وبلاگ نویسان همانند دیگر شهروندان جامعه از عملکرد دولتمردان و پیامدهای اجرای سیاستها و تصمیمات آنها تاثیر می پذیرند و طبیعی است که بخشی از نظرات ایشان درباره تصمیمات دلتمردان و شرایط کشور در وبلاگها نیز منعکس شود. برخی از وبلاگها بصورت تخصصی به حوزه سیاست یا فرهنگ می پردازند و ممکن است در این زمینه گرایش یا نزدیکی خاصی به یک گروه ، حزب یا تفکر سیاسی و فرهنگی خاص داشته باشند یا نگاهی منتقدانه به عملکرد دولت داشته باشند و برخی دیگر نیز همانند بسیاری از مردم جامعه در کنار دیگر علاقمندی ها خود همچون بحثهای فنی، هنر، ادبیات یا خاطرات شخصی گاهی نیز نسبت به تصمیمات فرهنگی یا سیاسی واکنش نشان می دهند. تا اینجای بحث نه تنها مشکلی وجود ندارد بلکه به نظرم از قدرت بسیار موثر و مثبت وبلاگها صحبت شده است که این بخصوص در فضای سیاسی کشور ما دوچندان می شود.
اما آنچه که گاهی حداقل از نظر بنده میتواند نادرست باشد فحاشی و نسبت دادن واژه های زشت و رکیک به مسئولین دولتی یا فرهنگی و گاهی حتی مذهبی است. متاسفانه در سالهای اخیر از زشتی معنای برخی از فحشها و کلمات رکیک در نزد نسل جوان کاسته شده و گاهی این کلمات در ارتباطهای دوستانه نیز بکار گرفته می شود اما وقتی در مورد نوشتن و وبلاگ به عنوان رسانه ای فردی صحبت میکنیم شاید بتوانیم انتظار داشته باشیم که نویسنده وبلاگ در استفاده از چنین واژه هایی در مطالب خود دقت بیشتری داشته باشد. بی تردید وبلاگها میتوانند جایگاهی برای انتقاد و اعتراض به عملکرد اشتباه مسئولین اداره کشور توسط شهروندان باشند اما هنگامیکه که در این مطالب اعتراضی از فحشهای رکیک استفاده می شود نه تنها مطالب انتقادی یا اعتراضی بخشی از ارزش خود را از دست می دهند بلکه حداقل با توجه شرایط فرهنگی و سیاسی حاکم در کشور باعث ایجاد حساسیتهای نسبت به وبلاگها نیز خواهند شد. در نظر بگیرید فرد یا گروهی بخشی از مطالب وبلاگهایی را در آنها با فحشهای رکیک به مقامات دولتی و حکومتی توهین شده است را به صورت گزارشی تهیه و در اختیار برخی مسئولین و تصمیم گیرندگان قرار دهند و بخصوص فرض کنید این فحاشی ها نسبت به یک مقام مذهبی باشد قابل تصور است که چنین گزارشهایی تاثیر مثبتی بر دیدگاه مسئولینی که تصمیمات آنها میتواند فضای وبلاگها را تحت تاثیر قرار دهد نخواهند داشت. به خاطر داشته باشیم که نسبت دادن واژه های رکیک به مسئولینی که به سیاستها و عملکردشان معترض هستیم نه تنها تاثیر چندانی بر ایشان نخواهد داشت بلکه فحاشی مداوم در یک وبلاگ می تواند از احترام و ارزشی که خوانندگان برای نویسنده وبلاگ قائلند نیز بکاهد.
معتقدم که نمی توان یا بهتر بگویم نباید به وبلاگ نویسان شیوه نوشتن و ارائه مطالبشان را دیکته کرد اما به عنوان یک پیشنهاد، نویسندگان وبلاگها میتوانند انتقاد یا اعتراض مؤدبانه را جایگزین مطالبی کنند که در آن با فحش و واژه های رکیک به عملکرد دلتمردان اعتراض شده است. در چنین شرایطی میتواند انتظار داشت که اعتراض ها و انتقادات تاثیر جدی تر و بیشتری داشته باشد و در عین حال از ایجاد نگاه منفی و بستری برای تصمیمات محدود کننده در ذهن برخی مسئولین نیز جلوگیری شود که هر دوی اینها میتواند کمکی برای پایداری و توسعه فضای وبلاگها باشد.
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 5:25  توسط علیرضا
|