تبليغاتX
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
 
 
دیروز در یک گردش تفریحی بانکی سری به چند بانک خصوصی زدم ، دو هدف داشتم یکی اطلاع از وضعیت بانکداری اینترنتی و امکاناتی که این بانکها در این زمینه ارائه می‌کنند و دیگری اطلاع از انواع حسابهای عرضه شده توسط این بانکها و سود پرداختی بود. تجربه قبلی ام در مورد بانکهای دولتی چندان راضی کننده نبود بخصوص در زمینه بانکداری اینترنتی بسیاری از کارمندان شعب مختلف بانکهای دولتی اطلاعات کاملی نداشتند.
در این گردش بانکی سری به بانکهای پارسیان،پاسارگاد، افتصاد نوین و سامان زدم. اول از بانک سامان شروع کردم. در شعب این بانک یک باجه مخصوص برای اطلاع رسانی بود و خانم جوانی با حوصله اطلاعاتی  که در این زمینه می‌خواستم را در اختیارم قرار داد. تجربه چنین برخوردی را در دیگر بانکهای خصوصی نداشتم و دیگر بانکها حداقل در شعبی که من به آنها سر زده بودم فرد یا باجه ای مانند بانک سامان برای راهنمایی مشتریان وجود نداشت و با یکی از متصدیان باجه های بانکی که وقت آزاد تری داشت صحبت کردم البته برخورد همه آنها خوب بود در شعب بانک پارسیان و اقتصاد نوین متصدیان اطلاع زیادی در مورد بانکداری اینترنتی نداشتند و تنها کاتالوگی در اختیارم گذاشتند  در یکی از بانکها نیز حتی کاتالوگی برای توضیح و سود پرداختی حسابها وجود نداشت و متصدی آنرا روی کاغذ برای من نوشت.

دو نکته جالب توجه در این گردش مشهود بود، یکی شبیه بودن سود بانکی در تمام این بانکها همه آنها از 9 درصد سود برای حساب سپرده کوتاه مدت شروع می کردند و در دیگر سپرده های شش ماه تا 5 ساله تقریبا سودهای مشابهی می‌دادند که شاید تفاوت حداکثر در یک درصد در برخی از حسابها بود. همچنین اکثر آنها شیوه ای برای عرضه سود  نوزده درصد ( که معمولا در حسابهای پنج ساله عرضه می شود) بصورت سالیانه (و پرداخت سود در پایان هر ماه) داشتند که با اسمهایی مثل اوراق سپرده نامگذاری شده بود. و به همین ترتیب در اکثر این بانکها شما میتوانستید حساب سپرده ای داشته باشد که بصورت 16 یا 16.5 درصد سود دریافت کنید و هر وقت خواستید پول خود را برداشت کنید و اگر سپرده شما بیش از یکسال در بانک باشد این سود 19 یا 19.5 درصد می شد. همچنین در تمام حسابهای سپرده بیش از شش ماه  (شاید به عنوان یک نقطه ضعف) امکان افزایش سپرده دیگر وجود نداشت و در صورت تمایل مشتری بایستی مجددا یک حساب دیگر باز می کرد. من دقیقا نمی‌دانم که آیا این شیوه و میزان پرداخت سود یک دستور  از بانک مرکزی است یا خیر! ولی اگر قرار باشد سود پرداختی و نوع حساب همه این بانکها مشابه باشد دیگر تفاوت خاصی بین این بانکها وجود ندارد و در واقع رقابتی در زمینه پرداخت سود بیشتر وجود ندارد و شاید تنها عامل انتخاب این بانکها توسط مشتری نزدیکی شعبه یکی از بانکها به محل سکونت یا کار و یا تفاوتهای جزئی در برخی خدمات این بانکهاست.

اما نکته مهم دیگر  که به نظرم یک نقطه ضعف بزرگ برای بانکداری اینترنتی در ایران است عدم امکان وجه بین حسابهای بانکی بین بانکهای مختلف است. بدین معنا که شما اگر حسابی در مثلا بانک پارسیان داشته باشید فقط می‌توانید به حساب فرد دیگری در همان بانک وجه واریز کنید و حال فرض کنید اگر شما نیاز واریز پول به حساب افرادی  در بانکهای مختلف داشته باشید (مثلا کارمندان شرکت) محبور هستید یا در تمام این بانکها حساب داشته باشید یا آنها را مجبور به افتتاح حساب در یک بانک خاص کنید. البته در آخر شب در سایت بانک سامان دیدم که خبر از امکان انتقال وجه از طریق اینترنت به کارت عابر بانک چند بانک دیگر داده بود که از قرار این سرویس آنقدر جدید هست که خانم کارشناسی که در شعبه بانک سامان بود نیز از آن اطلاع نداشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 3:37  توسط علیرضا  | 

