تبليغاتX
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
 
 

یکی از کاربران خوش ذوق و دست به قلم بلاگفا به نام دکتر روشن فومنی   شعری جالب به نام کشور بلاگفا - کشور ساختگی سروده است که نگاهی شاعرانه به مفهوم وبلاگ نویسی، تبادل نظرات و مواردی همچون کپی رایت و مسائل امنیتی در حوزه وبلاگ نویسی دارد.

 

کشور بلاگفا

کشوری ساخته ایم
آسمانش آبی
و زمینش مشکی
زرد-یاسبزوبنفش
یا به هرجلوه که در چشم کسی زیبا هست
گرچه رنگارنگ است
افقش یکرنگی است؟!

**************
کشوری ساخته ایم
پایتختش عشق است
که ندارد استان
شهر یا شهرستان
و به یک دهکده تعبیر شده است!!
میتواندهرکس
بی روادید...............؟!
به یک پلک زدن-
بی هزینه -کم  خرج
 اندرآن سیر وسیاحت بکند؟!

**************
کدخدایی دارد که چنان نیست حسود
وبخود مغرور یا پست -ببندد راهت
وبخواهد ازتو-(حق ورودی وبلیط)
واقامتگه هم لازم نیست
 آنچنان جذاب است
"خواب درچشم همه میشکند؟!"
می شوی مجبور تا برگردی
ومجدد-بروی؟!
کشوری ساخته ایم
دولتش اهل سواد
مردمش  معرفت کافی و وافی دارند
سن وسال همگی محدود است
بین ۱۵تاشصت ..........؟!
اندکی زیر و بم اما دارد
ودراین کشور ما کودک نیست
همچنین پیر وکهنسال ...که کم حوصله اند
کم سوادند وفراموش خیال
وتن نازکشان میشود زیر شکنجه نابود
چون در اینجا استاد
به فلک می بندد مردم را
هرکه حاضرنکندمشقش را
 مشق اینجا عشق است
آنهم ازنوع مجازی نه حقیقی -ملموس
کودک وپیر از آن بی زارند!!
پیرهم تجربه اندوخته آنقدر....
که بیهوده نگردد عاشق
عشق درکشور ما مصنوعی است
اسمی وبی پایه ست!!
مرد وزن بی معناست
ونمی دانند-هرگز آنها-
چیست جنسیت شان!؟

**************
کشوری ساخته ایم
بی در وپیکرو -باز
بی اجازه هرکس وارد آن میگردد
و دمی میماند
و کمی میخواند
و کمی میگوید-گل وگل می‌شنود!
گرچه بی دعوت -یا سرزده-و ناخوانده....
صاحب خانه نباشد حتی
با گل ولاله وشمع-غزل وقصه و حرف
می توان- با کلمه -با جمله
با سطری -بامتنی-تصویری-تعبیری
سفره گسترد برای مهمان!!
هرکسی--!!
میزبانی کند از خویش
چنان چشم ودلش سیر شود-
شاد وراضی برود
وبه یک سطر کند-
دعوتی گرم وصمیمانه ازو
و مدام -متقابل باشد-این دعوت
بروند وبنشینند وبگویند-بجویندوتماشابکنند
 و بخندندوبگریند ونبینند هم را 

**************
دزد هم آزاد است
میتواند آنجا دست به سرقت بزند
وهرآنچه که خوشش می آید- بردارد
سرقت آنجا یک نوع گلچینی است
بستگی دارد اما به خودش
--که بگوید به همه -من چه برداشته ام!
 ازکه برداشته ام؟!
صاحب خانه ازاو نیز--
خوشش می آید؟!
می شود شادبسی-
که متاعش چه عجب؟!
ارزش سرقت دارد!!
گرنگوید سارق
دیر یا زود همه می فهمند
...میشود مجرم بی فرهنگی!!
گرچه بعضی دزدان بی رحمند
قفل را می شکنند
خانه رامی دزدند
با همه اسبابش؟!
ممکن است.....
 دم ودستگاهت را نیز به اتش بکشند
هکر....ها----وه چه بی انصافند
 وتو باید آنگاه -فکر یک خانه دیگر باشی

(دکتر روشن فومنی)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 13:16  توسط علیرضا  | 

در گردشهای روزانه در اینترنت به جدول زیر  رسیدم که شامل اطلاعاتی از فروش برخی سایتها و شرکتهای دات کام، نام خریدار آنها و قیمت و تاریخ فروش آنهاست و مطالعه آن میتواند مفید باشد. (منبع ویکیپدیا)

