تبليغاتX
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
 
 
بله، امروز تولدم است! سی و یک ساله شدم! اوه پسر موهای سفید رو نگاه!  اما جدا از شوخی سی سالگی که خوب بود چشم انداز سی و یک سالگی هم خوب است.
یک سال دیگر از عمرم را در پیش رو دارم و امیدی برای بهتر زیستن ....
+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 16:14  توسط علیرضا  | 

تحولی بزرگ در وب فارسی رخ داده است. خبری خوشحال کننده که میتواند ابعاد جدیدی را برای استفاده از اینترنت بین کاربران فارسی زبان همراه داشته باشد.  زبان فارسی به سرویس ترجمه گوگل اضافه شد و معنا و مفهوم آن این است که میتواند متن یا صفحات وب به زبانهای مختلف بخصوص انگلیسی را به زبان فارسی ترجمه و مطالعه کرد.شاید در مقدمه نتیجه ترجمه گوگل فوق العاده و دلچسب نباشد اما در حد زیادی میتواند کمک کند که خواننده مفهوم متن را متوجه شود.
تاکنون شاهد چند نرم افزار ترجمه انگلیسی به فارسی بوده ایم حتی نسخه ای که وب سایتها را نیز ترجمه می کرد اما ارائه چنین خدماتی در بصورت رایگان و آنلاین در سرویس ترجمه گوگل قابل ستایش و بسیار کاربردی است.
از این پس بسیاری از کاربران فارسی زبان که تسلط به زبان انگلیسی ندارند میتواند از حجم بالای از اطلاعات به زبان انگلیسی ( برای نمونه ویکی پدیا انگلیسی) استفاده کنند و حتی آنها که با زبان انگلیسی آشنایی بیشتری دارند در زمان خود صرفه جویی کنند. و در عین حال کمک بزرگی برای کاربران غیر فارسی زبان نیز هست آنها نیز میتوانند صفحات فارسی مانند وبلاگها یا سایتهای خبری را به زبان خود ترجمه و با آنچه کاربران فارسی نوشته یا می خوانند آشنا شوند.

