1.این تصویر بالا وبلاگ (هدر وبلاگ) چه معنی ای می دهد و چرا آنرا برای هدر وبلاگت انتخاب کردی؟
این تصویر کنایه ای است به تنهای ایم که گویی بصورت مداوم به آن دچارم و البته گاهی لذت بخش و گاهی آزار دهنده است.این تنهایی را البته ضعف نمی دانم و در واقع گاهی با عظمت هم هست. معنی این حرفم را کسانی که در تنهایی به کوه رفته اند بهتر می فهمند . همچنین این تصویر بیانگر یکی از اعتقادات من هم هست اینکه هر وقت به جایی رسیدی یا قله ای را در زندگی فتح کردی تازه به جایی می رسی که می بینی صدها یا هزاران قله دیگری نیز وجود دارند که بایستی فتح شوند لازم نیست بلندترین باشند یا نه، مهم این هست که آنها هستند و بایستی آنها را تجربه کنی.
2.علیرضا شیرازی از لحاظ سیاسی چگونه آدمی هست و چه گرایش سیاسی ای دارد یا به کدام جناح سیاسی نزدیک است؟
بی تردید اگر بخواهیم با تعاریف معمول ارزیابی کنیم علیرضا شیرازی اصولا فرد سیاسی ای نیست. سیاست و گروههای سیاسی جذابیت زیادی برای من ندارند و از طرفی بدون آنکه بخواهم وجود احزاب را نفی یا حتی نقد کنم به نظرم احزاب فی نفسه به دنبال کسب قدرت ، حضور در حاکمیت و کسب منافع هستند (بخصوص در کشور ما که احزاب از دل قدرت و دولت متولد شده اند) و از همین دیدگاه نیز به رویدادها و منافع کشور می نگرند که این گاهی با منافع اصلی مردم همخوانی ندارد. بنابراین برای همچون منی که اصولا قدرت سیاسی یا حضور در حاکمیت یا حتی کسب منافع از این طریق جذابیتی ندارد طرفداری یا حمایت از یک حزب یا گروه سیاسی نیز جذابتی ندارد به نظرم اگر هر کدام از ما سعی کند با توجه به رشته و تخصص و علاقمندی خود کار و شغل خود را بهترین شکل انجام دهد بزرگترین کمک را به کشور و مردم کرده است. اینکه چه دولت یا حکومتی دلخواه من است به نظرم در حال حاضر کشور ما به برنامه ای (نه شخص یا حزب خاص) نیازمند است که مشکلات اصلی کشور همچون فقر، اختلاف طبقاتی و بیکاری را رفع کند و در ضمن به حقوق شهروندان نیز احترام بگذارد.
3.آیا بلاگفا از طرف نهادی دولتی حمایت می شود یا با نهاد یا سازمان خاصی در ارتباط است؟
بلاگفا کاملا با سرمایه، وقت و انرژی شخصی من و حمایت های دوست و همکار خوبم روزبه هاشمی ها در شرکت OURIRAN که شرکتی خصوصی است راه اندازی و مدیریت می شود. تاکنون هیچ وام یا کمک بلاعوضی از نهادهای دولتی یا نیمه دولتی دریافت نکرده ایم و تداوم فعالیت بلاگفا براساس درآمد تبلیغات سایت بوده است. البته من نیز همانند بسیاری از وام یا کمک مالی بدم نمی آید اما با توجه به تجربه و آنچه تاکنون در بخش دولتی دیده ام (کاغذ بازی و ارتباطات خاص) تلاش کرده ام که هرگز وابسته به این کمکها یا وامها نباشم و به نظرم اینگونه در مدیریت سایت هم با استقلال بهتری میتوان عمل کرد.