لزوم تدوین آیین نامه برای ایمیلهای تبلیغاتی

افرادی که با فضای تبلیغات و کسب و کار مرتبط با آن آشنا هستند با آیین نامه و نظارتهایی که در این زمینه وجود دارند آشنا هستند هرچند این نظارتها بیشتر در بخش محتوای تبلیغ است تا شیوه تبلیغ و البته خیلی سخت نیست که تبلیغاتی را ببنیم که آزاردهنده هستند. برچسبهای شرکت های لوله باز کنی بر در و دیوار منازل یا برچسبهایی که بر کوچه ها و مسیرهای رفت و آمد چسبیده است. البته مجاز نیستند اما سخت گیری خاصی هم بر این شیوه تبلیغاتی صورت نمی گیرد و چه بسا قانون و ضمانت اجرایی مناسب برای برخورد وجود ندارد.
در فضای مجازی نیز اما اوضاع شکل بدتری دارد و نه تنها در ایران که در بسیاری از کشورها اسپم هزینه قابل توجهی بر شرکتها تحمیل میکند. بطوریکه بخش قابل توجه به از پهنای باند اینترنت صرف ترافیک حاصل از اسپم می شود.
در کشور ما تاکنون توجه چندانی به اثرات سوء اسپم نشده است و یا حداقل اراده خاصی برای مدیریت آن وجود نداشته است. نهادیی مانند شورای عالی فضای مجازی،وزارت ارشاد، دادستانی و پلیس فتا می توانند در زمینه تدوین آیین نامه هایی در این زمینه  و نظارت بر آن وارد شوند. البته شاید نتوان برای میلیونها اسپم ارسالی از دیگر کشورها نظارت کرد اما میتوان آیین نامه ای برای تبلیغات ایمیلی شرکتها، سایتها و کسب و کارهای آنلاین ایرانی تدوین کرد و در شکل ساده چهارچوب و انتظاری اخلافی برای فعالیت و در شکل حقوقی فرصتی برای نظارت و برخورد با نقض کننده را شکل داد.
شاید بتوان بطور خلاصه موارد زیر را در چهارچوپ یک آیین نامه برای تبلیغات ایمیلی در نظر گرفت.

  • جمع آوری و فروش بانکهای اطلاعاتی ایمیل کاربران
  • ممنوعیت یا تدوین شرایط واگذاری یا فروش بانک اطلاعاتی ایمیل کاربران یک سایت یا سرویس به شخص ثالث و کارکردی دیگر
  • اشاره به سیاست استفاده از ایمیل کاربران در قوانین استفاده از خدمات یک سایت یا سرویس و آگاه سازی کاربران (مواردی مانند ارسال خبرنامه ، تبلیغات و ...)
  • وجود لینک و شرایط آسان لغو عضویت کاربران از ایمیلهای خبرنامه و نظارت بر صحت کارکرد آن
  • اعلام دقیق ارسال کننده ایمیل و دلیل ارسال آن در محتوای ایمیلهای خبرنامه و تبلیغاتی (مانند عضویت در یک سایت یا خبرنامه)
  • تدوین شرایط صحیح عضویت در خبرنامه (در مواردی که افراد بدون اطلاع یا خواست خود در خبرنامه ای عضو می شوند)

غرب، رشد پوپولیسم یا نادیده گرفتن واقعیات جامعه

مدتی است که رسانه های غربی از رشد و قدرت گرفتن احزاب و سیاستمداران پوپولیست می گویند. برکسیت ، پیروزی ترامپ و تقویت احزاب راست افراطی در برخی کشورهای اروپایی مانند هلند شاید سندی باشد بر چنین ادعایی، اما آیا براستی پوپولیسم در غرب در حال رشد و قدرت گرفتن است؟

حقیقت این است که رسانه های اروپایی که عموماً تحت تاثیر جریانهای روشنفکری هستند تقریباً به هر حزب یا فردی را که با سیاستهای لیبرالها مخالف است، از استقلال بیشتر کشورهایشان دفاع میکند و یا با موج مهاجرت و پذیرش آنها در غرب مخالف است برچسب پوپولیسم می زنند. بی تردید بخشی از آنچه گفته می شود در چهارچوپ پوپولیسم میگنجد اما الزاماً همه آنچه گفته می شود پوپولیسم نیست و در واقع الزاماً صحبت از خواستهای جامعه را نمی توان عوام گرایانه دانست و در عین حال بخشی از آنچه احزاب و سیاستمداران محافظه کار و راست افراطی می گویند نه تنها به محبوبیت آنها کمکی نمی کند که چه بسا مخالف در بین عوام جامعه نیز شود و در واقع صرفاً بیان گرایش سیاسی و افکارشان در حوزه چگونگی مدیریت کشور است.

مشکلی که شاید باعث تقویت جریانهای راست افراطی و محافظه کار در غرب شده است نادیده گرفتن واقعیات جامعه و خواست و نیازهای مردم توسط رسانه ها و احزاب حاکم و لیبرال در غرب بوده است. برای سالها این رسانه ها و احزاب به جای تاثیر از جامعه آنرا خط می دادند و به نظر میرسد از جایی به بعد دیگر چنین راهبردی تاثیر گذار نیست. شاید اثر گلخانه ای یا گرمایش زمین برای دانشمندان و سیاستمداران و بخشی از جامعه دغدغه باشد اما برای جامعه ای که درگیر بیکاری و کاهش توان خرید است اولویتی برای انتخاب سیاستمداران نیست. شاید صحبت از اروپای واحد بسیار جالب باشد اما در نهایت بخشی از جامعه در ارتباط با تاثیر مستقیم آن در زندگی و منطقه خود فکر میکند و ممکن است تصمیم به تغییر بگیرد و این دیگر ارتباطی با پوپولیسم ندارد.