقی و شعار معروفش! و بخش اینگونه برنامه ها در راستای فرهنگ سازی بوده است اما آیا نهایت تلاش مسئولین برای فرهنگ سازی همین اندازه است؟ ایا بهتر نیست فراتر از نمایش کارتون به این قضیه نگاه کنیم؟آیا صرقه جوی نمیتواند از خود دولت شروع شود؟  آیا واقعا لازم است در شرایطی که کمبود برق داریم نهادهای دولتی در اعیاد مذهبی یا ملی تمام خیابانهای مهم شهر و ساختمانهای اداری  را با چراغهای معمولی چراغان کنند و در حالیکه که نشان میدهیم که جشن گرفته ایم در جایی دیگر مردم را در خاموشی بگذاریم؟
این مطلب را می توان با صدها سوال دیگر ادامه داد اما گذشته از اعتراض کاش می شد که این قطعیهای برق تمام شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 6:57  توسط علیرضا  | 

افزایش چشمگیر قیمت مسکن در سه سال اخیر  و ادامه این روند اعتراض بسیاری را برانگیخته است و دولت نیز پس از مدتها سکوت به دنبال راهکارهایی برای جلوگیری از روند افزایش قیمتها بوده است که حداقل تاکنون چندان موفقیت آمیز نبوده است. تصحیح یا تغییر روند اعطای وام مسکن و دریافت مالیات از خانه های خالی یا فروشندگان حرفه ای مسکن در آینده از جمله راهکارهای دولت بوده است.لازم است اشاره کنم که به نظر نمی رسد که  که افزایش قیمتها (بخصوص در تهران) فقط براساس کمبود عرضه و افزایش تقاضای واقعی خانواده ها باشد و بیشتر جو ناسالم در بازار مسکن عوامل اصلی گرانی است. در ادامه به چند راهکار پیشنهادی اشاره خواهد شد که اگرچه الزاما به کاهش قیمت مسکن منجر نخواهد شد اما مطمئناً در جلوگیری از روند افزایش قیمتها تاثیر گذار خواهد بود.

1.تثبیت قیمت مصالح ساختمانی
یکی از دلایلی که بسیاری برای خریدن خانه عجله دارند این است که قیمت مسکن در آینده گرانتر خواهد شد و یکی از مهمترین دلایل آن این است که مصالح ساختمانی هر روز در حال افزایش است و در نتیجه هزینه ساخت خانه بیشتر خواهد شد. این عبارت توسط بسیاری از فروشندگان به عنوان یک جمله تبلیغاتی استفاده می شود و البته منطق خریداران نیز این است که خرید مسکن در زمان حال با وجود همه گرانیها بهتر از خرید در آینده است. چنین جوی تنها زمانی آرام می گیرد که دولت با تنظیم بازار و  با اعمال نظارت  قیمت مصالح را برای چندین سال به صورت ثابت درآورد  بطوریکه دیگر افزایش قیمت مصالح در افزایش قیمت مسکن بی تاثیر شود.

2.کاهش قیمت تراکم و عوارض
با توجه به آنچه در بالا در مورد منطق امروز بهتر از فردا برای خرید خانه اشاره شد و با توجه به اینکه عوارضی  که سازمانها و بخصوص شهرداریها از سازندگان خانه ها دریافت میکنند مبلغ قابل توجهی است و در قیمت خانه موثر است کاهش این  عوارض  و یا معافیتهای چند ساله بدین معنا خواهد بود که هزینه ساخت و قیمت نهایی آپارتمانهایی که در چند سال آینده ساخته می شوند از قیمت امروز کمتر خواهد شد. دولت نیز می تواند کاهش درآمد شهرداریها از این طریق را به شکل دیگری جبران کند و این در نهایت به نفع تمام مردم خواهد بود. مطمئنا ایجاد جو کاهش قیمتها در آینده در جو بازار خرید و فروش مسکن بسیار موثرتر خواهد بود و خریداران را صبورتر و فروشندگان را عجولتر خواهد کرد.