صفحه سرویس ترجمه گوگل

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 12:26  توسط علیرضا  | 

شاید بتوان گفت همواره در بخش قابل توجهی از جامعه که درآمد پایینی دارند نوعی نفرت از ثروتمندان وجود دارد و  در قرن اخیر شاهد آن بوده ایم  که برخی نهضتهای فکری و سیاسی نه تنها به این مسئله دامن زده اند بلکه این طرز تفکر را عاملی برای رسیدن به اهداف خود قرار داده اند و سوار بر این موج نفرت اهداف سیاسی خود را دنبال کرده اند و  میتوان نمونه های متعددی در این زمینه را در فعالیت نهضتهای کمونیستی در برخی کشورهای جهان دید.
حال سوال اساسی اینجاست که آیا ثروتمند بودن بد است؟ اینکه فردی یک اتومبیل بسیار اشرافی و مدرن سوار است و خانه ای بزرگ و زیبا در بهترین نقطه شهر دارد و من یا شما ممکن است فقط در رویا چنین چیزهایی را ببنیم؟ میتوانیم کارگری که تمام روز کار میکند را تصور کنیم که حتی در پرداخت هزینه های سطح زندگی حداقلی خود ناتوان است و از طرفی ثروتمندی که اکثر روزها را به تفریح و مسافرت و خوشگذرانی صرف میکند و شاید بخش ناچیزی از رنج و زحمت کارگر اشاره شده را نکشیده باشد و بعد به این نتیجه برسیم که چرا فقیر و غنی وجود دارد؟ و وجود چنین فرقی را بی عدالتی دانسته و البته از ثروتمندان متنفر شویم. اما در کنار این طرز تفکر می توانیم به این نیزفکر کنیم  که فردی که زحمتی برای فراگیری تخصص نکشیده است و یا صاحب هنر و خلاقیت خاصی نیست بایستی با فردی که سالها تحصیل کرده یا فردی خلاق و یا دارای هوش تجاری است میتوانند دو سطح متفاوت از زندگی را تجربه کنند. البته خوب میدانیم که همه ثروتمندان  افرادی بی هنر و تماماً در حال تفریح نیستند و البته بخش قابل توجهی از آنها نیز ثروتی بیش از توان و هنر خویش دارند.
در واقع ثروتمند بودن بد نیست به شرطی که ثروت فرد از شیوه ای معقول و بدون فریب مردم، انحصار طلبی، شیوه های ناجوانمردانه مانند احتکار ، رقابت ناسالم و استفاده از رانتهای خاص دولتی ایجاد شده باشد و جالب آنکه این وظیفه حکومتهاست که شرایطی را برای کسب سالم ثروت فراهم کنند و در چنین شرایطی ثروت اندوزی و ثروتمند بودن بد نخواهد بود همچنین در سیستم  درست اقتصادی فردی با درآمد بالاتر مشارکت بیشتری در تامین هزینه های دولت از جمله برنامه های حمایتی دولتها از بخش فقیر جامعه خواهد داشت. فردی با درآمد بالاتر مالیات بیشتری پرداخت خواهد کرد و همچنان که در بسیاری از کشورهایی با اقتصاد بازار آزاد مرسوم است قشری که درآمد بالاتری دارد درصد بیشتری از درآمد خود را به عنوان مالیات پرداخت خواهد کرد. همچنین وجود ثروت باعث رونق بیشتر اقتصاد نیز خواهد شد و به عنوان نیروی محرکه ای برای توسعه صنعت و بازار خواهد بود.
با توجه به آنچه که در بالا اشاره شد مقصود آن است که دولتها و دولتمردان نبایستی مردم کم درآمد جامعه را برعلیه ثروتمندان بشورانند یا ثروتمند بودن یا حتی اشرافی زندگی کردن  را به عنوان شیوه زندگی ای ناپسند نکوهش کنند و چه بسا بایستی جامعه را تشویق به کسب درآمد بیشتر و استفاده از شیوه های درست تجاری و اقتصادی برای افزایش سطح درآمد و ثروت کرد. وظیفه حکومتها و دولتها نیز ایجاد شرایطی است که فرد یا افرادی با شیوه های نادرست ثروتمند نشوند و در عین حال بستر مناسبی را برای کسب ثروت از طریق شیوه های مناسب برای عموم افراد جامعه فراهم کند.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 7:39  توسط علیرضا  | 

فارغ از آنکه چه کسی رئیس جمهور آتی خواهد شد و با توجه به برداشتم از آنچه در این سالها در زمینه فن آوری اطلاعات توسط نهادهای دولتی و حکومتی صورت گرفته است انتظار دارم تا تغییراتی که به بخشی از آن در ادامه مطلب اشاره شده  در روند اجرای برنامه های دولت در حوزه فن آوری اطلاعات در دولت بعدی صورت گیرد.

1. توجه دولت به بخش زیر ساخت و عدم ورود دولت به بخشی که در توانایی بخش خصوصی است
بسیار مهم است که دولت سرمایه گذاری خود در این زمینه  را متمرکز به توسعه زیر ساخت و جایی که بخش خصوصی یا توان فعالیت در آن را ندارد یا بازدهی مناسبی در آن نمی بیند کند. برای مثال شاید بخش خصوصی علاقه ای به سرمایه گذاری و کشیدن  فیبر نوری بین شهرها به دلیل عدم توان یا نبود بازدهی مالی مناسبی نداشته باشد و این جایی است که بخش دولتی بایستی با قدرت وارد عمل شود. دولت بایستی بر این تمرکز کند که اینترنت را با سرعت و هزینه مناسب برای عموم شهروندان فراهم کند. همچنین در بخش اینترنت پرسرعت هم اگر چه انتظار ندارم که دولت با بخش خصوصی رقابت کند اما میتواند چهارچوبی برای سرعت و میزان توسعه در هر منطقه و شهر برای بخش خصوصی فراهم کند و تمام تلاش خود را برای همکاری با بخش خصوصی انجام دهد اما اگر بخش خصوصی به هر دلیلی با سرعت مناسب برنامه ها و روند توسعه را طی نکرد خود دولت شرایط را فراهم کند. در دولت پیشین و کم و بیش در دولت فعلی بودجه قابل توجهی برای مواردی اختصاص داده شد که بخش خصوصی به راحتی از پس آن بر می آمد و در واقع دولت با تزریق نه چندان با حساب و کتاب پول تحت عنوان حمایت از بخش خصوصی و توسعه آی تی تنها یک بخش خصوصی محتاج به پولهای دولت را تقویت کرده است. رونق مصنوعی در این بخش هم با توقف کمک مالی متوقف شده است و البته با نگاهی دقیق تر میتوان متوجه شد که بخش کوچکی از شرکتهای خصوصی بخش بزرگی از این کمکهای مالی را دریافت کرده اند و مثلا شرکتهای نزدیک به منابع مالی دولتی بخش قابل توجهی از پول را جذب کرده اند و بدین معناست که دولت در رقابت بین بخش خصوصی اختلال کرده و بخش خاصی را حمایت کرده است. به عنوان یک کارشناس نرم افزار خوب می دانم که راه اندازی یک سایت یا نرم افزار هرچقدر هم بزرگ باشد هیچ نیازی به کمک دولتی ندارد و در توان شرکتهای خصوصی هست . البته بخش خصوصی همواره مایل است از دولت کمک بگیرد اما وظیفه دولت کمک مالی به بخش خصوصی آنهم در زمینه های که بخش خصوصی واقعا نیازی به آن ندارد نیست بلکه حمایت و نظارت برای یک شکل گیری یک رقابت سالم در بخش خصوصی است.