نام شرکت خریداری شده

 خریدار قیمت

تاریخ

Hotmail Microsoft $400,000,000 December 1997
Internet Movie Database Amazon.com   1998
Viaweb Yahoo! $49,000,000 June 8, 1998
Netscape Communications AOL $4,200,000,000 24 November 1998
GeoCities Yahoo! $3,570,000,000 January 28, 1999
Broadcast.com Yahoo! $5,700,000,000 April 1, 1999
Thawte VeriSign $575,000,000 December 1999
Network Solutions VeriSign $21,000,000,000 2000
eGroups Yahoo! $432,000,000 June 28, 2000
AllBusiness.com NBCi $225,000,000 March 2000
HotJobs Yahoo!   December 27, 2001
PayPal eBay $1,500,000,000 October 3, 2002
Inktomi Yahoo! $235,000,000 March 2003
Pyra Labs Google   2003
Overture Services, Inc. Yahoo! $1,700,000,000 July 2003
Keyhole Inc. Google   2004
Kelkoo Yahoo!   March 25, 2004
Picasa Google   July 2004
Oddpost.com Yahoo!   July 9, 2004
Lycos Daum $95,400,000 August 2, 2004
Upcoming.org Yahoo!   October 5, 2005
Skype eBay $2,600,000,000 October 14, 2005
Ask.com IAC/InterActiveCorp $1,850,000,000 March 2005
TheHomeBuyingCenter Internet Leads Systems $20,000,000 2007
DialPad Communications Yahoo!   June 14, 2005
MySpace News Corporation $580,000,000 July 2005
Konfabulator Yahoo!   July 25, 2005
dodgeball Google   May 2005
Provide Commerce Liberty Media $477,000,000 December 5, 2005
Friends Reunited ITV plc $230,000,000 December 6, 2005
del.icio.us Yahoo! $15,000,000 December 9, 2005
Webjay Yahoo!   January 9, 2006
Shopbop Amazon.com   February 27, 2006
SketchUp Google   March 14, 2006
Writely Google   March 9, 2006
BuyCostumes.com Liberty Media $55,000,000 July 26, 2006
YouTube Google $1,650,000,000 November 13, 2006
WebEx Cisco $3,200,000,000 March 15, 2007
Backcountry.com Liberty Media   May 8, 2007
Last.fm CBS $280,000,000 May 30, 2007
RateYourMechanics.com Kevin Harris Acquisitions $2,800,000 August 30, 2007
Bodybuilding.com Liberty Media $100,000,000 January 6, 2008
CNET Networks CBS $1,800,000,000 May 15, 2008