3.تعیین قیمت کارشناسی فروش مسکن
این روزها معیار مشخصی برای تعیین قیمت مسکن وجود ندارد. سازندگان و فروشندگان مسکن قیمت را تعیین میکنند و علاوه بر اینکه در نگاهی به وضعیت و قیمتهای فروش در منطقه قیمتهای خود را افزایش می دهند به هر بهانه دیگری (مثل طرحهای فضای سبز در آینده ، نزدیکی به ایستگاه مترویی که چند سال آینده ساخته می شود و...) قیمت را افزایش میدهند. شهرداریها و یا صنف مشاورین املاک میتوانند بخش کارشناسی برای تعیین قیمت مسکن ایجاد کنند بطوریکه هر خانه ای که برای فروش عرضه شد می بایست گواهی قیمت کارشناسی داشته باشد. بدین ترتیب خریداران نسبت به قیمت واقعی هر خانه یا آپارتمانی آشنا می شوند و نقش سازندگان در تعیین قیمت مسکن کاهش پیدا میکند. کارشناسان تعیین قیمت نیز با توجه به منطقه، موقعیت خانه و مصالح به کار رفته در آن و  همچنین سود منطقی سازنده قیمتها را مشخص میکنند. البته همچنان میتوان قیمت فروش را به  تفاهم خریدار و فروشنده  واگذار کرد و در چنین شرایطی از فروشنده ای که قیمت ملک را بیشتر از قیمت کارشناسی فروخته است مالیات بیشتری دریافت  گردد.

4. ساماندهی شیوه عرضه و تقاضای مسکن
به نظر میرسد شیوه سنتی رایج برای پیدا کردن ملک و خرید یا اجاره آن که در حال حاضر توسط آژانسهای مسکن صورت می گیرد دارای نواقص عمده ای باشد و حتی در جریان افزایش قیمت در سالهای اخیر  این آژانسها نه تنها تاثیر مثبت و سالمی  نداشتند چه بسا که خود یکی از عوامل ایجاد جو ناسالم فعلی باشند. اگر چه آژانسهای مسکن مدعی کاهش درآمد خود(به دلیل گرانیها و کاهش خرید ) هستند اما با توجه به افزایش چندین برابری قیمت خانه ها سود دلالی آنها بسیار بیشتر از گذشته شده است و بخصوص اینکه این افزایش قیمتها در اجاره خانه ها نیز تاثیر مستقیم داشته و میزان تقاضا برای اجاره نیز کاهش پیدا نکرده است در حالیکه حق دلالی آژانسها افزایش چشمگیری داشته است. کاهش حق دلالی آژانسها و تعیین نرخ حق دلالی به شیوهای تشویقی مانند افزایش بیشتر حق دلالی برای فروش املاک به قیمت کمتر با توجه به قیمت منطقه و تهیه بانکهای اطلاعاتی حرفه ای توسط شهرداریها، دولت یا بخش خصوصی برای اطلاع رسانی موارد فروش یا اجاره مسکن از جمله شیوه هایی است که میتواند به کار گرفته شود.

5.مشارکت دولت و موسسات اقتصادی در ساخت و ساز
عموما مشارکت دولت در ساخت و سازها و تامین مسکن به ساخت شهرکهای خارج از شهر یا مجتمع های مسکونی در برخی مناطق محدود می شود. در حالیکه بسیاری علاقمند به سکونت در داخل شهر هستند. به زبان ساده ساخت هزاران آپارتمان در اطراف تهران کمک چندانی به جویندگان ملک در تهران نمی کند و بازار اصلی مسکن در مناطق اصلی شهر است. آنچه در تهران رایج است این است که یا سازندگان بخش خصوصی زمینهای باقی مانده و خانه های قدیمی ساز را می خرند و آپارتمانهای جدیدی را آنجا می سازند و یا با مالکین خانه های قدیمی ساز شریک شده و تعدادی از واحدها را برای خود بر می دارند و البته قیمت فروش این واحدها براساس قیمت بازار خواهد بود. حال اگر دولت،سازمانهای اقتصادی یا بانکها خود با صاحبین خانه های قدیمی ساز شریک شده و آپارتمانهای جدیدی را بسازند عملاً دولت صاحب واحدهای مسکونی زیادی خواهد شد که میتواند آنرا با قیمت کمتری نسبت به سازندگان بخش خصوصی بفروشد و از این جهت قیمتهای ملک  را در هر منطقه را کاهش دهد و در این شرایط سازندگان خصوصی که عموما با سود صد در صدی واحدهای مسکونی خود را می فروشند مجبور خواهند شد از قیمتهای خود بکاهند که این امر  نیز در کاهش قیمت مسکن تاثیرگذار خواهد. همچنین برخی زمینهای دولتی در داخل شهر مانند پادگانهایی که نیازی به حضورشان در داخل شهر نیست میتوانند جایگاه خوبی برای انبوه سازی و تامین واحدهای مسکونی جدید برای مناطق شهری باشند.