2.شوراها جمع شوند!
اگر نگاهی به اخبار فن آوری اطلاعات داشته باشید نام مجموعه ای از شوراهای مختلف را خواهید دید که به نوعی یا خود را متولی حوزه آی تی می دانند یا در حال تصمیم گیری و یا خرج پولهای دولتی در این بخش هستند. برخی از شوراها دقیقا اهداف یا وظایف موازی دارند و به برخی دیگر اصلا نیازی نیست. به نظرم دولت باید در مورد حذف این شوراها اصرار بورزد. شخصا فکر میکنم در بخش فنی و علمی وزارت ارتباطات میتواند متولی باشد و برنامه های توسعه آی تی در کشور را با توجه به توان،امکانات و بودجه خود طراحی و پیاده سازی کند و نیازی به چندین شورای موازی در این زمینه نیست. اگر هم قرار است حمایت خاصی از برخی محصولات فرهنگی مثل نرم افزار یا سایتهای مذهبی شود فکر میکنم یک معاونت وزارت ارشاد بتواند در این زمینه فعالیت کند و نیازی به چندین شورا یا سازمانهای مختلف با بودجه های آنچنانی نیست.

3.اصلاح دید مسئولان !
بله واقعا به این امر نیازمند هستیم! مسئولین یا نهادهای که فکر میکنند سرعت اینترنت برای کاربر خانگی بایستی محدود باشد و در حالیکه هیچوقت دلیل آن را مشخصاً ذکر نمیکنند و تنها آنرا به این مثال که این سرعت برای دسترسی به یک کتاب دیجیتال کافی است توجیه میکنند. این نوع دید و نگاه به فن آوری در نوع خود منحصر به فرد است حداقل اگر دلیل منطقی خاصی پشت چنین تصمیمی است بایستی به اطلاع مردم برسد.

4.فیلترینگ و پاسخگویی
فعالیت من در اینترنت از قبل اجباری شون فیلترینگ توسط شرکتهای سرویس دهنده اینترنت آغاز شده بود و تقریبا در هر دوره ای به نوعی با آن درگیر شده ام و اگرچه مانند برخی مخالف صد در صد فیلترینگ نیستم اما همواره معتقد بودم فیلتر شدن بسیاری از سایتها یا اشتباهی یا ناشی از نوعی دید محدود بوده است. در چند سال اخیر شاهد پیشرفت خوبی در پاسخگویی نهاد فنی فیلترینگ بوده ام و حداقل بعد از مدتها یک ایمیل و شماره فکس برای پیگیری فیلترینگ اعلام شد و شخصا دهها مدیر سایت یا وبلاگ نویس را می شناسم که با مکاتبه با ایمیل نهاد مربوطه توانستند مشکل را متوجه و با رفع آن سایت یا وبلاگ خود را رفع فیلتر کنند. این به نظر من اقدام مثبتی بوده و چه خوب است که سعی شود در این زمینه اطلاع رسانی و تعامل با مدیران سایتها بیشتر شود. همین قضیه فیلتر شدن اخیر فیس بوک نمونه ای از کمبود اطلاع رسانی در این زمینه است و عدم اطلاع رسانی در مورد دلیل اصلی فیلترینگ این سایت باعث برداشتهای متفاوتی از دلیل فیلتر شدن آن شد.