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 11:5  توسط علیرضا  | 

با روایت چند صحنه و تجربه شخصی‌ام شروع میکنم. خیابان ولیعصر نزدیک پارک ملت، دختری با مانتوی تیره و پوشش کاملا معمولی در پیاده رو راه می رود دو پسر سوار بر موتوری از کنار او می‌گذرند و جوانی که ترک موتور است برای لحظاتی دختر را گرفته و دختر همراه با موتور کشیده می شود و البته صدای جیغ و فریادش هم بلند می شود دو جوان موتور سواری پس از لحظاتی او را رها میکنند و فرار میکنند. در صحنه ای دیگر دو دختر جوان با کمی آرایش در نزدیکی میدان توحید ایستاده اند و در صحنه ای آشنا برخی جوانان به قصدی که می‌دانیم برای آنها ترمز می زنند و دختران بی توجه به آنها در حال صحبت با یکدیگرند ناگهان دو جوان موتور سوار از کنار آنها رد شده و با دستانشان دخترها را آزار میدهند بطوریکه برخی وسائل یکی از دخترها پخش زمین می شود و با پسرها با لبخند فرار میکنند دختر پریشان فریاد می زند «بدبخت،طرفت را اشتباه گرفته ای» و باز صحنه ای دیگر که خیلی از دخترهای جوان که اتومبیل شخصی دارند تجربه کردند چند پسر جوان با ماشین خود به قصد آزار  آنچنان جلوی ماشین چند دختر می پیچند که با تصادف لحظه ای فاصله بود و صدای اعتراض دخترها درآمد. دخترها خوب می دانند چه می‌گویم و پسرهایی که نمی دانند کافیست از دخترها و زنان خانواده یا از نزدیکان خود بپرسند تا آنها نیز از تجربه ای تلخ خود برایشان بگویند. زنان زیادی تجربه آزار جنسی هرچند اندک وقتی کنار مردی در تاکسی نشسته اند یا حتی وقتی در کوچه ای خلوت راه می رفتند را تجربه کردند و شاید کمتر دختری باشد که آزارهای کلامی مردها وقتی در خیابان بوده را  تجربه نکرده باشد.
اما ریشه این آزارها و مزاحمتها کجاست؟ چرا برخی مردان ایرانی که تعدادشان هم متاسفانه کم نیست این حق را خود می دهند که به زنان یا دخترانی که در خیابان، تاکسی یا حتی در اتومبیل شخصی خودشان هستند آزار برسانند؟ ساده لوحانه میتوان گفت تقصیر ماهواره و دسیسه دشمن است. اما به نظر نمی رسد حتی ساده لوح ترین آدمها این استدلال را قبول کنند. متاسفانه شاید یکی دلایل اصلی اینگونه آزارها در منطقهای عجیب فرهنگ ایرانی است. آنجا که می گوییم که دختر اگر موردی نداشته باشد اگر سرسنگین باشد و اگر پوششی سخت و بی روح داشته باشند کسی برای او مزاحمت ایجاد نمیکند احتمالا این استدلال قرار است تشویقی برای دختران برای انتخاب پوشش و رفتاری سنگین باشد اما از قرار بیشتر در ذهنیت پسران و مردان ایرانی موثر بوده ، مردانی که فکر میکنند اگر دختری کمی آرایش کرده است و یا مانتویی با رنگ شاد پوشیده است فاحشه ای است که میتواند با آن هر کاری کرد و هرگونه مزاحمت و آزاری حقشان است و  حرکات سادیستی خود را به پای رفتار دختران می گذارند. متاسفانه استدلال اخیر فقط محدود به بخشی از جامعه ای که  فقر فرهنگی دارد نیست و حتی می بینیم که در سیستم انتظامی کشور  با دخترانی با پوشش شادتر  به اتهام تحریک مردان برخورد می شود به جای آنکه سخت بیایستیم و بگوییم اگر زنی فاحشه هم بود هیچ مردی حق ندارد برای او مزاحمت ایجاد کند و یا با رفتار بیمارگونه  برخی مردان برخورد کنیم تا آنکه طرف مقابل را به تحریک متهم و او را تنبیه کنیم.
شاید هم ریشه این مزاحمتها در خانواده ها باشد جایی که پسرها و دخترها نمی آموزند چگونه با جنس مخالف خود رفتار کنند یا با آنها ارتباط برقرار کنند در واقع بسیاری از جوانان از هیچ منبع قابل اعتمادی رفتار و برخورد با جنس مخالف را نمی آموزند و تنها معلمشان شاید بچه های محل  و دوستانشان باشند. اینجاست که پسرهای که حتی مایل به ارتباطی مثبت و ذاتی با جنس مخالف هستند به جای پیشنهادی مودبانه با تیکه های کلامی مضحک برای شروع ارتباط  استفاده میکنند یا دخترانی که ارتباط با جنس مخالف را در کنار خیابان و سوار شدن در ماشین پسران  دنبال میکنند. مشکل از پسران و دختران جوان نیست مشکل آنجاست که آنها نمی دانند چه کنند و کسی هم حاضر نیست بپذیرد که باید طرز برخورد و رفتار با جنس مخالف را به ایشان یاد داد. جامعه ای که هنوز دختران جوان را با ترساندن از آزارهای خیابانی به انتخاب پوشش به اصلاح خود مناسب تر مجبور می‌کند یک جای کارش می لنگد.
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 2:53  توسط علیرضا  | 