راستش می‌خواستم درباره والنتاین بنویسم، درباره روزی که در فرهنگ ما نبوده از جای دیگر آمده و فرهنگ مصرفی امروز دوباره آنرا زنده کرده است برای سودی بیشتر، درباره اینکه عشق ربطی به آنهمه قلبهای تزئینی و  عروسکهای پفکی نداره اما به ذهنم رسید که شاید باید عشق را در لبخند گرفتن یک هدیه ، یک قرار ساده ، خنده های پشت تلفن یا نگاهی معنادار جستجو کرد. عشق شاید دلتنگی های شبونه باشد، شاید یاد اون لبخند یا برق چشمهایی که انگار همیشه با تو اند یا دلتنگی جدایی به فاصله عبور از عرض خیابان باشد. عشق هرچه باشد خوب یا بد ، به وصال برسد یا نه ، ارزش تجربه شدن را دارد. راستی زندگی چه ارزشی دارد بدون تجربه آن گریه های دلتنگی یا لبخندی که دلت برایش پر بکشد؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 5:39  توسط علیرضا  | 

برخی معتقدند وجود ندارد! منظورشان همان عشق در یک نگاه است برخی می‌گویند هوس است و برخی نیز از تجربه خود از چنین عشقی می ‌گویند. در حالیکه برخی از روانشناسان معتقدند که نبایستی به چنین حسی چندان اعتماد کرد گروهی از دانشمندان چندی پیش در مقاله ای  مدعی شده بودند که انسانها می‌توانند تنها در چند ثانیه اول دیدن فردی به او علاقمند شوند.

بدون آنکه بخواهم تاکیدی بر عشق در یک نگاه داشته باشم همیشه برای من سوال بوده است که چرا دیدار چند لحظه ای برخی آدمها (و فقط برخی آدمها و طبیعتا از جنس مخالف) برای مدتها، روزها یا حتی هفته ها در ذهن فرد باقی می ماند؟ در بسیاری از مواقع حتی امیدی به ارتباط بیشتر یا آینده ای با فرد مقابل نیست (مثلا مشاهده فرد در خیابان یا مترو ) ولی یاد یک نگاه گذری روزها و هفته همراه با حسی از تعلق و ستایش در ذهن فرد تکرار می‌شود. آیا زیبایی فرد مقابل باعث ایجاد این حس شده است؟ اگر اینگونه بود مثلا بسیاری از مردان یا زنان عاشق  زنان یا مردان مدل می‌شدند یا با دیدن هر فرد زیبای از جنس مخالف چنین حسی را تجربه می‌‌کردند البته احتمالا افرادی با زیبای بیشتر از شانس بیشتری در این زمینه برخوردارند اما در واقعیت زندگی و آنچه در تجربه شخصی و یا از تجربه دوستان یا اطرافیان شنیده‌ایم نشان از دارد که چنین حسی صرفاً به خاطر زیبایی خاص (از نوعی زیبای مردان یا زنان مدلهای لباس یا تزئینات) نیست.

ضمن آنکه واقعا مایلم نظر شما را نیز بدانم فرضیه شخصی من (البته بدون تاکید بر صحت علمی آن) این است که احتمالا ذهن ما شباهتهایی بین فردی که دیده ایم با الگوهای فرد ایده آل در ضمیر ناخودآگاهمان می بینید (در خودآگاه الگوهای فرد ایده آل ما ممکن تحث تاثیر رسانه‌ها و جامعه بوده و متغیر باشد)  و این قضیه باعث ایجاد تغییرات بیوشیمیایی و ایجاد یک نوع حس هیجان مثبت می شود که مانند لذت استفاده از برخی مواد مخدر در ذهن باقی مانده و با یادآوری آن (چه بصورت ارادی یا غیر ارادی) در روزهای آتی به نوعی احساس هیجان تکرار می‌شود.

در بخش پایانی بد نیست اشاره ای به داستان  یک جوان نیویورکی داشته باشم (این داستان در برخی وبلاگهای فارسی نیز چندی قبل منتشر شده بود)، پاتریک  عاشق دختری شد که تنها در نگاهی در مترو دیده بود اما همین نگاه  کافی بود که پاتریک دل به دختری ببازد که حتی نام او را نیز نمی دانست. این عاشق نیویورکی برای پیدا کردن دختر رویاهایش سایتی درست میکند و یک نقاشی از خودش و دختر ایده آلش در آن می گذرد تا شاید دختر آنرا ببنید و راهی برای برقراری تماس ایجاد شود. سایتی که پاتریک درست کرده به سرعت مورد توجه وبلاگ نویسان و کاربران اینترنتی قرار گرفت و کار به کانالهالی تلویزیونی هم رسید و بالاخره شانس درخانه پاتریک را زد و دختر مورد علاقه اش هم آگاه شد و آنها به یکدیگر رسیدند.(لینک خبری در همین زمینه)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 3:21  توسط علیرضا  | 