5.اینترنت جایی برای اطلاع رسانی است!
در این چندان احزاب و گروههای سیاسی و همچنین اشخاص دولتی یا سیاسی خوب یاد گرفته اند که با راه اندازی سایتهای خبری به رقیب بتازند و یا هر فعالیت سیاسی خود را به اطلاع مردم برسانند. رئیس جمهور وبلاگ دارد و دولت هم چندین سایت اطلاع رسانی دارد اما فکر میکنم در کنار  خبرهای سیاسی یا درد و دل با مردم بتوان جایی برای شفافیت اقتصادی باز کرد اینکه وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و در واقع هر جایی که از بودجه دولتی سهم دارد متعهد شود جزئیاتی از هزینه ها ، مخارج و جزئیات مالی قراردادهای خود را منتشر کند اینگونه این شرایط برای مردم و کارشناسان ( که در شرایط معمول به اسناد مالی وزارتخانه ها و نهادها دسترسی ندارند ) فراهم می شود تا نظارتی بر مخارج سازمانها داشته و یا آنرا ارزیابی کنند و فکر میکنم این شفافیت اقتصادی  بیش از هر چیز به نفع نظام خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 3:10  توسط علیرضا  | 

در چند دهه اخیر جنبشهای اجتماعی متعددی برای رفع تبعیض، ایجاد برابری و ارتقاء حقوق زنان فعالیت کرده اند و حقیقت آن است که آنها نقش پر رنگی در دفاع از حقوق زنان داشته اند اما آیا تا به حال فکر کرده اید که لازم است فکری نیز به حال مردان کرد؟ آیا مردان از حقوق کافی و شایسته خود  در جامعه امروزی  برخوردار هستند؟ شاید بتوان استدلال کرد که چون حقوق زنان بیش از مردان نادیده گرفته شده است پس مردان از حقوق بیشتری برخوردار هستند اما من چنین فکر نمی کنم در واقع اگر در جامعه ای بخشی از حقوق یک جنسیت خاص نادیده گرفته شده چه بسا همین جامعه در جای دیگر برخی از حقوق جنس دیگر را نیز نادیده گرفته باشد.

آیا فکر میکنید مردان در جامعه امروز ما از حقوق کافی برخوردار هستند و به آنها ظلم نمی شود؟ حداقل یک  مورد آشکار در جامعه را میتوان نام برد که این تفکر را نقض میکند. تعداد زیادی از مردانی که به خاطر مهریه در زندان هستند یا سالها بخشی از درآمد خود را جهت پرداخت مهریه پرداخت میکنند نشان از نقصی در قوانین جامعه دارد. بله مهریه یک سنت بوده اما مقداری که امروز در عقدها  مرسوم است نیز جزو سنت است؟ آیا معقول است که کسی به خاطر ازدواج کردن به زندان بیافتد؟ و اگر این سنت را بپذیریم آیا مردان نسبت به همسر خود همان حقوقی را دارند که صدها سال قبل در زمان پرداخت مهریه به دست می آوردند؟ در واقع در زمانهای گذشته مهریه بهایی برای به مالکیت در آوردن یک زن بوده است و حالا میدانیم که اینگونه نیست و البته امروزه بخشی از جامعه آنرا به عنوان دست مایه یا پشتیبانی برای زن پذیرفته است. سالهاست که در مورد تغییر قوانین به نفع زنان یا جهت پذیرش حقوق بیشتر برای زنان شنیده ایم اما آیا وقت آن نیست که در مورد تغییر قوانین در دفاع از حقوق مردان بشنویم؟ قوانینی که التزامهای تحمیلی بر مردان در ازدواج را محدود و حداقل معقول کند  و همچنین قوانینی که از حقوق مردان در طلاق دفاع کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 18:4  توسط علیرضا  |