علیرضا شیرازی

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 5:14  توسط علیرضا  | 

اگرچه خواسته من با آزادیهای شهروندی تناقض دارد اما باور کنید این آزادی زیادی آزاد دهنده است. آنها که مانند من سیگاری نیستند میدانند که من چه می گویم. به محض نشستن در تاکسی بوی بدی که به خاطر ماندن دود و بوی سیگار در فضای کوچک اتومبیل ایجاد شده مشام را آزار میدهد. راننده ها نیز به عادت همیشگی سیگار می کشند و باد نیز آنرا به خورد مسافران می دهد. ساعتی در کافی شاپ برای دیدار دوستان یا استراحت نشسته ای دود سیگار مشتریانی که در میز کناری نشسته اند آزارت می دهد. بگذریم از فضای وهم آلود و دود آلود و غیر قابل تحمل رستورانها و کافی شاپها در ساعات شلوغی که به دلیل سیگار کشیدن مشتریان ایجاد می شود.
پسران کم سن و سال در گوشه ای از پارک یا سر کوچه سیگار به دست گرفته اند و لذت ذهنی کشیدن سیگار متعفن و احتمالا حس بزرگ شدن را تجربه میکنند. دختران جوانی که در کافی شاپها سیگار را در گوشه لب گذاشته اند و احتمالا همان لذت ذهنی را با حس استقلال و شاید برخی چیزهای دیگر تجربه میکنند. کمی بعدتر مردان و پدرانی را می بینی که بوی عرقشان با بوی سیگار مخلوط و بشدت آزار دهنده شده است و مادرانی که خرید سیگار بخش فراموش ناشدنی از خرید روزانه شان است.
چندی قبل برای مدت کوتاهی کشیدن سیگار در برخی کافی شاپها ممنوع شد در همان زمان کوتاه فضای کافی شاپها برای مشتریان غیر سیگاری دلپذیر تر شده بود ، اما مشتریان کافی شاپها کمتر شده بود و احتمالا بخش مهمی از مشتریان کافی شاپها فقط برای سیگار کشیدن و دادن دود آن به خورد دیگران آنجا می آمدند و از قرار همین  کاهش مشتریان و اعتراض مدیران کافی شاپها  باعث لغو ممنوعیت مصرف سیگار شد.
دیگر کسی نیست ضرر سیگار را نداند اما خرید آن همچنان از هر چیزی راحت تر است. از طرفی از خروج میلیونها دلار (از درآمد ملی متعلق به مردم که شامل غیر سیگاریها نیز می شود) به دلیل واردت سیگار صحبت می شود و از طرفی بر  سر واردات سیگار و نمایندگی فروش حتی بین نهادی نیمه دولتی نیز رقابت سختی در جریان است. سیگار یکی از بدبوترین و متعفن ترین مواد مصرفی برای برخی نماد روشنفکری است و برای برخی آرامش بخش و البته هر چه هست مصرف سیگار ضرر و آزار زیادی برای سیگاریها و بخصوص برای غیر سیگاریها دارد. سلامت سیگاریها تهدید می شود و بسیارشان با عوارض سیگار در آینده  دست در گریبان خواهند بود و البته هزینه درمانشان نیز با بیمه ، مالیات و سرمایه ملی همه مردم (بخصوص غیر سیگاریها) پرداخت خواهد شد. واقعا در کنار آنهمه محدودیت چه اشکالی دارد که مصرف سیگار حداقل در همه اماکن عمومی، وسائل نقلیه عمومی و مراکز تجاری و اداری ممنوع شود و این ممنوعیت به جدیت اجرا شود؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 0:49  توسط علیرضا  |