اظهارت آقای اردوغان نخست وزیر ترکیه در محکوم کردن کشتار مردم غزه توسط اسرائیل حرکتی قابل توجه است. هنگامیکه که متن کامل اظهارات اردوغان (نخست وزیر کشوری که از بزرگترین شرکای استراتژیک و اقتصادی اسرائیل در منطقه است ) را می‌خواندم به یاد راهپیمایی هر ساله ارامنه ایران در محکومیت نسل کشی ارامنه در ترکیه افتادم، کشتاری که توسط حکومت وقت ترکیه در سال 1915 بر علیه ارامنه صورت گرفت و با وجود مدارک و اسناد فراوان و همچنین  تایید آن در سازمان ملل  و دهها کشور دنیا تاکنون توسط دولت ترکیه رد شده است. همین چندی قبل بود که خبرگزاری جمهوری اسلامی به نقل از اردوغان نقل کرد که  ترکيه در قبال ارامنه جرمی مرتکب نشده تا عذرخواهي کند (ایرنا مهر 87)   تکذیب و رد کشتار ارامنه دولت ترکیه همواره مورد اعتراض کشورهای دیگر و بخصوص اتحادیه اروپا و سازمانهای حقوق بشری بوده است و اگر حتی بپذیریم که ترکیه در تکذیب این کشتار منافعی دارد غم انگیز خواهد بود که بدانیم حتی در ایران ما نیز برخی از ترکها (یا آذریها)  چنین مواضعی دارند و حتی این فاجعه را افسانه می‌خوانند. بخصوص آنکه پس از مناقشه قره‌باغ اختلافات بین ترکها و ارامنه بیشتر شده است.

کشتار ارامنه توسط حکومت وقت ترکیه را می‌توان یکی بزرگترین نسل کشی ها در ابتدای قرن بیستم دانست. سیاست حاکمان  ترکیه در ابتدای قرن با گرایشهای پان ترکیسم گره خورده بود و رویای امپراتوری بزرگی در سرزمینهای ترک نشین و برتری جویی مذهبی و قومی در بین مقامات امپراطوری عثمانی و فرصتی که به دلیل جنگ جهانی اول ایجاد شده بود زمینه کشتاری برنامه ریزی برعلیه ارامنه در سال 1915 شد .کشتاری به روایتی به قتل و عام یک و نیم میلیون ارمنی و آزار،کوچ اجباری و بیگاری از ارامنه انجامید.

اطلاعات بیشتری در مورد این واقعه می‌توانید از منابع زیر پیدا کنید.

سازمان ملل و بسیاری از کشورهای دنیا  کشتار ارامنه را به رسمیت شناخته و در کشورهای متعددی روزی در یادبود این واقعه وجود دارند و حتی بخشی از روشنفکران ترکیه نیز چنین واقعه ای را تایید کرده اند و از طرفی دولت ترکیه و همچنین برخی از ترکها همچنان این واقعه را رد کرده و  کم و بیش مطالبی در برخی رسانه های ترک در رد و افسانه خواندن این واقعه منتشر شده است. برخی از کسانی که واقعه را رد می‌کنند دلیل این واقعه را شورش و خشونت ارامنه در آن سالها عنوان میکنند و برخی دیگر با بهانه کردن خشونت علیه ترکها در مناقشه قره باغ (که البته سالها بعد اتفاق افتاده است) به نوعی سعی در توجیه این مسئله دارند.
به هر حال اسناد متعددی وجود دارد که نشان از خشونتی غیر انسانی بر علیه زنان،کودکان و ارامنه بی دفاع دارد و حتی اگر ابعاد این فاجعه را چونان که ارامنه مدعی آن هستند ندانیم حداقل می‌توانیم به این باور برسیم که شکلی از خشونت برعلیه بشر آنهم به دلیل قومیت و نژاد توسط حکومت وقت ترکیه اتفاق افتاده است.البته هیچ کس نسل امروز ترکیه یا دولت کنونی ترکیه را عامل این کشتار نمی‌داند و آنها را سرزنش نمی‌کند اما متاسفانه این فاجعه انسانی در هیچ شکلی از آن توسط دولت ترکیه تاکنون پذیرفته نشده است و  دولتمردان ترکیه چشمان خود را بر یکی از غم‌انگیرترین فجایع انسانی قرن بیستم بسته اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 1:56  توسط علیرضا  | 

