جنبشهای عدلتخواهی زنان در ایران دو مشکل بزرگ دارد یکی از آنها تکیه زیاد به محدوده خاصی از فرهیختگان و روشنفکران جامعه است و دیگری تلاش برای تغییر در جامعه آنهم از بالا به پایین یعنی از سمت حکومت به جامعه است. نسل ما نیز کم و بیش شاهد حرکتهای گروههای مختلف طرفدار حقوق زنان بوده است و البته این روزها نیز با وجود اینترنت این حرکتها نمود بیشتری دارد اما هنوز هم این مشکل در حرکتهای اخیر این جنبشها دیده می شود در واقع بخش بزرگ جامعه زنان ایرانی از این فعالیتها بی خبر هستند.
بایستی بپذیرم که بسیاری از زنان جامعه ما (همانند بسیاری از مردان همین جامعه ) روزنامه های اصلاح طلب را نمی خوانند ، نشریات طرفدار برابری حقوق زنان را مطالعه نمی کنند و بسیاری از آنها دسترسی به اینترنت ندارد حتی بسیاری از زنان دانشگاهی هم چندان فعالیتهای جنبش های طرفدار حقوق برابر زنان را پیگیری نمیکنند. از طرفی نیز نیروی بازدارنده زیادی نیز در بدنه حکومت وجود دارد که دلایل آن نیز برای ما روشن است و در چنین شرایطی انتظار تغییر قوانین و یا تبلیغ نظراتی که مورد نظر گروههای طرفدار حقوق زنان است از رسانه های دولتی بعید به نظر می رسد.
حال در چنین شرایطی به نظرم جنبشهای فوق بایستی به دنبال اعمال تغییرات از پایین به بالا باشند و فکر هم نمی کنم با گردهمایی، تظاهرات یا اینگونه مسائل کار چندانی پیش برود و شاید در چنین شرایطی بهتر باشد که علاقمندان و فعالان دراین زمینه به فکر روشن کردن ذهن اکثریت جامعه و بالا بردن انتظار آنها با کارهای عملی (و نمادین )باشد.برای مثال فکر میکنم می توان جزوه هایی تهیه کرد و آنرا در بین خانواده های شهرهای مختلف پخش کرد و در این جزوه ها حقوق فعلی زنان و آنچه که بهتر است داشته باشند توضیح داده شود.بسیاری از زنان جامعه حتی از بسیاری از حقوقی که قوانین فعلی کشور برای آنها قائل شده است بی خبر هستند و بسیاری دیگر از حقوقی که می توانند با آن زندگی بهتری داشته باشند آگاهی ندارند. با آگاه کردن طبقات مختلف جامعه و بالا بردن انتظار زنان جامعه میتوان انتظار داشت که دیگر خواسته های جنبشهای زنان تنها محدود به طبقه خاصی نباشد و به عبارتی دیگر تنها محدود به عده ای روشنفکر و دانشجو نباشد و از طرفی هم حکومت هم ناچار است به خواست اکثریت جامعه حتی اگر به شکل غیر مسقیم باشد تن در دهد.
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 21:21  توسط علیرضا
|