سالها قبل  زمانی که نه از اینترنت در ایران خبری بود و نه از کامپیوترهای پرقدرتی که بازیهای سه بعدی را اجرا میکنند نوجوانان و جوانان علاقمند به کامپیوتر  تکنولوژی را با کمودور 64 ( Commodor 64 ) و آمیگا 500 ( Amiga 500 ) تجربه می‌کردند. کامپیوترهای پی سی (نسلی که به سازگار به آی بی ام مشهور است ) آن زمان گران بودند و بیشتر در دفاتر اداری کاربرد داشتند. محصولاتی مانند کمودور و آمیگا به دلیل ارزانی و فراوانی بازیهای کامپیوتری برای آنها بیشتر مورد توجه جوانان بود. کار با این کامپیوترها نیاز به تخصص خاصی نیاز داشت و در ضمن به تلوزیون هم وصل می شدند که در هزینه خرید و استفاده از آنها بسیار موثر بود. کمودور بخصوص به دلیل ارزانتر بودن بسیار مورد توجه علاقمندان بازیهای کامپیوتری بود. آمیگا نیز محبوب گرافیستها و علاقمندان موسیقی بود. مجله ای نیز در آن زمان به نام کامپیوترهای خانگی  منتشر می شد که پر بود از روشهای نسوز کردن بازیها، معرفی بازیهای جدید، ترفندها و آموزش استفاده حرفه ای تر از کمودور یا آموزش کار با نرم افزارهای تحت آمیگا و ساخت تصاویر گرافیکی و انیمیشن با آمیگا .
در هر دوی این کامپیوترها امکان برنامه نویسی وجود داشت و بیسیک که بصورت توکار در کمودور وجود داشت و کارتریجهای برای نسخه پیشرفته تر بیسیک آن نیز در بازار بود و آمیگا نیز اگرچه چندان برای برنامه نویسی استفاده نمی شد اما به خاطر دارم که زبانهای بیسیک و سی برای سیستم عامل آن که ورک بنچ نام داشت و مانند سیستمهای عاملهای امروزی از یک محیطی گرافیکی  بهره می برد وجود داشت. من شخصاً اولین کدهای بیسیک خود را با کمودور و نخستین کد سی را نیز با لتیس سی آمیگا نوشته ام. در آن زمان اجرای چند خط برنامه که مثلا چند دایره رسم می‌کرد برای من و دوستان اهل کامپیوترم بسیار هیجان انگیز بود.
امروز که به مشخصات فنی این کامپیوترها نگاه میکند فاصله آنها را با کامپیوترهای بسیار زیاد می بینیم. کمودور 64 از CPU با سرعت تنها یک مگاهرتز  (سرعت کلاک کامپیوترهای امروز به گیگا هرتز است که بیش از هزار مگاهرتز است) بود. همچنین رم آن 64 کیلو بایت بود که در مقایسه به یک یا چند گیگا بایت رم کامپیوترهای امروز بسیار بسیار اندک است. دقت تصویر آن یا به اصلاح گرافیک آن تنها  320 پیکسل در عرض و 200 پیکسل در طول بوده است. امروزه بسیاری از دستگاههای موبایل از سی پی یو و  گرافیک بهتری از کمودور 64 بهره می برند. کمودور 64 بصورت پیش فرض بدون دیسک درایو (چه فلاپی و چه هارددیسک) بود و معمولا با نوار و با استفاده از تیپ نرم افزارها و بازیها به حافظه این کامپیوتر منتقل می شد.

تصویری از  Commodore 64 و صفحه نخست آن
تصویری از کمودور ۶۴ و صفحه اول آن پس از روشن شدن

آمیگا البته از مشخصات سخت افزاری بهتری برخوردار بود. سرعت کلاک سی پی یو استفاده شده در آمیگا 500 نیز تنها هفت مگاهرتز بود ( هفت برابر کمودور و حداقل 145 برابر کمتر از کامپیوترهای ضعیف امروزی) . این کامپیوتر 512 کیلو بایت رم داشت و در دقت تصویر 640x256   یا 640x512 را پشتیبانی می کرد. آمیگا بخصوص نسل  1200 آن تا مدتها از لحاظ گرافیکی و موسیقی از کامپیوترهای پی سی آن زمان جلوتر بودند. آمیگا 500 مانند کمودور 64 هارددیسک نداشت اما یک فلاپی درایور توکار داشت و  در آمیگا 600 هارددیسک نیز اضافه شده بود.

تصویری از AMIGA 500 و صفحه سیستم عامل آن
تصویری از آمیگا و سیستم عامل آن

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 2:36  توسط علیرضا  | 

شاید هر روز نام چند محله تهران را بشنویم بی آنکه بدانیم چرا به این نامها معروف شده اند.  با استفاده از منابعی چون کتاب اول و ویکی پدیا و دیگر منابع در وب اطلاعاتی درباره نام برخی محله‌های تهران اطلاعاتی گردآورده ام که در ادامه می خوانید.

سید خندان
سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی‌های او زبانزده مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.
فرمانیه
در گذشته املاک زمینهای این منطقه  متعلق به کامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما  فروخته شده است.
فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.
شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های  مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.
آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه  بوده،  او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.
اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.
جماران
زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی  معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ‌های بزرگ به دست می آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، یعنی محل به‌دست آمدن جمر نامیده‌اند.
پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده‌ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است‌.
جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.
داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش‌، میرزا داودخان‌، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت‌.
درکه
اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته اند.
دزاشیب (در نزدیکی تجریش)
روایت شده است که  قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.
زرگنده
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه  ییلاق کارکنان روسیه  بوده است.
قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه "قله‌" و "ک‌" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله‌، مخفف کلات به معنای قلعه است‌. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه‌های لشگرک‌، ونک و شمیران بوده است‌، به آن( قله- هک) گفته شده است‌.
کامرانیه
زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین‌های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.
محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.
نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت‌) ؛"ور" (صاحب‌) و "ان‌" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت‌.
ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می‌شود.
یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید. 
پل چوبی
 قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.
شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است  و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین  برخی نیز  معتقدند که‌ یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.
گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) میباشد.
منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده‌است.
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 17:27  توسط علیرضا  |