1. توجه دولت به بخش زیر ساخت و عدم ورود دولت به بخشی که در توانایی بخش خصوصی است
بسیار مهم است که دولت سرمایه گذاری خود در این زمینه را متمرکز به توسعه زیر ساخت و جایی که بخش خصوصی یا توان فعالیت در آن را ندارد یا بازدهی مناسبی در آن نمی بیند کند. برای مثال شاید بخش خصوصی علاقه ای به سرمایه گذاری و کشیدن فیبر نوری بین شهرها به دلیل عدم توان یا نبود بازدهی مالی مناسبی نداشته باشد و این جایی است که بخش دولتی بایستی با قدرت وارد عمل شود. دولت بایستی بر این تمرکز کند که اینترنت را با سرعت و هزینه مناسب برای عموم شهروندان فراهم کند. همچنین در بخش اینترنت پرسرعت هم اگر چه انتظار ندارم که دولت با بخش خصوصی رقابت کند اما میتواند چهارچوبی برای سرعت و میزان توسعه در هر منطقه و شهر برای بخش خصوصی فراهم کند و تمام تلاش خود را برای همکاری با بخش خصوصی انجام دهد اما اگر بخش خصوصی به هر دلیلی با سرعت مناسب برنامه ها و روند توسعه را طی نکرد خود دولت شرایط را فراهم کند. در دولت پیشین و کم و بیش در دولت فعلی بودجه قابل توجهی برای مواردی اختصاص داده شد که بخش خصوصی به راحتی از پس آن بر می آمد و در واقع دولت با تزریق نه چندان با حساب و کتاب پول تحت عنوان حمایت از بخش خصوصی و توسعه آی تی تنها یک بخش خصوصی محتاج به پولهای دولت را تقویت کرده است. رونق مصنوعی در این بخش هم با توقف کمک مالی متوقف شده است و البته با نگاهی دقیق تر میتوان متوجه شد که بخش کوچکی از شرکتهای خصوصی بخش بزرگی از این کمکهای مالی را دریافت کرده اند و مثلا شرکتهای نزدیک به منابع مالی دولتی بخش قابل توجهی از پول را جذب کرده اند و بدین معناست که دولت در رقابت بین بخش خصوصی اختلال کرده و بخش خاصی را حمایت کرده است. به عنوان یک کارشناس نرم افزار خوب می دانم که راه اندازی یک سایت یا نرم افزار هرچقدر هم بزرگ باشد هیچ نیازی به کمک دولتی ندارد و در توان شرکتهای خصوصی هست . البته بخش خصوصی همواره مایل است از دولت کمک بگیرد اما وظیفه دولت کمک مالی به بخش خصوصی آنهم در زمینه های که بخش خصوصی واقعا نیازی به آن ندارد نیست بلکه حمایت و نظارت برای یک شکل گیری یک رقابت سالم در بخش خصوصی است.
2.شوراها جمع شوند!
اگر نگاهی به اخبار فن آوری اطلاعات داشته باشید نام مجموعه ای از شوراهای مختلف را خواهید دید که به نوعی یا خود را متولی حوزه آی تی می دانند یا در حال تصمیم گیری و یا خرج پولهای دولتی در این بخش هستند. برخی از شوراها دقیقا اهداف یا وظایف موازی دارند و به برخی دیگر اصلا نیازی نیست. به نظرم دولت باید در مورد حذف این شوراها اصرار بورزد. شخصا فکر میکنم در بخش فنی و علمی وزارت ارتباطات میتواند متولی باشد و برنامه های توسعه آی تی در کشور را با توجه به توان،امکانات و بودجه خود طراحی و پیاده سازی کند و نیازی به چندین شورای موازی در این زمینه نیست. اگر هم قرار است حمایت خاصی از برخی محصولات فرهنگی مثل نرم افزار یا سایتهای مذهبی شود فکر میکنم یک معاونت وزارت ارشاد بتواند در این زمینه فعالیت کند و نیازی به چندین شورا یا سازمانهای مختلف با بودجه های آنچنانی نیست.
3.اصلاح دید مسئولان !
بله واقعا به این امر نیازمند هستیم! مسئولین یا نهادهای که فکر میکنند سرعت اینترنت برای کاربر خانگی بایستی محدود باشد و در حالیکه هیچوقت دلیل آن را مشخصاً ذکر نمیکنند و تنها آنرا به این مثال که این سرعت برای دسترسی به یک کتاب دیجیتال کافی است توجیه میکنند. این نوع دید و نگاه به فن آوری در نوع خود منحصر به فرد است حداقل اگر دلیل منطقی خاصی پشت چنین تصمیمی است بایستی به اطلاع مردم برسد.
4.فیلترینگ و پاسخگویی
فعالیت من در اینترنت از قبل اجباری شون فیلترینگ توسط شرکتهای سرویس دهنده اینترنت آغاز شده بود و تقریبا در هر دوره ای به نوعی با آن درگیر شده ام و اگرچه مانند برخی مخالف صد در صد فیلترینگ نیستم اما همواره معتقد بودم فیلتر شدن بسیاری از سایتها یا اشتباهی یا ناشی از نوعی دید محدود بوده است. در چند سال اخیر شاهد پیشرفت خوبی در پاسخگویی نهاد فنی فیلترینگ بوده ام و حداقل بعد از مدتها یک ایمیل و شماره فکس برای پیگیری فیلترینگ اعلام شد و شخصا دهها مدیر سایت یا وبلاگ نویس را می شناسم که با مکاتبه با ایمیل نهاد مربوطه توانستند مشکل را متوجه و با رفع آن سایت یا وبلاگ خود را رفع فیلتر کنند. این به نظر من اقدام مثبتی بوده و چه خوب است که سعی شود در این زمینه اطلاع رسانی و تعامل با مدیران سایتها بیشتر شود. همین قضیه فیلتر شدن اخیر فیس بوک نمونه ای از کمبود اطلاع رسانی در این زمینه است و عدم اطلاع رسانی در مورد دلیل اصلی فیلترینگ این سایت باعث برداشتهای متفاوتی از دلیل فیلتر شدن آن شد.
5.اینترنت جایی برای اطلاع رسانی است!
در این چندان احزاب و گروههای سیاسی و همچنین اشخاص دولتی یا سیاسی خوب یاد گرفته اند که با راه اندازی سایتهای خبری به رقیب بتازند و یا هر فعالیت سیاسی خود را به اطلاع مردم برسانند. رئیس جمهور وبلاگ دارد و دولت هم چندین سایت اطلاع رسانی دارد اما فکر میکنم در کنار خبرهای سیاسی یا درد و دل با مردم بتوان جایی برای شفافیت اقتصادی باز کرد اینکه وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و در واقع هر جایی که از بودجه دولتی سهم دارد متعهد شود جزئیاتی از هزینه ها ، مخارج و جزئیات مالی قراردادهای خود را منتشر کند اینگونه این شرایط برای مردم و کارشناسان ( که در شرایط معمول به اسناد مالی وزارتخانه ها و نهادها دسترسی ندارند ) فراهم می شود تا نظارتی بر مخارج سازمانها داشته و یا آنرا ارزیابی کنند و فکر میکنم این شفافیت اقتصادی بیش از هر چیز به نفع نظام خواهد بود.