اوضاع اصلا خوب نبود، ابرهای سیاه آسمان زندگی علیرضا شیرازی را پوشانده بودند و زندگی رنگ تلخی گرفته بود.صحبت از جبهه کم فشار یا پرفشار نبود اما خوب شاید رعد برقها کار خود را کرده بودند. پس از یک مهمانی خانوادگی دو روزه در حال وصل کابل برق و مودم لب تاپ نازنین بودم که به اشتباه کابل مودم را به پریز برق زدم و بوووم! چشمانم سیاهی رفت لحظاتی طول کشید که بفهمم چه اتفاقی برای نازنینم افتاده است و خوشبختانه با وجودی که لپ تاپ روشن بودم آسیبی به مادر برد آن یا دیگر قطعات مهم نرسیده بود که اگر رسیده بود سیه پوش می شدم.به هر حال فاجعه ای در حد و اندازه خرابی فکس مودم لپ تاپ اتفاق افتاده بود و معلوم بود چیزی در درون لپ تاپ ترکیده بود و قاعدتا دیگر از اینترنت هم خبری نبود. ناراحت و عصبی بودم و از اینکه چنین بی دقتی را کرده بودم خود را لعنت می کردم. معمولا چنین اتفاقی برای لپ تاپ در ایران به معنای دست کشیدن از مودم اصلی و استفاده از مودم های کارتی یا یو اس بی است . آنقدر حالم بد بود که تا صبح نخوابیدم و درست از ساعت هشت صبح و در یکی از شلوغ ترین روزهای کاری ماه اخیر مجبور شدم به فکر تعمیر لپ تاپم هم باشم. همانطور که پیش بینی میکردم پیشنهاد بسیاری همان استفاده از یک مودم دیگر بود بخصوص اینکه قطعات VAIO نیز سخت در بازار پیدا میشود. اما در نهایت با کمک تخصص و وقتی که دوست نازنینی در بخش فنی
پارس لپ تاپ برایم گذاشت و پس از چندین ساعت مودم درست شد و ابرهای سیاه از آسمان زندگی ام رخت بربست.
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 0:37  توسط علیرضا
|