در امکانی جدیدی که در blogfa.com فعال شده است، کاربران می‌توانند مطالب خود را در نرم افزار Word یا Live Writer بنویسند و از همان محیط مستقیما مطلب خود را در وبلاگشان منتشر کنند.
رابط  MetaWeblog شیوه ای رایج برای ارتباط با سرویسها یا ابزارهای وبلاگ نویسی است که براساس XML و سرویسهای وب است و نرم افزارهایی مانند نسخه 2007 مایکروسافت ورد یا لایو رایتر نیز از این رابط پشتیبانی می‌کنند و البته هر برنامه نویسی هم میتواند براساس این رابط یک برنامه جدید برای ارتباط با ابزار یا سرویس وبلاگ مورد علاقه خود بنویسد.

در نرم افزارها Word 2007 میتوانید از دکمه آفیس گزینه پابلیش و سپس گزینه وبلاگ را انتخاب کنید البته در ادامه نیازمند ساخت یک اکانت هستید که به معنای تنظیمات رابط سرویس وبلاگتان است که می‌توانید در آنجا و در بین سرویس های وبلاگ  Other را انتخاب کنید و پنجره ظاهر شده در برابر API گزینه  Metaweblog و در Blog Post Url آدرس http://www.blogfa.com/api/metaweblog.ashx را وارد کنید.

در Live Writer نیز در منوی Blogs گزینه Add blog account را انتخاب و در بین سرویسهای وبلاگ Other blog service را انتخاب و در پنجره بعدی آدرس اصلی وبلاگ و نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد کنید و در صفحه بعدی  از فهرست Provider ها گزینه Metaweblog API را انتخاب و در بخش Remote posting URL آدرس http://www.blogfa.com/api/metaweblog.ashx را وارد کنید.

مدتها بود که علاقمند بود این امکان را به سایت اضافه کنم اما نکته ای که برایم مهم بود عدم استفاده از کتابخانه های آماده ای بود  که حجم برخی از آنها نیز بسیار بالا بود . نوشتن  و اضافه کردن کدهای که بتواند Metaweblog API را پشتیبانی کند  وقت و زحمت بیشتری می طلبید اما ارزشش را داشت. این مطلب نیز در لایو رایتر نوشته شده و منتشر می‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 18:24  توسط علیرضا  | 

چند روز پیش که رضا شکراللهی با من تماس گرفت و از فیلتر شدن هفتان خبر داد ، صدا و  احساسش برایم آشنا بود . دوستان زیادی در بین مدیران سایتهای ایرانی دارم که سایت برخی از آنها فیلتر شده است و معمولا در این مواقع با هم تماس داشته ایم و تقریبا همه آنها احساس مشترکی داشته اند. این احساس برای من بسیار آشناست آن زمانی که سایت پارسیک چند سال قبل برای مقطعی فیلتر شد و این قضیه حداقل یک مرتبه دیگر نیز تکرار شد و یا زمانی که یکی از سایتهای جدیدم در زمینه جستجو تنها چند هفته بعد از راه اندازی و برای همیشه فیلتر شد و چند باری که بصورت مقطعی بلاگفا فیلتر شده است و بار آخر حتی در فاصله یک رفرش صفحه این اتفاق افتاد.

فیلتر شدن یک کابوس است ،  صفحه فیلترینگ شبیه بوق پایان کار برخی کارخانه هاست. کار تمام است بروید خانه .... آرزوها و نتیجه کار را هم با خود ببرید از فردا همه در مرخصی هستید!

جالب است که چه شما از سایتی درآمد کسب کنید و چه تنها یک کار حاشیه ای و حتی از تفریحاتتان باشد باز هم فیلتر شدن (چه به دلیل مشکلات نرم افزاری سیستم فیلترینگ و چه تصمیم خاص در این زمینه) برایتان سنگین و غم انگیز خواهد بود و احساس عجیبی  پس از رویت صفحه فیلترینگ به شما دست خواهد داد و هر چقدر وابستگیان به سایت بیشتر باشد احساس شکست را بیشتر حس خواهید کرد.
اگرچه مانند روزهای اول فعالیتم در وب مخالف صد در صد فیلترینگ نیستم و برخی اوقات حتی دلیل برخی فیلترشدنها را درک میکنم اما در هر حال هنوز به صفحه فیلترینگ همان احساس ترس و عصبانیت را دارم. بخصوص برای کسانی که تجربه فیلتر شدن سایت خود را قبلا (حتی بصورت مقطعی) داشته اند این حس ماندگارتر است. اعتراف میکنم بسیاری  اوقات که از خواب بیدار می شوم اولین کاری که به ذهنم می‌رسد چک کردن سایت است برای آنکه احیانا فیلتر نشده باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 7:37  توسط علیرضا  |