در زمان رقابت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در یک مصاحبه با مجری بخش اخبار و در پاسخ به سوالی درباره نحوه تفکر و برخورد ایشان با پوشش خانمها (منظور همان مانتوها و ..) بود ایشان با لبخند گفتند که مشکل کشور این نیست و به نوعی برخورد قهر آمیز با آنرا رد کردند. در آن زمان فکر کردم که آقای احمدی نژاد از تجربه نزدیک به سه دهه حکومت جمهوری اسلامی که در دولت پیشین و اواخر دولت آقای هاشمی نیز مد نظر بوده است یعنی عدم برخورد پلیسی با جزئیاتی همچون شکل مانتو یا نوع پوشش جوانان استفاده خواهند کرد. اما با اجرای طرحی که این روزها و به این شکل اجرا شده است از خود سوال میکنم که لبخند آن شب و پاسخ آقای احمدی نژاد که مشکل کشور این نیست براستی چه معنایی داشت ؟
وقتی در روزهای گذشته مطبوعات و رسانه های دولتی به صورت هماهنگ آمارهایی آنچنانی در مورد موافقت اکثریت مطلق جامعه در مورد برخورد با بد حجابی و لزوم داشتن حجاب مناسب منتشر کردند و همچنین طرح این مسئله که بدحجابی امنیت جامعه را به خطر می اندازند و مطرح کردن آن به عنوان جرمی امنیتی می شد حدس زد که اجری طرح برخورد با بد حجابی اینبار تنها یک ماموریت ساده نیروی انتظامی نخواهد بود. این روزها تهران شاهد جوی پلیسی و انتظامی است که البته هدف آن دزدها یا اشرار نیستند بلکه هدف جوانان هستند. جرم نیز مشخص است (مانتوی کوتاه، کمی زلف نمایان، تی شرت تصویردار و...)
قصدم دفاع از آنچه به اصلاح بد حجابی خوانده می شود یا حمله به عملکرد نیروی انتظامی نیست اما سالهاست که حتی بخشی از دولتمردان و صاحبنظران نیز مخالف برخورد قهر آمیز و پلیسی با سلیقه مردم و جوانان در انتخاب پوششان هستند. آنچه این روزها در حال اتفاق است شاید یک مانور در جهت نمایش اعتقاد به ارزشها در دولت باشد و قاعدتا طرفداران خاص خود را هم خواهد داشت اما بی تردید بسیاری از مخالفان حکومت و همچنین مخالفان دولت فعلی را نیز خوشحال کرده است . حداقل به دلیل ایرانی بودن و سن خود با ذهنیت بسیاری از جوانان ایرانی آشنا هستم آنها به دلیل مخالفت به حکومت تی شرت مارک دار یا مانتو کوتاه نمی پوشند ولی در صورتی که با آنها برخورد انتظامی شود (بازداشت و پرونده سازی ، آزار و..) فقط یک نتیجه حاصل می شود آنها احتمالا کمی پوشش خود را محدود تر میکنند اما مطمئنا از کل دولت متنفر می شوند این حتی به دولت هم محدود نمی شود و به نوعی به برداشت جوانان به کل حکومت لطمه خواهد زد . شاید برای بسیاری محدودیتهای سیاسی مهم نباشد اما برخورد به دلیل نوع پوشش مطمئنا یک محدودیت مهم است. از جوانی که بدلیل نوع پوشش خود اینچنین مورد برخورد انتظامی قرار میگرد نباید انتظار داشت که در شرایطی که حکومت به آنها نیاز دارد آماده همکاری باشند و البته مخالفت با دولت در این جوانان تنها به چند سال جوانی محدود نخواهد شد آنها بخشی از تنفر و عقاید خود را فرزندانشان نیز منتقل خواهند کرد( ساده لوح خواهیم بود اگر انتظار داشته باشیم که دختری که به خاطر مانتوی کوتاهش چندین ساعت بازداشت شده و آزار دیده است به فرزندان خود عشق و اعتماد به دولتمردان را یاد بدهد!)
جو پلیسی که این روزها به بهانه هایی که برخورد با پوشش نامناسب و ... در جامعه شکل گرفته است قاعدتا قربانیان و هزینه هایی نیز خواهند داشت بطور مشخص بخشی از آنها را دولت فعلی در انتخابات آتی پرداخت خواهد کرد و البته وجهه نیروی انتظامی نیز بایستی در نظر گرفته شود. عجیب است که در شرایطی که دولت بیشتر به حمایت اقشار مختلف جامعه در برابر تهدیدهای کشورهای دیگر و یا تحریمها نیازمند چنین شرایطی که در جامعه ایجاد کرده است؟
البته برخورد پلیسی با نوع پوشش جوانان نشان از یک نکته مهم دیگر نیز دارد و آن شکست سیاستهای فرهنگی دولتمردان در سه دهه اخیر است.جوانانی که در میادین و یا مراکز خرید با پوششی که با پوشش پیشنهادی دولتمردان فاصله دارد می بینیم از غرب نیامده اند یا با بدلیل تهدید نظامی مجبور به استفاده از این پوشش نشده اند. سالهاست که مدعی برتری و نفوذ بیشتر فرهنگ و ارزشهایمان نسبت به فرهنگ غرب هستیم و صدا و سیما و دیگر رسانه ها نیز در این سه دهه تحت کنترل و نظارت حکومت بوده و در حال تبلیغ سیاستهای فرهنگی دولت هستند چرا آنها نتوانستند جوانان علاقمند را استفاده از پوشش دلخواه دولتمردان کنند؟ آیا تنها بهانه وجود چند شبکه ماهواره ای ایرانی است که بودجه آنها صدها برابر کمتر از سیمای ملی است؟
+
نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 19:51  توسط علیرضا
|