هزینه های خودم نیز از طریق برنامه نویسی و نوشتن پروژه سفارشی و درآمد تبلیغات بلاگفا تامین می شود. در مورد ارتباط با نهادهای حکومتی هم اگر بخواهیم واقع گرایانه به قضیه نگاه کنیم چنین سایتی با توجه به محتوای وبلاگهای زیر مجموعه خود مورد توجه سازمانهای دولتی یا مراکزی در حکومت قرار میگرد. یکی از دلایل ارتباط ما با بخش دولتی شکایت یا اعتراض آنها به محتوای وبلاگ خاصی بوده که درباره سازمان یا نهاد خاصی نوشته شده است که ما هم بررسی کردیم و در صورتی که براستی تخلف آشکاری صورت گرفته باشد آنرا مسدود کردیم . همچنین گاهی نیز آدرس وبلاگهای پورنو یا محتوای غیر اخلاقی توسط مراکز فیلترینگ بدستم می رسد که با توجه به سیاست خود سایت و فرهنگ کشور سعی میکنم برای جلوگیری از حساسیت آنها را مسدود کنم.در مورد وبلاگهای سیاسی هم کسی با ما تماسی نداشته است اما گاهی بعضی از این وبلاگها زیاده روی میکنند (مثلا توهین یا تمسخر مقامات بلند مرتبه سیاسی و مذهبی ) که در این مواقع برای حفظ بلاگفا هم که شده آنرا مسدود میکنیم که فکر نمیکنم که کل فعالیت سایت بلاگفا تعداد قابل توجهی به این دلیل مسدود شده باشند و اتفاقا به همین دلیل هم گاهی مورد اعتراض قرار میگیرم.
4.علیرضا شیرازی مجرد است تا متاهل؟ و چرا اینگونه؟
به نظرم این مسئله کمی زرد است و مرتبط با حریم خصوصی اما خوب احتمالا به همین دلیل بیش از هر مورد دیگری در بخش نظرات مورد توجه است. من مجرد هستم.دلیل آنهم وجود مشکل خاص ، بخت بد یا عدم علاقه به ازدواج یا مفهوم خانواده نیست. به شکل خلاصه عده ای زن میگیرند که ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده باشند و عده ای ازدواج میکنند چون کسی را آنقدر دوست دارند و به خود نزدیک می بینند که بخواهند زندگی اشان را با او تقسیم کنند. من مطمئنا جزو گروه دوم هستم و بنابراین نمی توانم همانند خرید خانه سبد خرید را بر دارم و فروشگاه سر کوچه به دنبال میوه مناسب باشم. همچنین معتقدم که بایستی از لحاظ شرایط اقتصادی و به خصوص روحی و شخصیتی به جای رسیده باشم که آمادگی تشکیل خانواده را داشته باشم. با توجه به آنچه گفته شد و به قول دوستی شاید روزی فرا رسد که با کسی آشنا شوم که ارزش تقسیم زندگی و شراکت در زندگی جدید را داشته باشد و آنروز بی تردید برای تشکیل خانواده اقدام خواهم کرد.
5. کمی از خودتان بگویید؟
با عرض پوزش این یکی هم شبیه سوالات نشریات زرد است. اما به هر حال بخشی از آنچه هستم در محتوای وبلاگم قابل مشاهده است. بیش از این خانواده ام (بخصوص مادرم) را خیلی خیلی دوست دارم. گوش دادن به موسیقی بزرگترین تفریح من است. از شنا، پیاده روی ، کافه شاپ نشینی با دوستان و وب گردی هم خوشم می آید. در سالهای اخیر مطالعاتم در حوزه تخصصی کامپیوتر بوده ولی از مطالعه درباره فرهنگها ، ادیان و مذاهب مختلف و روانشناسی هم لذت می برم.شاید شبیه شعار باشد اما علاقه خاصی به زندگی مرفه و آنچنانی ندارم اما زندگی متوسط و بدون ذغدغه های مالی برای رفع نیازهای اصلی و مهم و زندگی در جایی که از سطح فرهنگی و اجتماعی نزدیک به ایده آل هایم باشد را حق خودم میدانم و برای بدست آوردنش تلاش میکنم. تنها به دو گروه حسودی ام می شود اول آنهایی که سازندگان موسیقی هستند (سازنده و نه نوازنده) که کارشان برایم شبیه جادوگری است و دیگری نویسندگان و کسانی که قلم توانمندی دارند.