فیلترینگ خوب
بله، فیلترینگ در مواردی مفید و حتی الزامی است. کمتر خانوده ایرانی (وحتی خارجی) را میتوان یافت که با دسترسی فرزند نابالغ خود به تصاویر و مطالب پورنو یا انحرافات جنسی مشکل نداشته باشد و در واقع این دغدغه بسیاری از خانوادهایی است که فرزندانشان به اینترنت دسترسی دارند. بنابراین میتوان محدودیت دسترسی به سایتهای پورنو را گامی در جهت پاسخگویی به این دغدغه خانواده ها و جامعه دانست.محدودیتی که با کاهش نگرانیها از تاثیرات منفی اینترنت به نوعی باعث استقبال بیشتر از این پدیده شود. اما فیلترینگ تنها در مورد مطالب پورنو یا انحرافات جنسی کاربرد ندارد. در نظر بگیرید که امروز متوجه شده اید که فرد ناشناسی تصاویر خصوصی شما یا افراد خانواده اتان (مانند خواهر یا همسرتان) را بدون اجازه در یک صفحه اینترنتی منتشر کرده است و این قضیه باعث دردسر و ناراحتی شما و خانواده اتان شده است. یا در سایت یا صفحه اینترنتی دیگر به شما یا افراد خانواده اتان توهین شده است.مواردی را دیده ام که فردی احتمالا برای انتقام با انتشار تصاویر خصوصی زنی و حتی تلفن تماس وی و معرفی وی به عنوان فردی فاسد باعث ناراحتی بسیار زیاد برای او و خانواده اش شده است. براستی چگونه میتوان جلوی چنین تخلفاتی را گرفت؟ شاید فیلتر کردن آن صفحه یا سایت بخصوص حداقل پاسخی برای سوال فوق باشد. در واقع در جایی که آزادیهای اینترنت باعث تجاوز به حقوق خصوصی افراد شود فیلترینگ و محدودیت دسترسی به صفحه یا سایت اینترنتی متخلف مفید است. این مسئله در شکل دیگری مثلا برای یک شرکت یا موسسه اقتصادی نیز میتواند اتفاق بیافتد و مثلا یک سایت خبری با مدیریت نامعلوم اقدام به انتشار اطلاعات نادرست یا حتی مغرضانه بر علیه محصولات یا فعالیتهای یک شرکت داشته کند و حتی اجازه پاسخگویی را نیز به شرکت یا موسسه فوق ندهد. اینجا نیز فیلترینگ مفید است. در سطح کلی تر نیز میتوان انتظار داشت که دولت و نهادهای قضایی چه به عنوان نماینده مردم و چه به عنوان یک نهاد یا موسسه، حقوقی را برای خود متصور باشند. برای مثال انتشار مطالب دروغ یا توهین به مسئولان یا انتشار اطلاعات طبقه بندی شده از جمله مواردی است که شاید هر حکومتی آنرا تحمل نکند. بنابراین اگر منصفانه نگاه کنیم مواردی وجود دارند که فیلترینگ میتواند عاملی برای دفاع از حقوق شهروندان و دولتها باشد.
فیلترینگ بد
وقتی چیزی از جاده اعتدال خارج شد، وقتی مسئله ای مثل فیلترینگ بازیچه سلیقه های سیاسی یا فرهنگی افراد یا نهادهای مختلف شد و وقتی فیلترینگ ابزاری برای یک طرفه کردن اطلاع رسانی و تعیین دانسته ها و نادانسته های شهروندان شد آنگاه درباره فیلترینگی صحبت میکنیم که نه مفید است و نه میتوان از آن دفاع کرد. وقتی دسترسی مردم به پدیده بزرگ و جهانی اینترنت بازیچه سلیقه ها و منافع حزبی شود یا اینکه افراد تندرو که قاعدتا نماینده نظرات و خواسته های اصلی جامعه نیستند به دنبال ایجاد محدودیتهای سلیقه ای باشند فیلترینگ از مسیر درست خارج شده است. انتظار کاربران و شهروندان این است که فیلترینگ در جهت تامین حقوق جامعه و سالم سازی محیط اینترنت باشند پس وقتی فیلترینگ از این هدف دور شده و مثلا در جهت تامین حقوق حزب یا گرایشهای سیاسی و فرهنگی خاصی باشد نبایستی انتظار دفاع از آنرا داشت.
اما فیلترینگ حتی از آنچه که گفته شد میتواند بدتر نیز باشد. زمانی که فیلترینگ حاوی اشتباهات زیاد در دسترسی به سایتهای مفید (یا حداقل بدون مشکل خاصی ) باشد و روند درستی نیز برای تصحیح مشکلات و رفع فیلتر شدن موارد اشتباه نباشند و در عین حال نهاد پاسخگویی نیز وجود نداشته باشند آنگاه وضعیت بدتر شده است. البته طبیعتا کسی انتظار ندارد که حکومت برای هر موردی که فیلتر میکند اطلاعیه صادر کند اما حداقل انتظار می رود که مثلا مدیران سایتها یا حتی کاربران مرجعی برای گزارش فیلترینگ اشتباه یا حداقل پیگیری دلیل فیلترینگ داشته باشند.
فیلترینگ مختص کشور ایران نیست.حتی کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز زمانی که بحث حقوق شهروندان و موارد قانونی است سخت گیر هستند البته با توجه به تمرکز اطلاعات اینترنت در این کشورها شکل کار کمی فرق میکند و مثلا با دستور قضائی شرکت میزبان سایت یا شرکت سرویس دهنده ملزم به برخورد و متوقف کردن فعالیت سایت می شود. به هر حال همواره دلایلی وجود دارند که میتواند فیلترینگ معتدل و درست را موجه کنند. اعتدال در فیلترینگ، واضح بودن قوانین و در عین حال در نظر گرفتن دیدگاههای فنی، تخصصی و حقوقی در این مورد و توجه به حقوق شهروندان و همچنین پاسخگویی مراجع مرتبط میتواند فیلترینگ قابل دفاع و مفید را محقق کند.