در ادامه مطالبی که در دو هفته گذشته در مورد بلاگفا نوشتم. بد نیست اشاره ای هم به جنجال حقوقی بلاگفا داشته باشم.
احتمالا به خاطر دارید که یک سال و نیم پیش برخی مدعی واگذاری بلاگفا شدند که البته تکذیب شد و از مدعیان نیز دعوت کردم به جای جنجال ادعای خود را از طریق حقوقی پیگیری کنند. متاسفانه این روند از راه درست خود پیش نرفت و با حمایت یکی از رقبای سایت ادعاهایی علیه من در برخی رسانه ها مطرح شد و حتی در یک صفحه کامل از روزنامه اعتماد ملی مطلبی علیه من و سایت نوشته شد که در آن تهمت کلاه برداری نیز به من زده شد و یا در خبرگذاری ایلنا شاکیان مدعی شدند که ظرف دو هفته سایت را فیلتر میکنند! . من علاقه ای به درگیری در این موضوع نداشتم و مدتی بعد هم در پستی که در همین وبلاگ داشتم اشاره کردم که زمان بهترین روشنگر است و اجازه دهید تا زمان همه چیز را مشخص کند. حال پس از مدتها بد نیست نگاهی به حکم موجه نبودن ادعاها و تهمت های که به قصد لطمه به اعتبار من و سایت زده شد داشته باشیم تصویری که مشاهده می کنید حکم نهایی و پس از تجدید نظری است که بر رد تهمتها و درستی گفته های من تاکید میکند (تصویر بزرگتر لینک شده است). به زبان ساده شکایتی که از طرف وکیل شاکیان (احتمالا جهت دستاویزی برای ادعاهای آتی) صورت گرفته است توسط دادگاه رد و قرار منع تعقیب حقوقی من صادر شده است و نهایتا این حکم با اعتراض وکیل شاکیان به دادگاه تجدید نظر رفته است که دادگاه تجدید نظر نیز با بی دلیل بودن اعتراض شاکی حکم دادگاه قبلی را تائید و حکم قطعی را صادر کرده است و این بدین معنا است که اتهام وارد شده توسط شاکیان قابل قبول نبوده و نیازی به پیگرد حقوقی من نیست. این حکم از لحاظ دیگری نیز اهمیت دارد چرا که سندی حقوقی و محکم برای اعاده حیثیت توسط من است و مطمئنا پیگیری حقوقی آن عقوبت سختی برای مدعیان خواهد داشت.البته نکات جالبی در پرونده دیده می شود برای نمونه وکیلی که نام آن در سند ذکر شده است بصورت غیر مستقیم وکیل شاکیان بوده و در واقع وکالت از طرف فرد دیگری واگذار شده است که اتفاقا فرد مذکور کارمند و همکار نزدیک مدیر یکی از سرویسهای وبلاگ فارسی است.(تصاویر و مستندات لازم جهت اثبات این قضیه وجود دارد). این مسئله با توجه حمایتها و شانتاژهای رسانه ای و سوء استفاده از این موضوع توسط مدیر سرویس وبلاگ فوق قابل درک است.
حال سوال اینجاست که براستی چه برخوردی شایسته کسانی است که با اعتبار من و یک مجموعه بازی کردند؟ چرا بایستی رسانه هایی (مانند خبرگزاری موج، ایلنا و یا روزنامه اعتماد ملی) بازیچه رقابتهای ناسالم علیه یک مجموعه شوند و بدون ادله محکم و حتی عدم مراجعه و کسب اطلاعات از من به نوعی در تخریب شخصیت و اعتبار من همراه شوند؟ براستی تاوان آن تهمتها و دروغ پردازیها و همه آن ناراحتی های من چیست؟