تبليغاتX
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی - ترانه ها درد ما میگویند
 
 
در یکی از مطالب وبلاگ با عنوان «ترانه هایی با طعم تلخ»  اشاره کردم که فضا و شرایط داخل کشور و روابط آدمها باعث شده است که ترانه هایی جدیدی در موسیقی پاپ شکل گرفته در داخل کشور بشنویم که نوعی اعتراض، بی تفاوتی و حتی نفرین در آن باشد که با ترانه های مرسوم که همواره خواننده را در غم فراغ یار و یا در حال توصیف خوبی دلدار نشان می داد متفاوت است. به هر حال شرایط اجتماعی و زندگی جوانان ایران بر ترانه سراها ، اشعار و خواننده ها تاثیر دارد و کم و بیش موسیقی و ترانه هایی نیز منتشر شده اند که اعتراض و توصیفی از شرایط فعلی جوانان یا کشور است. این موسیقی عموما برای ایرانیان داخل کشور جذاب است و طبیعی است که این موسیقی حداقل مورد علاقه خواننده و مخاطب خارج از کشور و مقیم لس آنجلس نیست و زادگاه اینگونه ترانه ها و موسیقی نیز جایی بهتر از ایران نیست (همانطور که آهنگها و ترانه های مهاجرت و دوری از وطن زادگاهی در خارج از کشور دارند) . یکی از نمونه های موفق اینگونه ترانه ها جبر جغرافیا محسن نامجو است. با یک جستجو ساده در موتورهای جستجو میتواند دریافت که این آهنگ و ترانه چقدر طرفدار دارد.

یک روز از خواب پا می شی، میبینی رفتی به باد
هیچ کس دو رو برت نیست همه رو بردی ز یاد
چند تا موی دیگه ت سفید شد، ای مرد بی اساس
جشن تولد تو باز مجلس عزاست  بریدی از اساس
قوز پشتت بیشتر شد، شونه هات افتاده تر
پیرامونت رو ببین با دقت می سوزن خشک وتر
این که زاده اسیایی رو می گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی، صبحونت شده سیگار وچایی
ای عرش کبریایی چیه پس تو سرت
کی با ما را می یایی جون مادرت
...
این که دستات رو سر می ذارن، این که با هات هیچ کاری ندارن
این که تو بازیشون راهت نمی دن
این که سر به سرت می ذارند
این که زاده اسیایی رو می گن جبر جغرافیایی
جبر جغرافیا - محسن نامجو

یکی دیگر از این نمونه ها آهنگ حرف اول از کاوه یغمائی است که اگرچه مدتی است از کشور خارج شده اما همچنان یک خواننده ایرانی به حساب می آید. فکر می کنم این آهنگ و بخصوص ترانه اش حرف خیلی از جوانهای ایرانی باشد.

حرف من، حرف خودم نیست
حرف خاکه، حرف ریشست
حرف دیروز ندیده، حرف فردا و همیشه ست
صحبت سکوت سرده، آدمای توی قابه
حرف این صورتکها نیست، حرف اونوره نقابه
حرف تردید یه نسله میون رفتن و موندن
بین خوابیدن تا ظهر یا دم سحر پریدن
یکی باید بگه آخر من و تو کجای کاریم
وسط یه راه روشن یا هنوزم توی غاریم
یکی باید بگه آخر چرا رنگ ما پریده
چرا با این همه عینک هیچ کسی ما رو ندیده
تو بگو اگر که حرفهام، واسه تو شنیدنی نیست
من امروزو نگاه کن، دیگه عکسهام دیدنی نیست
حرف آخر رو نمیگم، تا نگی خوابت پریده
هرکی رو دیوار گوشش، آخرین حرف رو شنیده
حرف اول - کاوه یغمائی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 21:17  توسط علیرضا  |